#یادداشت ناگهان آینه آسمانِ آذربایجان به صفحه‌ای سفید از نمک تبدیل شد!

عصرآزادی‌آنلاین:  فرید حیدری/ کارشناس رسانه و هوش مصنوعی در آذربایجان شرقی
رودخانه‌ها حتی از قاب تصویر نیز می‌گریزند، گویا از خشک شدن در نقاشی هم وحشت دارند؛ وحشتی که از سکوت آغاز می شود تا شبانه دریاچه را آتش زنند و آب آن را به تاراج برند. وقتی دریاچه واقعی اورمیه را خشکاندند، چه بسا به نقاشی رودخانه هم رحمی نمی‌شود.
اکنون آخرین سایه‌های نیلگون در حال محو شدن از بوم نقاشی است، حالا دیگر خیال‌تان تختِ تخت باشد، دریای آذربایجان خشکِ خشک شد، دیگر در قلموی هیچ هنرمند نقاش، شور و شوقی نیست تا حتی یک دریای خیالی و رویایی را به تصویر بکشد!
سرزمین غریبی است نازنین… جایی که تصویر آب پیش از آن‌که جاری شود، فرار می کند تا مبادا برای تماشای نقاشی یک رودخانه هم باید قبض آب پرداخت! در حالی که به تابلوی هنری رودها و دریای خشک شده این سرزمین در اعماق واقعیت تلخ آن، تنها بایستی نگریست ‌و گریست!
من می‌ترسم! می‌ترسم از لحظه ای که سایه قطره‌ای از آب را در نقاشی هم برنتابند! من از امروز، دل‌نگران تصویر فردای ارس هستم، وحشت دارم از روز نحسی که رود همیشه خروشان آراز آذربایجان هم به جای اینکه فصلی از کتاب جغرافیا باشد به خطوطی بی‌جان در کتابِ تاریخ تقلیل یابد.
تصویر را همچنان بنگرید، آخرین قطره می رود و آرام جانم می رود تا هنر هم دست از عصیان شوید، گویی انگار در برابر این اندیشه خشک، حتی خیالِ آب هم ناچیز است، تا زمانی که واقعیت ها از تصویر یک نقاشی تلخ هم ترسناک‌تر باشد، هنر نیز به آرامی قربانی می‌شود.
دریاچه اورمیه را دربابید، آبی که روزی روزگاری آینه آسمان آذربایجان بود، اکنون به صفحه‌ای سفید از نمک تبدیل شده است، نمکی که شاید تنها به درد پاشیدن روی #زخم_مردم می خورد.
کاش می‌شد  به جای گریختن رودخانه‌های قاب شده، همه نقاشی‌ها را از بالای سر دریاچه اورمیه، زاینده رود، کارون، کرخه و همه رودهای خشک شده این سرزمین آویزان می کردم تا شاید رنگ‌ها و تصویرها از روی ترحم هم که شده، دل به دریا زنند، تا رویای شیرین حیات در این جغرافیا زنده شود.
اما در نهایت، حتی هنر هم ناجی نشد… پس بیایید هم‌پیمان شویم، به روی سنگ‌های شور دریای دیروز بنشینیم و مرحم زخم کهنه‌ای باشیم که نمکِ دریاچه، بی‌رحمانه بر آن می‌پاشد، بیایید چشم هایمان را به کویر سفیدِ آذربایجان بسپاریم و هم‌صدا بگرییم تا شاید با اشک‌های ما، پیکر بی جان این دریای مظلوم دوباره جان گیرد؛ شاید این دریای خاموش با امواج قطره اشک‌های شور ما نفسی تازه کند.
شاید…!!!
ارسال یک پاسخ