آرش محمدی نویسنده وکارگردان نمایش «یک خراش کوچک» در گفت و گو با عصرآزادی آنلاین:

هیچ اصراری به قرار گرفتن در چارچوب یک سبک مشخص ندارم

عصرآزادی آنلاین / سرویس فرهنگی – علیرضا نیاکان:
آرش محمدی هستم. کارشناس ارشد ادبیات نمایشی از دانشگاه تربیت مدرس و در حال تحصیل در رشته کارگردانی نمایش، مقطع کارشناسی ارشد در دانشکدگان هنرهای زیبای دانشگاه تهران. بیش از یک دهه است که حرفه‌ام تئاتر است و نمایش «یک خراش کوچک»، پنجمین اثری است که با متنی از خودم به روی صحنه برده ام
نقطه شروع این نمایش حدودا 6 ماه پیش بود و دغدغه اصلی آن بحث‌های کم و بیش پراکنده‌ای که در حال شکل گیری بود. در نگارش متن سعی شده با نگاهی نو و از زاویه‌ای تازه، جنگ و تاثیرات مخربی که می‌تواند حتی بر راسخ‌ترین و بی‌گناه‌ترین افراد جامعه داشته باشد بررسی شود.
نمایش روایتگر داستان فردی است که در حد بضاعت، تمام توانش را مصروف کمک به خود و دیگران کرده اما در نهایت فاجعه‌ای شکل گرفته که حداقل تا یک نسل بعد را نیز متلاطم کرده است. قسمت اعظم نمایشنامه با دیالوگ های تلگرافی و ارائه واقعیت از دریچه ذهنی قهرمان داستان به اکسپرسیونیسم نزدیک می‌شود و البته درقسمت هایی نیز به رئالیسم تنه می‌زند. در کارگردانی، طراحی صحنه، نورپردازی و شیوه بازی ِ بازیگران، نیز همین اصل رعایت شده است تا فضای ذهنی قهرمان داستان را به شیوه‌ای موثر انتقال دهد.
البته لازم است ذکر کنم که متاسفانه فضایی در تئاتر چند سال اخیر ایران به وجود آمده که وقتی از اکسپرسیونیسم سخن به میان می‌آید ناخودآگاه تلاش های ناخوشایندی به ذهن متبادر می‌شود. هیچ اصراری به قرار گرفتن در چارچوب یک سبک مشخص ندارم. نه اینکه خروجی کار ملقمه ای از شیوه‌های اجرایی متفاوت باشد ولی اینطورهم نیست که یک چک لیست داشته باشم و بگویم قرار است خروجی این کار اکسپرسیونیستی باشد، پس شروع کنم به تیک زدن مشخصه های آن: دیالوگ‌های تلگرافی، گریم اغراق شده، صحنه کج و معوج، بازی های عجیب و غریب و … . برعکس فکر می کنم اصلا نمی شود یک اثر نمایشی جدید تمام و کمال متعهد به مکتبی باشد که حدودا 100 سال از آغاز آن می‌گذرد و در فرم و محتوا کاملا از آن تبعیت کند. بیشتر آثار نمایشی جدید هم تلفیقی است از سبک‌های مختلف که البته یک سبک در آن پررنگ تر است و آن هم به دلیل قابلیت‌هایی که برای ایجاد فرم مورد نظر دارد. احتیاجات و ملزومانت اجرایی و صحنه است که باعث گرایش به یک سبک می‌شود. شاید بهتر باشد اینطور بگویم که برای رسیدن به فرم اجرایی مد نظرم ممکن است از المان های سبک‌های مختلف استفاده کنم ولی معمولا یکی از آنها به دلیل توانایی اش برای ایجاد فرمی که به بهترین شکل بیانگر محتوا است، واضح تر دیده می‌شود. در این نمایش نیز به دلیل اینکه قرار بود رنج درونی یک کاراکتر را بیان کنیم و آن را به شکلی به مخاطب ارائه کنیم تا او هم این رنج را به صورت تصویری ببیند و لمسش کند، به فرمی رسیدیم که باید در مقاطعی حتما از اکسپرسیونیسم استفاده می‌کردیم. به نظر خودم مهمترین شاخصه تئاتر اکسپرسیونیسم استفاده از جلوه های مختلف بیرونی برای نشان دادن حالات درونی است. نشان دادن واقعیت نه به آن صورتی که اتفاق افتاده، به صورتی که در ذهن کاراکتر نقش بسته که معمولا هم نسخه کج و معوج و گاه تحریف‌شده‌ای از آن است. به همین دلیل هم معمولا با صحنه آرایی، بازی، نورپردازی، موسیقی، طراحی لباس، گریم و المانهای اغراق شده سر و کار داریم. ولی الزامی نمی‌دیدیم که درهمه جای این نمایش این فرم تکرار شود. اتفاقا برای فاصله گرفتن از فضای وهم آلود و رسیدن به فرمی که مد نظرمان بود، مجبور بودیم در مقاطعی به واقع گرایی نزدیک شویم. برای مثال در همان آلمان اوایل قرن بیستم که تئاتر اکسپرسیونیسم مطرح شد، دیالوگهای کشدار و سکوتهای طولانی یکی از شاخصه‌هایش بود و به فضاسازی اغراق آمیز و ایجاد حس کابوس‌ و وهم کمک می‌کرد. ما در این نمایش از فضای کابوس‌وار استفاده کرده‌ایم ولی نه با دیالوگهای کشدار و سکوت‌های طولانی، چون قسمتی از روایت نمایش به صورت دایاجتیک است. متناسب با احتیاجات صحنه هم در مقاطعی از میزانسن‌های مکانیکی و بازی استیلیزه استفاده کرده‌ایم و هم در لحظاتی از بازی و میزانسن‌های رئال. قطعا ضعف‌هایی در بیان داشته‌ایم که جدای از امکانات محدود، قسمت اعظم آن به ناتوانی خود من برمی‌گردد. ولی نکته جالب برای خودم بازخورد مثبت و ارتباط موثری است که این اثر توانسته با مخاطب بدنه تئاتر برقرار کند. در بعضی اجراها با مخاطبانی روبرو بودم که اولین بار بود تئاتر می‌دیدند و هیچ آشنایی قبلی با سبک‌های مختلف تئاتری نداشتند و رضایت آن‌ها نه تنها برای من، برای همه گروه بسیار لذت بخش بود.
خوشبختانه در این چند اجرا، نمایش «یک خراش کوچک»، بازخورد مثبتی چه از سوی منتقدین و چه از مخاطبان تئاتر داشته است.

