عصرآزادی آنلاین/ دکتر قدیر گلکاریان، مدرس روابط بین الملل Near East University
هر روز که میگذرد، فضای التهاب امنیتی- سیاسی در سایه القائات خبرگزاریهای متعدد داخلی و خارجی و اشاعه برخی از گمانهزنی ها در فضای مجازی باعث شده است که بسیاری بر این باور باشند که سرانجام رویارویی جدی و برخورد نزدیک میان رژیم صهیونیستی و جمهوری اسلامی ایران اجتناب ناپذیر خواهد بود. به طوری که اظهار نظرات برخی از خاخامهای یهودی در رسانه های اسرائیلی و انتشار آنها در فضای مجازی حکایت از آن دارد که سرکردگان رژیم یهودی- صهیونیستی با استناد به مندرجات تورات و حوادث تاریخی مثل “استر” خود را مجاب به حمله به ایران و ریختن خون ایرانیان بر اساس قول کتاب مقدسشان میدانند! در این راستا، افرادی از مسئولان سیاسی رژیم صهیونیستی نیز پا را فراتر نهاده و فردی مانند اسموتریچ، وزیر دارایی رژیم صهیونیستی در اظهار نظری جنجالی در برنامه جروم سسکوین به صراحت اعلام داشته است که: “طبق کتاب حکمای یهودی، حاکمیت آینده اورشلیم از رود نیل تا فرات باید محقق شود ولی این به تدریج انجام میشود و باید سردمداران دنیا و به ویژه ایالاتمتحده این را بدانند.” این فرد در مراسم بزرگداشت ژاک کوپفر، رهبر سابق حزب لیکود نیز در اظهار نظری دیگر به صراحت بیان داشته است که :”باید سرزمین اسرائیل بزرگ تحقق یابد.” جالب است که فرد مذکور در اواخر هفته پیش در پاسخ به اظهارات رجب طیب اردوغان، رئیسجمهوری ترکیه که اسرائیل را برای نخستین بار “رژیم صهیونیستی تروریست” اعلام کرد، مدعی شد که “من به ترک ها می گویم که استانبول به زودی پایتخت یهودیان خواهد شد، تنها کاری که باید انجام دهید این است که منتظر شگفتیهای ما باشید!”
آنچه بسیار اهمیت دارد اینکه، در جنگ صورت گرفته میان نیروهای رژیم صهیونیستی با ملت مسلمان فلسطین و لبنان آنچه شاید از دید مردم به دور مانده و یا چندان توجهی نشده است، برچسبی است که سربازان اسرائیلی بر بازوی راست خودشان در کنار پرچم اسرائیل نصب کردهاند که این برچسب نشاندهنده نقشه اسرائیل بزرگ یا همان سرزمین موعودی است که در برگیرنده بسیاری از کشورهای مسلمان موجود در خاورمیانه است که از رود نیل گرفته تا فرات ادامه دارد.
شاید برخی از هموطنان در رسانههای متعدد این موضوع را از چندی پیش شنیده باشند که ادعا می شود ماجرای هفتم اکتبر که یک سال از آن میگذرد، سناریوی طراحی شده خود اسرائیل با مدیریت ایالاتمتحده بوده است. بنده نیز به مانند بسیاری از افراد دست به قلم در ابتدا آن را “تئوری توطئه” قلمداد می کردم، لیکن اکنون که پازل های موجود را در کنار اظهارات بیان شده مقامات اسرائیلی کنار هم میگذارم، به این باور میرسم که به احتمال زیاد شرایط موجود و تلخناکی که از یک سال پیش آغاز شده و ادامه دارد به راستی و ادامه آن پردههای اجرایی سناریوی موجود باشد. وقتی آدمی به این می اندیشد که اسرائیل با وجود داشتن سیستم اطلاعاتی مانند موساد و سیستم ضد جاسوسی همچون شینبت در داخل کشور و چندین شاخه تحقیقاتی، تجسسی و امنیتی مانند 8200 و غیره در کشور چگونه به سهولت غافل از حمله نیروهای حماس در هفتم اکتبر 2023 شد و اقدام جدی نکرد؟
به نظر میرسد رژیم صهیونیستی و ایالاتمتحده برای ایجاد زمینه مناسب و بهانه سیاسی- امنیتی به عمد و قصد بروز چنین حادثهای را فراهم ساخته یا نسبت به آن به عمد بی تفاوت بوده و بعد آنچه نباید میشد، به وقوع پیوسته و ادامه دارد. شاهدیم که غزه از بین رفته، لبنان درگیر جنگ شده، ده ها فرمانده ارشد حزب الله به شهادت رسیده و فشارهای مختلف سیاسی هم همچنان ادامه دارد و دیدگان سیاسیون ایالاتمتحده و دنیای غرب در برابر کشته شدن مظلومانه بیش از 50 هزار نفر مردم غزه و لبنان غافل از جنایات نتانیاهوست و حتی وجدانشان هم به ناله در نمیآید!
