بازخوانی جایگاه اقتصادی شهر تبریز در سدههای گذشته به بهانه زادروز سیاح مشهور ایتالیایی از نگاه "عصرآزادی"
شکوفایی سر ریز؛ از ونیز تا تبریز
عصرآزادی آنلاین/ شهرام صادق زاده
بازار تاریخی تبریز یکی از کهنترین مهمترین بازارهای سرپوشیده جهان است که نه تنها به عنوان یک مرکز تجاری در ایران، بلکه به عنوان یک اثر تاریخی و فرهنگی جهان نیز شناخته میشود که قدمت آن به حدود یکهزار سال پیش برمیگردد اما ساختار کنونی آن بیشتر مربوط به ادوار سلسله های صفوی، قاجاری و پهلوی است.
در حقیقت، شواهد تاریخی نشان میدهد که بازار تبریز در دوره آلبویه در قرن ۱۰ میلادی شروع به شکلگیری کرده است که در آن زمان، تبریز به عنوان یک مرکز تجاری مهم در مسیر جاده ابریشم شناخته میشد.
کُهنشهر تبریز از دیرباز یکی از مراکز مهم اقتصادی و تجارتی ایران و جهان بوده و و بر سر جاده ابریشم، خط ارتباطی آسیا و اروپا واقع شده است؛ از سوی دیگر نیز قرار گرفتن این شهر در این مسیر باعث شده تا تبریز دارای اقتصاد و تجارت بسیار قوی و البته بازارهای پررونقی باشد که همیشه در طول تاریخ و در سفرنامه های سیاحان معتبر دنیا از بازار تبریز و وفور کالا در آن سخن به میان آمده است.
یکی از سیاحان و جهانگردان چیرهدست، مارکو پولو Marco POLO ایتالیایی است که آوازه گردشگری آن به سبک امروزی، حد و مرز کشورهای بلوک شرق و غرب را درنوردیده و زادروز او بهانهای است تا جایگاه اقتصادی کُهن شهر تبریز را با توجه به شرح سفرنامهای که مارکو را به شهرت جهانی رساند مورد ارزیابی و بازخوانی قرار دهیم که همانا تبریز از بدو تشکیل، مرکز تجارت جهان بوده و امروز، غفلت مسئولان، توسعه و اقتصاد این شهر را به خاک سیاه نشانده است…

◾️شگفتی از نوشتههای عربی و چینی روی بستههای اجناس شرقی
مارکوپولو Marco polo؛ این تاجر و ماجراجوی ونیزی از سال ۱۲۷۱ تا ۱۲۹۵ میلادی از اروپا به آسیا سفر کرد و کتاب “Il Milione” را نوشت و به شهرت جهانی دست یافت که در ورژن انگلیسی به “سفرهای مارکوپولو” معروف شد و به زبانهای مختلف جهان تحت عنوان “شگفتیهای جهان” یا “توصیفی بر جهان” ترجمه گردید تا مردم جهان از مطالعه شرح سفر و تجربیات او در آسیا لذت ببرند.
مارکو پولو در ۱۵ سپتامبر سال ۱۲۵۴ میلادی در خانواده یک تاجر اصیل ونیزی یا همان ونتزیا در شمال شرق کشور ایتالیا متولد شد که ادویه و جواهرات گران بهایی تجارت می کردند، پدرش نیكولو پولو تاجر مشهوری بود كه برای تجارت به سرزمین های دور دست سفر می كرد و مارکو كه داستان سفرهای پرماجرای پدر را از زبان مادرش شنیده بود از همان دوران نوجوانی به سفرهای دریایی و مشاهده سرزمینهای ناشناخته علاقهمند شد.
آنطور که خودش تاکید کرده، روزها در بندرگاه ونیز گردش می كرد و از دیدن كشتیهای بزرگ بادی، غرق شگفتی می شد، نوشته های عربی و چینی روی بستههای كالاها را می دید و دلش می خواست معنای این اشكال عجیب را كشف كند، حتی شنیده بود كشتی هایی كه از مشرق زمین می آیند، كالاهایی مانند ابریشم، ادویه و جواهرات گرانبها با خود می آورند و برای همین، تصمیم به سفر گرفت و پس از حضور در مناطق مختلف جهان، سفرنامهاش زبانزد عام و خاص شد.
مارکو پولو سفر خود را در معیت پدر و عموی خود، نیکولو و مافئو در سفر دوم آنان به شرق، در حدود سال ۱۲۷۰ میلادی آغاز کرد و در سرزمینهایی مانند فلسطین، ایران، تُرکستان و سرانجام چین ادامه یافت و بازگشت وی نیز در سال ۱۲۹۲ میلادی از طریق سوماترا، جاوه، سیلان، سواحل هندوستان، ایران و بالاخره سواحل دریای سیاه و قسطنطنیه صورت گرفت و سرانجام به ونیز رسید و نکته جالب اینکه فرودگاه شهر ونیز نیز به احترام یاد و خاطره او، کشتی مارکوپولو نامگذاری شده است.