همانطور که گفتم دغدغه اصلی این اثر مباحثی است که در این چندین ماه گذشته مطرح شده و شاید همین نکته باعث ارتباط بیشتر مخاطب با آن می‌شود. در این نمایش، از جنگی گفته می‌شود که زمان و مکان آن دقیقا مشخص نیست. شاید تاثیرات جنگی را روایت کرده‌ایم که 6 ماه پیش (زمان نگارش اثر) خیلی دور به نظر می‌رسید و الان نزدیک نیست، اتفاق افتاده! شاید روایت نمایش ما در 18 سال پس از امروز می‌گذرد. علاقه شخصی خودم بیشتر مباحث روز است و تلاش می‌کنم هم از گفتمان ِ حاکم بر جامعه استفاده کنم و هم حرفم را بزنم. هم تاثیر بگیرم و هم در حد خود تاثیر بگذارم. ما در عصر روایت‌ها به سر می‌بریم، در شبکه پیچیده‌ای از گفتمان‌ها که گاه سوگیری مشخصی با هدف مشخصی دارند. تئاتر جدای فرهنگ‌سازی توانایی گفتمان‌سازی و یا حداقل دعوت برای نگاهی تازه به روایت‌ها را دارد. جالب قضیه برای خودم اینجاست که با وجود مطرح کردن بحث‌های عمیق فکری، در این چندین شب اجرا مخاطب نسل جوان ارتباط نزدیکتری با کار می‌گیرد و این شاید نشان می‌دهد کمی به هدف خودمان رسیده‌ایم.

متاسفانه بعد از جنگ تحمیلی 12 روزه تمامی تئاترها با ریزش مخاطب رویرو بوده‌اند. این امر در تئاترهایی که شروع آنها بعد از این حادثه بوده است بیشتر دیده می‌شود. نکته دیگر اینکه به دلیل موکول شدن امتحانات دانشجویان به شهریور ماه، بیشتر آنها در تهران نیستند و مرکز تئاتر مولوی نیز که یکی از قدیمیترین مراکز تئاتر کشورمان است و بدنه مخاطب آن از دانشجویان تشکیل شده است، لطمه زیادی از نظر مخاطب دیده است. از همه عزیزان و اساتید و منتقدان و مخاطبان با افتخار دعوت می‌کنم که در این چند شب باقی مانده در مرکز تئاتر مولوی به تماشای این اثر بنشینند. امیدوارم ثمره 6 ماه زحمتمان راضی کننده باشد. نمایش «یک خراش کوچک» در کنار تلاشی که برای ایجاد فرمی زیبا انجام می‌دهد، هدف دیگری را نیز دنبال می‌کند، غرق نشدن در روایت غالب و فکر کردن به آنچه می‌شنویم و می‌بینیم. امیدوارم هر چند اندک و الکن، به این هدف رسیده باشیم.اکرم جلیلوند، سپیده توکلی، مهشید پناهنده و آرش محمدی بازیگرانی هستند که در این نمایش به ایفای نقش می‌پردازند.
دیگر عوامل این اثر عبارتند از مجری طرح: محمد سیدی‌زاده، دستیار اول کارگردان: اکرم‌ جلیلوند، طراح صحنه: آرش محمدی، منشی صحنه: پریسا عیسایی، مدیر صحنه: علی پاشازاده، دستیار صحنه: امیرتربت، طراح گریم و پوستر: اکرم‌ جلیلوند، مدیر پروژه: امیربهادر قرقانی، مدیر تبلیغات و امور رسانه: نگار امیری، اقلام تبلیغاتی: حامد فرهی، غزل سلامی‌زاده و حسین قاسمی، تولید محتوا و ساخت تیزر: امیربهادر قرقانی، امیر تربت و دانیال جلیلوند و عکاس: پرهام یوسف ارداغی.
ارسال یک پاسخ