- Advertisement -

احیای محتمل قدرت ترکیه در دوره بایدن

عصرآزادی آنلاین/ دکتر قدیر گلکاریان

از چند ماه پیش جهش سریع و ملخی ترکیه در سیاست خارجی را شاهد هستیم. به طوری که بسیاری از ادعاها و موضع گیریهای دولت ترکیه به رهبری اردوغان را متفاوت از آنچه بیان شده و یا به نمایش گذاشته شده مشاهده می کنیم. در روند مناسباتش با کشورهای حوزه خلیج فارس گرفته تا اسرائیل، از مصر گرفته تا ارمنستان و … تمام اینها نشانگر آن است که دولت ترکیه بر مسیر سیر تحولات بین المللی و شیوه نگرش پراگماتیستی دارد به پیش می رود. آیا این تحولات نتایجی خواهد داشت یا اینکه ترکیه بر حسب شرایط ایجابی و مقتضیات زمانی مجبور به چنین پوست اندازی در سیاست خارجی خود است؟

باید عرض کنم از زمانی که دکترین ترومن باعث بازدارندگی ایالات متحده از اقدام اتحاد جماهیر شوروی برای دسترسی به تنگه های ترکیه شد، ایالات متحده تا به امروز رابطه نزدیکش با ترکیه را حفظ کرده است. قدرت ذاتی جغرافیایی و نظامی و از دهه 1990 به بعد قدرت اقتصادی ترکیه، آن را به یک شریک امنیتی مهم برای ایالات متحده تبدیل کرده است. هر چند در دوره های متفاوتی از زمان اقتدار دولت آک پارتی رابطه بین ایالات متحده و حتی هم پیمان اصلی آمریکا یعنی اسرائیل با چالش‌های مکرری مواجه شده است، ولی رابطه این دو کشور عمیقاً ضربه نخورده و صدمات ریشه ای نداشته است. اگر صفحات تاریخ را برگردانیم خواهیم دید که کودتای ارتش ترکیه در سال 1960 علیه دولت منتخب دموکراتیک و به دنبال آن حمله به قبرس در سال 1974 نظم جهانی را به نحوی تحت الشعاع قرار داد. در این میان ایالات متحده چندان خشنود از روند سیاست داخلی ترکیه نبود ولی بروز انقلاب اسلامی در ایران و تهدید صدور انقلاب به کشورهای مسلمان و ورود شوروی به افغانستان و گسترش نفوذ دو پایگاه ایدئولوژیک اتحاد جماهیر شوروی و ایران اسلامی زمینه بروز کودتای دیگری در ترکیه به رهبری مرحوم کنعان اورن شد. حتی در دوره های بعدی باعث شد که ایالات متحده و حتی کشورهای اروپایی نگاهی نوین به ترکیه داشته باشند. ترکیه باز سر مهره اصلی تشکیل زنجیره نظم جهانی شد و همین موقعیت را ادامه میدهد. هر اندازه فرکانسهای منفی در رابطه با عدم احیای روابط میان ایران و ایالات متحده دریافت میشود و هر قدر احیای توافق برجام بعیدتر به نظر میرسد، اهمیت ترکیه در نزد کشورهای غربی و حتی عربی بیشتر و بیشتر میشود.

ناگفته پیداست که در کل میتوان نظم سیاسی را مقوله ای دانست که دارای یک جزء ارزشی یا اخلاقی مرتبط با حاکمیت قانون، به ویژه، دموکراسی و حقوق بشر است که بارها از سوی بسیاری از کشورها و بیش از همه از سوی ایالات متحده مطرح شده است و از سوی دیگر، مبحثی برای انتظام قدرت و هژمونی در دنیاست. حال بگذریم از اینکه دفاع از دموکراسی و یا صدور آن توسط ایالات متحده بعضاً با جنگ و خونریزی و اشغالگری همراه بوده است ولی آنچه در ظاهر دیده میشود، حمایت مطلق دولتهای مختلف روی کار آمده در ایالات متحده جانبدار نظم سیاسی هستند.