◾️کسب سودهای کلان توسط بازرگانان مسافر در سفر به شهر تبریز
تبریز نخستین شهر بزرگ ایران بود که مارکوپولو وارد آن شد و تاوریز خواند و نوشت: تبریز از چنان موقعیت خوبی برخوردار است که کالای بازرگانی از هندوستان، بغداد، موصل، هرمز و مناطق دیگر به آسانی وارد شهر میشود… مردم از راه داد و ستد و پیشهوری روزگار میگذرانند و پارچههای گرانبها از جنس زر و ابریشم بافته میشوند… البته سنگها و مرواریدهای گرانبها هم خرید و فروش میشود و داد و ستد در شهر بسیار خوب است و بازرگانان مسافر نیز به سودهای کلانی میرسند.
شهر تبریز ار بسوزد از حرارت دور نیست/ چون که از هر کوچهاش صد آفتاب آید برون… شاید همین یک بیت شعر توصیفی مفید و مختصر از جایگاه خاص تبریز باشد که توجه هر مسافر و حتی جهانگردان را هم به خود جلب میکرده است.
سیاحانی که در ادوار مختلف تاریخ، گذرشان به این شهر جذاب افتاده، هر کدام تبریز را به گونهای توصیف کردهاند و دست نوشتهها و خاطرات باقی مانده از سفرنامههای جهانگردان، شاهدی زنده از تاریخ غنی و تفاوت تبریز با دیگر نقاطی است که سفر کردهاند.
سفرنامههایی که توسط جهانگردان نوشته شدهاند، خدمت بزرگی به تاریخ و کسانی کردهاند که امکان سفر به نقاط دیگر را نداشتند، مثلاً مارکوپولو به مناطقی سفر کرده که شاید قبل از او کسی پایش به آنجا باز نشده بود، اما سفر یک سیاح ونیزی به تبریز، دور از انتظار بود تا اینکه مرگ همسر پادشاه و تصمیم او به تجدید فراش، پای این جهانگرد را به تبریز باز کرد.
سفرنامههای باقی مانده از مارکوپولو، باربارو، کلاویخو، بازرگانان ونیزی و نیز از سیاحان مسلمان مانند ناصرخسرو قبادیانی و ابنبطوطه در برگیرنده آثار و نوشتهها و خاطراتی هستند که وضعیت سیاسی، اجتماعی و اقتصادی شهر تبریز را نشان میدهند اما اولین قدم جهانگردان به ایران و ابتداً به تبریز از اهمیت تاریخی و تحقیقی غیرقابل وصفی برخوردار است که هر علاقهمند به مباحث تاریخی را به خود جلب میکند.

◾️حفظ موقعیت تبریز در امور بازرگانی از قرن ۱۳ میلادی تا به امروز
توصیف مارکوپولو از ایران بسیار جالب است؛ تبریز را جایی با خاک غنی و گِرِهگاه تجاری روایت میکند که کالاهای مختلفی از هندوستان گرفته تا بغداد و فلسطین به اینجا آورده میشوند و با تاجران، آنها را برای فرستادن به نواحی دیگر معامله میکنند.
او اشاره میکند که تبریز همچنین از نظر تولید هم پررونق توصیف است؛ جایی که صنعت نساجی مهمی دارد و ابریشم بافی هم بصورت بسیار پیشرفته انجام میگیرد و تنوع زبانی و دانش بالای بازرگانان تبریزی از زبانهای لاتینی باعث شده تا در خاطرات مارکوپولو از ایران گنجانده شود و از سوی دیگر، تبریز به دلیل معماری اشرافیاش برای این سیاح معروف بسیار چشمنواز جلوه میکند.
کارشناسان حوزه مسائل تاریخی معتقدند نظر مارکو درباره رونق تجاری تبریز درست است؛ در دورهای که او از این شهر دیدن کرده، تبریز میان جاده تجارتی بصره – هندوستان بوده و مارکو آن را از معتبرترین و شریفترین شهرها میداند.
گویا تاجران سرزمینهای دور برای خرید و تجارت و انجام معاملات کلان، سنگهای قیمتی و بسیار گرانبهایی که کمیاباند نیز به اینجا آمده و داد و ستد در تبریز آن دوران بسیار رونق داشته است و تبریزیها نبض بازارهای اقتصادی مشرق زمین را در دست گرفتهاند.
این در حالی است که ابن بطوطه نیز که چندی بعد از مارکوپولو، از این شهر بازدید کرده است، از جامدهای ابریشم بافت شهر تبریز یاد میکند و از قرار معلوم، در آن ایام، تبریز یکی از مراکزی بود که با شهرهای ایتالیا مبادلات بازرگانی داشته و ابریشم ایران از همین طریق به اروپا میرسید.
بدین ترتیب و به گفته تاریخنگاران، گرچه مارکو از سنگهای قیمتی عرضه شده در بازار تبریز با ذکر مشخصات یاد نمیکند و به طور کلی از آنها نام میبرد اما علاقهمندان حوزه اقتصادی میدانند که یاقوت بدخشی و لاجورد از شرق به تبریز وارد میشده و مروارید و عقیق از طریق شهرهای دیگر به تبریز میرسیده است کمااینکه اگر مشکلات امروزی مرتفع گردند رونق و توسعه اقتصادی این شهر دور از انتظار نیست.