اکنون به شرایطی رسیدهایم که رویارویی ایران و اسرائیل اجتناب ناپذیر مینماید. مذاکره تلفنی میان نتانیاهو و جو بایدن در روز پنجشنبه گذشته و اعلام رضایت نتانیاهو از این مذاکره که آن را صریح و پر بار قلمداد کرده و به دنبال آن ابراز عقیده یوآو گالانت، وزیر دفاع رژیم صهیونیستی که مدعی است: “حمله به ایران مرگبار، دقیق و غافلگیرانه خواهد بود و جمهوری اسلامی تنها نتایج آن را خواهد دید.”، (که البته لازم است توسط صاحب نظران و اهل خبره به درستی رمزگشایی شود) به نظر می رسد که دامنه تنش تداوم داشته باشد. به طوری که شبکه خبری سی ان ان نیز اعلام کرد که کابینه جنگ اسرائیل روز پنجشنبه هفته پیش (10 اکتبر) درباره واکنش به حمله موشکی اخیر ایران جلسه ای برگزار میکند.
ایران و اسرائیل مدتهاست که درگیر یک رویارویی بیثبات هستند. جنگ سردی که به طور مزمن رو به گرم شدن است. با توجه به مطالبی که در بالا ذکر شد، به نظر میرسد اسرائیل در ادامه جنایات بیشرمانه و دامنه دار خود که هیچ کس و هیچ دولتی و حتی سازمان های بینالمللی نیز نمیتوانند جلودار آن باشند، با خیال راحت سعی دارد به تمامی جبهههایی که احساس میکند از جانب آنها تحت فشار است، حمله کرده و بدین ترتیب نقطه آغازین را از قدرتمندترین جناح جبهه مقاومت که حزب الله میباشد، آغاز کرده است. رژیم صهیونیستی میداند که ایران برای تثبیت قدرت و هژمونی خود در سراسر منطقه، از غزه و لبنان گرفته تا سوریه و یمن به حمایت از نیروهای مقاومت مسلح میپردازد.
در اینجا شایسته خواهد بود این نکته را نیز مورد اشاره قرار دهم که حمایت از نیروهای نیابتی یکی از اصلیترین اهداف هر کشوری است که به دنبال تثبیت قدرت خود در حوزه بینالمللی است و نباید کشورمان را به عنوان شهروند توسعه طلب مورد انتقاد قرار دهیم. اگر در موتورهای جستجوی اینترنتی دنبال فهرست نیروهای نیابتی (میلیتاری پراکسی پاور) بگردید، خواهید دید که از کشورهای همسایهمان گرفته تا ممالک قدرتمند، همگی در مقاطعی از تاریخ دست به تشکیل و حمایت از نیروهای نیابتی زدهاند و حتی حالا هم از آنها برای اهداف استراتژیک خود بهره میبرند. به طور مثال، ارتش آزاد سوریه مورد حمایت ترکیه، نیروهای واگنر از سوی روسیه، مجاهدین افغان از جانب ایالات متحده، چریک های آبیجان باز از سوی آمریکا، جبهه انقلابی سودان – جنبش عدالت و برابری سودان – ارتش رهایی بخش سودان که از سوی آمریکا، اوگاندا و فرانسه حمایت می شوند و یا نیروهای مخالفین لیبی که از سوی قطر و عربستان سعودی حمایت میگردند، سازمان پیرو عبدالناصر در لبنان و سوریه که از سوی عربستان، ایتالیا حمایت میشوند، حزب توسعه دمکراسی در تایوان که از سوی چین حمایت میشود، ارتش رهایی خلق مغولستان که از سوی آمریکا پشتیبانی میشود، ارتش رهایی بلوچستان و ارتش جمهوری بلوچ که از طرف هندوستان علیه پاکستان حمایت میشوند، جیش العدل، جندالله، که از سوی اسرائیل، عربستان سعودی و ایالات متحده علیه ایران حمایت میشوند و مانند اینها.
