سخن روز

پرورش مار در آستین یا نفوذ؟!

عصرآزادی آنلاین/ دکتر میلاد محقق

وفاداری به نظام‌های حکومتی؛ مطلبی نیست که به مملکت خاصی مربوط باشد بلکه همه‌ی حکومت‌های جهان برای این موضوع اهمیت قائل هستند و برای وفادار ماندن افراد به مبانی و اصول تعریف شده حاکمیتی، اقدامات امنیتی ویژه‌ای را به انجام می‌رسانند.
شاید تاکنون به عناصر هویت‌بخش “وفاداری” آنگونه که باید و شاید با دقت توجه نکرده باشید و از این موضوع با سرعت زیاد و دقت کمتر عبور کرده‌اید اما بهتر است کمی بیشتر از گذشته به آن اهمیت دهید و از زوایای مختلف در باره آن مطالعه کنید.
عناصر هویت‌بخش وفاداری را می‌توان به دو بخش مادی و غیرمادی تقسیم‌بندی کرد و هر یک از آنها را مورد بررسی و واکاوی قرار داد و برای به تصویر کشیدن هر یک از آنها، مصادیقی را نیز مطرح ساخت.
اینکه همه‌ اقشار و طبقات جامعه دارای شغل و درآمد پایدار باشند و به تبع آن؛ از آسایش، آرامش و امنیت برخوردار گردند شاید از عناصر مادی وفاداری به حساب آید ولی در عمق آن این اندیشه وجود دارد که حاکمیت، در مجموعه سیاست‌های رفتاری خود، مردم را نیز در نظر دارد و برای بهداشت جسمی، روحی و روانی آنان ارزش و اهمیت قائل است و این نوع نگاه و زاویه دید می‌تواند عنصر غیر مادی محسوب شود.
از سوی دیگر مواردی وجود دارند که به خودی خود دارای جنبه‌های غیر مادی‌اند و هیچیک از ابعاد مادی در آن دیده نمی‌شوند؛ مانند میهن‌دوستی و میهن‌پرستی که از عمق جان ملت‌ها سرچشمه می‌گیرد و در تمام شئونات زندگی آنان جاری و ساری می‌شود.
علاقه و وابستگی به سرزمین؛ یکی از عناصر هویت‌بخش وفاداری است که می‌تواند امنیت آور و امنیت ‌بخش باشد و حاکمیت‌ هر کشوری اگر در مسیر منافع ملت آن سرزمین گام بردارد، می‌تواند امنیت را در ابعاد فرهنگی، اجتماعی، اقتصادی و سیاسی برقرار سازد.
در این راه اگر ملت‌ها به این اطمینان برسند که حاکمیت کشورشان در مسیر حفظ و افزایش اعتبار سرزمین‌شان گام برمی‌دارد، از همه امکانات خود بهره می‌برند تا حکومت کشورشان را حفظ و برقرار سازند.
نظام سلطه و استکبار جهانی نسبت به همه موارد فوق آگاهی دارد و به همین دلیل برای براندازی حکومت‌ها، به طراحی و اجرای پیچیده‌ترین برنامه‌ها دست می‌زند تا فاصله و شکاف مابین حاکمیت و مردم را افزایش دهد و مبانی امنیت و استحکام حکومت‌ها را متزلزل و سست سازد و از این طریق مردم و حاکمیت را در مقابل هم قرار می‌دهد تا حکومت‌ها و مردم را به خدمت خود درآورد.
حال باید دید با طرح این موضوع؛ چاره چیست؟
چگونه می‌توان افراد حامی و برانداز حاکمیت و مردم را شناسایی کرد؟
کسانی که با پندار، گفتار و کردار خود باعث ایجاد و افزایش شکاف و فاصله میان حاکمیت و مردم می‌شوند را می‌توان برانداز نامید و در نقطه مقابل؛ کسانی که با پندار، گفتار و کردار خود، شکاف و فاصله مابین مردم و حاکمیت را کاهش می‌دهند، حامی مردم و حکومت به حساب می‌آیند.
اگر با این تعریف بخواهیم افراد برانداز و حامی مردم و حاکمیت را شناسایی کنیم، به افرادی می‌رسیم که در طول سالهای پس از تحولات سال 1357 بیشترین نقش را در ایجاد و افزایش بحران‌های فرهنگی، اجتماعی، اقتصادی و سیاسی داشته‌اند و کشور ما را در معرض خطرات و تهدیدهای نابودگر قرار داده‌اند.
همچنین افراد زیادی نیز هستند که سال ها در مقابل این خطرات و تهدیدهای نابودگر، از جان و مال خود گذشتند تا امنیت مردم و حاکمیت، ایجاد و برقرار شود.
امنیت فرهنگی، اجتماعی، اقتصادی و سیاسی در کشور را می‌توان از دو منظر علمی و عملی مورد بررسی و تجزیه و تحلیل قرار داد و سپس بر اساس چارچوب‌های درست و منطقی، افراد امنیت آور و کسانی که برهم زننده امنیت هستند را شناسایی کرد.
آیا کسانی که خارج از چارچوب‌های قانونی و رعایت نکردن عدالت؛ از امکانات و جایگاه‌های فرهنگی، اجتماعی، اقتصادی و سیاسی برخوردار و بهره‌مند شده‌اند را می‌توان حامی مردم و حاکمیت دانست؟
به نظر می‌آید که پاسخ منفی باشد زیرا آنان با برجسته سازی تبعیض و بی‌عدالتی در جامعه؛ باعث ایجاد و افزایش شکاف و فاصله مابین مردم و حاکمیت شده‌اند و با این رفتارها، مردم را نسبت به آینده ناامید ساخته‌اند.
اگر با دقت به این نوع مسائل بنگریم خواهیم دید که افرادی با ورود به پوسته‌های موجه، سعی دارند هسته خود را نیز موجه نشان دهند و مردم را بفریبند که البته در نگاه نخست این فریب متوجه مردم است اما در عمق ماجرا متوجه می‌شویم که عملیات فریب، امنیت حاکمیت را هدف قرار می‌دهد.
آنچه که امروزه به عملیات نفوذ مشهور گشته می‌توان مصداق بارز آن را اینگونه رفتارها دانست.
البته ممکن است که اینگونه افراد توسط سرویس‌های امنیتی و اطلاعاتی کشورهای تحت امر نظام سلطه و استکبار جهانی در بدنه حاکمیتی و مردمی نفوذ داده شوند.

حال اگر چنین تصور کنیم که این افراد به هر دلیلی از سوی حاکمیت و مردم؛ مورد حمایت قرار می‌گیرند، آیا نام آن نفوذ است یا مار در آستین پرورش دادن؟!

ارسال یک پاسخ