《در حاشیه بزرگداشت ۱۵۰ سالگی حاج محمد آقا در اتاق تجار تبریز》

●نخجوانی ها کتابت ‘هنر وفرهنگ غنی مردمان آذربایجان را به رخ اقوام ایران کشانده اند

عصرآزادی آنلاین / محمد فرج پور باسمنجی
■حاج محمد آقا نخجوانی بنیانگذار اولین کتابخانه ملی ایران خارج از پایتخت’ در حافظه ملت  به بزرگی می ماند.
■رو سیاهی در تاریخ برای کسانی می ماند که تخریب کتابخانه ملی تبریزرا رقم زده اند.
■■■■■■■■■■■■
■بعد از ظهر پنج شنبه ۲۹ شهریور اتاق تجار تبریز شاهد بزرگداشت یکصد و پنجاهمین سالگی تاجر فرهنگ دوست و خوشنام تبریزی و بنیانگذار اولین کتابخانه ملی ایران خارج از پایتخت در شهر کهن و هنر خیز مان بود.
همکاران فرهیخته مطبوعاتی ام در موسسه غروب با همکاری اتاق تجار آذربایجان دست به کار بزرگی زدند و ضمن  رونمایی‌ از مستند حاج محمد آقا از پرتره آن عزیز سفرکرده پرده برداری کردند که جای ارج و قدردانی و تکریم است.
سخن گفتن از دو چهره ی خوش نام و صاحب نام آذربایجان که عاشق کتاب و کتابخوانی و از بنیان گزاران اولین کتابخانه‌ی ملی در شهر کهن تبریز بودند 《البته اولین کتابخانه عمومی ایران را زنده یاد محمد علی تربیت در سال ۱۳۰۰ ه.ش در تبریز راه انداخته بود》در توان و بضاعت نویسنده‌ی این سطور نیست ولی امور خستگی ناپذیر سترگ آن فرهیختگان و ادیبان سفرکرده مجابم کرد که مطلبی در مناقب و اقدامات تحسین آمیز آن ها بنگارم.
شادروان زنده یاد حاج محمد نخجوانی ادیب بازرگانی که تاجر زاده ی بازار تبریز بود و با سفر به کشور های آسیایی، اسلامی و اروپایی با خرید نسخ خطی در زبان های زنده ی جهان اسلام یعنی عربی، ترکی و فارسی حدود ۷۰ سال پیش در تبریز به همت برادرش حاج‌ حسین و همچنین دهقان، مدیر توانمند وقت فرهنگ، دست به کار بزرگ و ماندگاری زدند و کتابخانه ی ملی تبریز را بنیان نهادند که آورده ی این بزرگان مساوی با کل کمک های استانداری و شهرداری وقت تبریز بود.
در شور و شوق بعد از انقلاب در کمال ناآگاهی عده ای کتابخانه ملی تبریز در جوار ارک علیشاه را تخریب و گنجینه ها ‘مخازن خطی نادر’  ارزشمند و منحصر بفرد آن را دربه درکردند و بعدها مرحوم شبستری با حمایت میرسلیم وزیر وقت فرهنگ و  ارشاد اسلامی به دنبال انتقال گنجینه آن به کتابخانه دیگری بودند که با تدبیر و مقاومت  رسول بشیری وند مدیرکل وقت فرهنگ و ارشاد اسلامی آذربایجان شرقی، به کتابخانه مرکزی منتقل شد که داستان مستند شنیدنی دارد که از مجال این نوشته خارج است ولی در یک جمله باید گفت: رو سیاهی در تاریخ برای کسانی می ماند که کمر همت به تخریب آن مجموعه بی نظیرکردند. متاسفانه بعدها مرکزنشین ها در نام آن طمع کردند‌ و نام کتابخانه ملی تبریز را در کنار کتابخانه ملی در  تهران نپسندیدند  و کتابخانه ی ملی تبریز را کتابخانه  مرکزی نام نهادند و حدود ۲۲ سال پیش با تزریق اعتبارات کتابخانه ی مرکزی تبریز را در چهارراه لاله جایگزین آن نمودند.
قرائن و شواهد نشان می‌دهد مرحوم محمد نخجوانی با کمک برادرش شادروان حاج حسین نخجوانی همچنين با تهیه فهرست نسخ خطی کتابخانه تربیت تبریز و تصحیح دیوان قطران تبریزی و برخی از نسخ دستی و سنگی دیگر و ماندگار بر وزانت آن افزودند.
استاد مرحوم منوچهر مرتضوی رئیس اسبق دانشگاه تبریز معتقد بود کتابخانه ی ملی تبریز فضلای ولایت ايران را به تبریز می‌کشاند تا از گنجینه های مخازن نفیس کتابخانه ملی بهره گیرند و باید برادران نخجوانی را مایه ی آبروی شهر تبریز به شمار آورد.
دکتر مهدی روشن ضمیر استاد وقت دانشکده ی ادبیات دانشگاه تبریز نیز می‌گفت: برادران نخجوانی هر جا سند کوچکی را می دیدند، خرید و جمع آوری و به کتابخانه‌ی ملی تبریز منتقل می‌کردند طوری که بعدها عباس اقبال آشتیانی در شرح حال میرزا صالح شیرازی موسس اولین روزنامه در ایران و از اعزام شدگان نخستین دانشجویان ایرانی به فرنگ از دارالسلطنه تبریز از منابع همین کتابخانه بهره برد تا بخشی از تاریخ مطبوعات و چاپ و مجلات ایران را به رشته‌ی تحریر درآورد.
زنده یاد سیدحسن تقی زاده سياستمدار وقت بین الملل ایران که آن نیز برخاسته از خاک پاک تبریز بود در خاطره ای گفته است به دلايلی در سفر به اروپا نیاز به فروش کتابخانه شخصی به دانشکده ادبیات تهران کرده و برادران نخجوانی مطلع شده و در نامه ای گلایه آميز به من گوشزد کردند که کاش به ما می‌فروختی…
استاد توفیق سبحانی نیز با ذکر خاطره ای در این باره می‌نویسد: نمی‌دانم امثال برادران نخجوانی و مرحوم سلطان القرایی و…. در کدام مکتب بار آمده بودند که آموختن را زکات علم تلقی می کردند و بی دریغ می آموختند. خداوند همه آنان را بيامرزد و مخصوصا حاج محمد و حاج حسین نخجوانی تبریزی را غریق رحمت خویش فرماید. آمین .