با این حال، در ماههای اخیر، جنگ نیابتی و عملیات مخفی جای خود را به احتمال درگیری مستقیم و همه جانبه میان جمهوری اسلامی ایران و رژیم صهیونیستی داده است. در حالی که هر دو طرف لحظه خطر را درک میکنند، رژیم اسرائیل بعد از موشکباران دهم مهر ماه با نام وعده صادق 2 ایران برای حفظ چهره سیاسی و هم برای زنده ماندن در صحنه ای که حالا برای او باتلاق شده است، نیازمند دامنه دار کردن جنگ میباشد.
طبیعی است که وقوع هر نوع نبردی میان ایران و رژیم اسرائیل با در نظر گرفتن اینکه ایران در شرایط کنونی با امکانات دفاعی و تهاجمی که دارد از دست بالاتری برخوردار است ولی علیایحال زیان های زیادی را برای طرفین و حتی به احتمال زیاد برای سایر کشورها نیز ایجاد خواهد کرد. بدون تردید ایران با هیچ کشوری از همسایگان اطراف تعارف ندارد و اگر هر کدام از کشورها امکانات لجستیکی، راهبری، هوابردی و غیره برای هواپیماهای اسرائیل فراهم کند، به عنوان هدف مشروع تلقی خواهند شد. زیرا با دشمن ایران همکاری داشتهاند. درگیر شدن در یک جنگ تضعیفکننده نه تنها برای طرفین که برای امنیت منطقهای و بینالمللی نیز زیان بار بوده و بسترساز بیثباتی، نزاع و تنشهای ناخواسته خواهد شد. از این رو، شرایط به سمتی میرود که به قول ویلیام شکسپیر حاکمان اسرائیلی با تفکر افراطی که دارای “ذهن های گیجشده” هستند، زمینهساز “نزاعهای خارجی” خواهند شد.
نتانیاهو مواجهه با چالشهای جدی را میداند ولی هرگونه درگیری طولانیمدت، منابع اسرائیل را افزایش خواهد داد و با اینکه پیشبینی میشود تأثیر یک جنگ پرهزینه برای طرفین انکارناپذیر است، اما اسرائیل از شرایط به وجود آمده نهایت استفاده را برای تثبیت موقعیت جهانی خود و مظلومنمایی برای دهههای بعد خواهد برد. نتانیاهو میداند که هر حملهای به سمت ایران داشته باشد، ایران قصد حمله به غیرنظامیان را نخواهد داشت و اگر به فرض حملهای به شهرها و ساکنان آن در سرزمین های اشغالی بشود، نمایش “ننه من غریبم!” در دنیا برای حمایت از آن به راه خواهد افتاد. از سوی دیگر، نتانیاهو سعی دارد به زعم خود ایران را به شرایطی وادار سازد که برای افزایش قدرت بازدارندگی خود دست به اعلان ساخت بمب هستهای بزند و این آغاز جبههگیری جهانی علیه ایران بشود.
خلاصه کلام اینکه، اقدام رژیم صهیونیستی علیه ایران در روزهای آتی، غیر محتمل نیست ولی مدیریت دامنه این تنش بر عهده ایران است که بایستی ضمن حفظ قدرت خود، اجازه پدید آمدن فرصت های طلایی را به رقبای منطقهای و دشمنان قسم خورده خود ندهد.