از زمان روی کار آمدن دولت بایدن در آمریکا، دموکراسی تنها به سیاست خارجی محدود نمیشود و بایدن بر روابط بین‌الملل به عنوان مبارزه بین “خودکامگی و رسیدن به دموکراسی” تأکید می ورزد. اما آنچه هیچگاه از دید مردم عادی قابل مشاهده و یا تشخیص نیست این است که نظم سیاسی مورد هدف ایالات متحده دارای یک جزء ژئواستراتژیکی حیاتی به عنوان مکانیزم امنیتی جمعی در برابر تهدیدهای طولانی مدت است. دلیل کش و قوس یافتن احیای برجام هم به این مقوله بر می گردد. در نگاه ایالات متحده جنگ سرد با افول شوروی به پایان نرسید، بلکه جنگهای سرد دیگری در قالب ایدئولوژی، رقابت اقتصادی و امنیتی نیز برای ایالات متحده رقم خورده است. شرایط فعلی در روسیه، چین و بازیگران منطقه ای (مانند ایران، کره شمالی و… سازمان های افراطی اسلامی) دلیل بر این ادعاست. از این رو ترکیه برای مؤلفه دوم ضرورتی انکار ناپذیر برای آمریکاست. با اینکه از نظر شرایط حاکم در ترکیه و پایگاه عقیدتی دولت آک پارتی برای ایالات متحده مؤلفه ای قابل تحمل نیست.

ترکیه به ویژه از 11 سپتامبر، برای واشنگتن به عنوان یک متحد قابل اعتماد و “الگو” برای دموکراسی اکثریت جمعیت مسلمان بوده و خواسته است که این کشور را چنین جلوه دهد. البته موفق هم بوده است. اما سیاست خارجی مستقل تر یا از برخی دیدگاه ها، بیشتر ضد غربی رجب طیب اردوغان، همراه با الگوی نقض حقوق بشر داخلی، روابط دوجانبه را از سال 2010 تیره کرده است. تمرکز اخیر واشنگتن بر رقابت نزدیک به همتایان. با چین، به ویژه روسیه، همراه با تغییر همزمان سیاست ترکیه به سمت غرب، روابط را در هیجده ماه گذشته بهبود بخشیده است. با این حال، تنش های اساسی در مجادله با “ارزش ها در مقابل ترجیحات ژئوپلیتیک” باعث شده است که ایالات متحده روابط خود را با ترکیه پخته تر سازد.

ارزش دارایی های بالفعل و بالقوه ترکیه برای ناتو و روابط دوجانبه با واشنگتن غیرقابل انکار است. جمعیت زیاد و تحصیلکرده آن کشور، گرایش عموماً غربی نخبگان آن (و بیشتر جمعیت)، اقتصاد قوی آن (به ویژه از سال 2000 که باعث شد ترکیه در گروه G-20 جایگاهی بیابد)، ارتش قدرتمند ترکیه و جغرافیای حیاتی آن از جمله مواردی است که افراطی ترین و دشمن ترین رؤسای جمهوری ترکیه در برابر ترک و ترکیه نمیتوانند موقعیت ترکیه را نادیده بگیرند. ترکیه بخشی از ارزش قدرت سخت و نرم در ناتو و در برابر جنگ ایدئولوژیک است. ترکیه نه تنها ضامن تثبیت امنیت در قفقاز است، بلکه به زعم غرب یکی از دیوارهای سپرگونه ناتو در برابر تهدیدات ایران محسوب میشود. ترکیه هر اندازه با ایالات متحده و غرب در ظاهر اختلاف سلیقه و بینش داشته باشد، برای اهداف و مأموریت‌های ایالات متحده و ناتو بهترین و برجسته ترین گزینه هاست. ترکیه تنها شریک اساسی است که برای ایالات متحده از شبه جزیره کره گرفته تا بالکان و افغانستان اهمیت دارد.