رضا زاده شفق در مورد مرحوم محمد نخجوانی نوشت: مطالعه ی کتب و اوراق و ملاحظه انفس و آفاق او را به اندازه ی کافی آرام و متین و خوش مشرب و خیرخواه قرار داده بود.

استاد علی اصغر مدرس نیز نوشت: محصول حیات و نتیجه عمر و ثمره عشق مدام و کوشش مستمر مرحوم محمد نخجوانی، کتابخانه ارجدار و گران بهایی بود که مرجع صاحب نظران و ارباب تحقیق و تتبع درآمد که علاوه بر افزودن به ارزش کتابخانه ملی تبریز بر حیثیت معنوی تبریز نیز می‌افزود و شادروان دکتر اسماعیل رفیعیان نیز معتقد بود نخجوانی در توسعه کتاب و کتابخوانی  پیشگام بودند.و یاد و خاطره آنها در تاریخ می ماند.
در سال ۸۴ به همت خادمان فرهنگ و هنر وقت آذربایجان شرقی جنابان رسول بشیری وند و محمد معین پور و مرحوم محمد پور به دنبال برپایی همایش بین المللی ربع رشیدی از سوی دکتر محمد علی سبحان اللهی استاندار سخت کوش وقت، وقف نامه ی خواجه رشید الدین فضل‌الله از گنجینه همین کتابخانه ملی بیرون کشیده شد و به ثبت جهانی آن یادگار ۷۰۰ سال پیش شکوفایی علم و دانش تبریز در یونسکو در سال ۸۶ منتهی شد که جای بسی قدردانی است.
شایان گفتن است که حاج حسین نخجوانی نیز دو بار در حکومت پهلوی اول به اروپا رفت و سال‌ها کتابخانه ها و موزه های بلاد بزرگ اروپا از جمله لندن، پاریس، برلین و بروکسل را گشت و کتب نفیس و خطی را خریداری و به گنجینه کتابخانه ملی تبریز افزود.
وی صبح ها در تحریریه مجله ادبیات دانشکده ادبیات دانشگاه تبریز می نوشت که چهل مقاله راجع به آثار باستانی و نوادر آذربایجان در این نشریه در طول چند سال به قلم وی منتشر شد که بعدها منبع و محل رجوع اندیشمندان، دانشمندان و محققان حوزه ادبیات و تاریخ ایران شد و همت وی ستودنی و سخت کوشی او بر همگان آشکار بود طوری که بعد از فراغت از امور فرهنگی، بعد از ظهر ها نیز در حجره خانه و تجارتخانه پدری اش در بازار تبریز کار می‌کرد.
با این وصف برادران نخجوانی نامی بزرگ در فرهنگ، کتابداری، انتقال نسخ خطی گران قیمت از داخل و خارج کشور و فهرست نویسی آن ها و گشودن دریچه های روشنایی به روی دوستداران فرهنگ، تمدن و تاریخ و ادبیات ایران داشته و دارند و نام بلند آن ها مورد مباهات اهل سخن و اندیشه و فرهنگ و کتابخوانی، به پهنای جغرافیای ایران بزرگ است.
ارسال یک پاسخ