ترکیه کنونی را بارها در خبرها چنین می بینیم و ارزیابی می کنیم که رفتارهای حقوق بشری مشکل زایی را نشان میدهد. انتقادات شورای اروپا، نظرات عفو بین الملل، تحلیل سازمانهای بین المللی و دیده بان حقوق بشر را در رابطه با مسایل داخلی ترکیه می شنویم. حتی شاهد هستیم که برخی تهدیدات لازم در رابطه با تحریمها نیز علیه ترکیه مطرح است. اما آنچه مشخص است اینکه اهمیت ژئواستراتژیک ترکیه غیرقابل انکار بوده و نگرانی ها در مورد تعهد ترکیه به غرب در برابر چالشهای مربوط به ارزش های دموکراتیک نه تنها در کاخ سفید که حتی در اروپا نیز چندان اهمیتی پیدا نمی کند. همه آنها بنوعی ظاهر قضیه است. برای نمونه مثالی را می آورم.

در ژانویه 2022، کمیته وزرای شورای اروپا به آغاز رسیدگی به تخلفات علیه ترکیه رأی داد که گامی مهم برای حمایت از حقوق بشر در ترکیه به شمار میرفت. در قطعنامه مربوط به عدم تبعیت ترکیه از حکم دادگاه اروپایی حقوق بشر در دو سال گذشته چنین بیان میشود که ترکیه باید مدافع حقوق بشر و آزادی فردی به نام عثمان کاوالا باشد. اما می بینیم که بعد از همین قطع نامه ترکیه به راحتی حبس ابد را به فرد مورد نظر صادر می کند. بدون اینکه اتحادیه اروپا واکنشی نشان دهد، صداها خاموش می مانند. البته گفتنی است که در سال 2021، ترکیه از “کنوانسیون استانبول” شورای اروپا خارج شد. حال آنکه یک دهه قبل دولت ترکیه برای حمایت از زنان در برابر خشونت خانگی در ترکیه آن را امضاء کرده بود. تا به امروز مقامات ترکیه دلیلی برای خروج این کشور از کنوانسیون ارائه نکرده اند و تنها به این اشاره کردند که قانون اساسی ترکیه از حقوق زنان حمایت می کند. مثال دوم این است که دولت از سیستم قضایی خواسته است که فعالیت حزب دموکراتیک خلق ها (HDP) را به دلیل ارتباط با سازمان تروریستی کردها موسوم به پ.ک.ک ممنوع کند و این روند هنوز در جریان است. آیا تا به امروز اروپا یا ایالات متحده به غیر از رجزخوانی کاری از پیش برده اند؟

از این رو باید گفت که ترکیه به عنوان بازیگر مستقل عمل می کند و تمرکز طولانی مدت ترکیه بر چالش های “نزدیک بیرونی” که برای اروپا و آمریکا اهمیت دارد، بهترین و کارآمدترین جبهه است. اگر تغییر موضع گیریهای ترکیه را شاهد هستیم نباید تعجب کنیم. زیرا ترکیه نه تنها در چالش های تروریستی، بلکه در حضورش به عنوان بازیگر قدرتمند در منطقه در راستای سیاستهای ایالات متحده و ناتو به عنوان متفق و متحد دیرینه با حضورش در عراق و سوریه، بازی با ایران و روسیه و اهمیتش در برابر مصر و اسرائیل همیشه در سرفصل توجهات قرار دارد.

به ویژه در شرایط فعلی که بحران انرژی با تجاوز روسیه مطرح است، ترکیه به عنوان شریک استراتژیک روسیه در مناطق قفقاز، دریای سیاه و بالکان و موقعیت فوق العاده ترکیه در ترانزیت کالا و انرژی به اروپا بیش از پیش اهمیت یافته است و نزدیکی ترکیه به ایالات متحده در چنین بحبوحه ای حتی برای روسیه نیز ناخوشایند نیست. زیرا روسیه به راحتی از مسیر ترکیه دست به صدور منابع انرزی خواهد زد که برای برون رفت از تحریمهای آمریکا و سایرین بهترین شیوه محسوب می گردد. همانگونه که ایران در طول سالهای تحریم نیازمند ترکیه بوده است .این جمله چه خوش باشد چه به
برخی بر بخورد!

بنابراین در یک نتیجه کلی و در جمله ای کوتاه باید گفت که ترکیه قدرت همیشگی خود را بعد از سالها احیاء می کند. رقبای آن کشور در منطقه باید شرایط را خوب درک و ارزیابی کنند.

- Advertisement -

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.