اهمیت وفاق ملی ایرانیان در حوزه ادبیات به مناسبت سالروز درگذشت استاد شهریار از نگاه "عصرآزادی"

شهریار، خالق بِیت اتحاد ایران

عصرآزادی آنلاین/ شهرام صادق زاده
وقتی از شعر به عنوان اُفقی برای دیدن جهان سخن می گوییم چهره‌ای از منطقه آذربایجانِ ایران در ذهن نقش می بندد که توانست کلمه را از قفس زبان رهانده و آن را به پرنده ای برای پرواز میان دل ها بدل کند؛ استاد شهریار شیرین سخن… او در روزگاری که مرزهای انسانی سخت و هویت ها گاه شکسته بودند، با تلفیق زبان‌های فارسی و ترکی طرحی از هم زیستی و هم دلی آفرید که مسعود پزشکیان – رئیس دولت چهاردهم – در محافل ادبی و سیاسی از آن ابیات بهره‌مند می‌شود.
سیدمحمدحسین بهجت تبریزی متولد ۱۲۸۵ خورشیدی متخلص به شهریار شاعر مردمی اهل آذربایجان است که به زبان‌های تُرکی آذربایجانی و فارسی شعر سروده و به دلیل تبحر شگفت و شگرف در سخن‌سرایی در قالب‌های مختلف شعری به دو زبان فارسی و ترکی اهمیت خاص یافته است.
زنده‌یاد شهریار نه صرفاً شاعر یک دیار، بلکه وجدان بیدار ملتی بود که شعرش در تبریز طنین انداخت، در استانبول پژواک یافت و در باکو و تهران نیز خانه کرد، صدای او در متن تاریخ، همانند نغمه ای است که هم امید می آفریند و هم پیوند؛ شعری که همزمان روایت فردی و شناسنامه جمعی یک ملت بزرگ است.
بیست و هفتم شهریور ماه، به همت علی‌اصغر شعردوست یکی از شاگردان استاد شهریار روز ملی شعر و ادب فارسی نامیده شده که مصادف با سالروز درگذشت سیدمحمد حسین بهجت تبریزی متخلص و مشهور به شهریار شعر ایران است و البته، فرصت مناسبی برای پاسداشت یاد و خاطره زبان‌های ترکی و فارسی که استاد شهریار با طبع شاعرانه خود و در راستای اعتلای فرهنگ و ادب ایران، وحدت و اتحاد ملی را خلق کرده است…
شعر فارسی به زبان عرفان و تُرکی زبان قدرت طبیعت است
زنده‌یاد سیدمحمدحسن شهریار شاعر نام آشنای ادبیات معاصر ایران، در زمره شاعرانی است که در عرصه شاعری در دو زبان فارسی و ترکی خوش درخشیده است. محبوبیت او در بین ترک‌زبانان کم از فارسی زبانان نیست زیرا وی توانست با سرودن اشعار تُرکی بخصوص منظومه حیدر بابا، جایگاه خود را به عنوان شاعری خوش فکر و نازک اندیش تثبیت کند و از سوی دیگر، آشنایی او با ظرافت ها و نازک کاری زبان فارسی و تسلطش بر گنجینه ادبیات عامه در زبان فارسی باعث گردید سروده های موفق بسیاری را عرضه کند.
به اعتقاد کارشناسان حوزه ادبیات، با وجود علاقه استاد شهریار به هر دو زبان ترکی و فارسی، ضمن سروده های او شاهد اظهارات مختلف او درباره تفاوت‌های ماهوی این دو زبان و اثر گذاری آنها بر یکدیگر هستیم زیرا وی عرفان را قله شعر فارسی می داند و قدرت شعر ترکی را در توصیفات طبیعی می ستاید کمااینکه آغاز تجدد ادبی و ظهور رمانتیسم را نیز متاثر از ادبیات آذربایجان می داند که برای ایجاد وحدت ادبی بسیار مهم است.
تسلط استاد شهریار‌ به فرهنگ و ادبیات ایــران، ناشی از وحـدت اقـوام ملتی متشکل، با‌ تاریخ‌ چندین‌ هزار ساله‌ای است، که هـر کدام در غنا و تکامل و بـلوغ ایــن فرهنگ در قالب زبان ملی یا ‌‌به‌ عبارت دیگر، زبان وحدت ملی زحمت کشیده و بـرای نسل های آینده این ملت‌، به‌ ارث‌ گذاشته‌اند زیرا همه این ادبا و شعراء زبـان مـادری‌شان، زبان فـارسی نبود.
استاد شهریار در زمان معاصر، نمونه این واقعیـت است که می‌توان، صدها نام و نمونه از‌ اقوام ایرانی اعم از تُرک، عرب، کرد، ترکمن، بلوچ و غیره را آورد‌ که‌ هـر کدام در تکامـل و رشد این زبان وحدت ملی نقش آفرین بودند.
بـه هـمین جهت نیز، دشمن وحـدت ملـی ایران، این سنگر را هدف قرار داده و استاد شهریار، ساخته و پرداخته فرهنگ‌ غنـی سـرزمین ایران بود که در آن، زبان ملی مانند زنجیر پیوند همه ملت شمرده شده و وحدت اقوام ایرانی را بهم پیوند می‌دهد.

تاکنون هیچ شاعری به اندازه استاد شهریار اتحادساز نبوده است

یک استاد ادبیات و شاعر معاصر درباره نام‌گذاری روز درگذشت استاد شهریار به نام شعر و ادب معتقد است: استاد شهریار یکی از شاعرترین شاعرانِ گرانقدر این مملکت بود و یک دیوان ترکی هم به‌ نام حیدربابایه سلام دارد اما با این وجود، او یکی از شاعران درجه یک روزگار ماست که در سرودن شعر به دو زبان فارسی و تُرکی مسلط بود و اشعارش تاریخ مصرف ندارد.
“قدمعلی سرامی” با اشاره به اینکه نام‌گذاری روز درگذشت استاد شهریار به نام شعر و ادب، بیش از پیش به وحدت ملی ایرانی‌ها کمک کرد افزود: اُنس، علاقه و آشنایی کارشناسان حوزه ادبیات ایران با شعر شهریار، ویژگی‌ اصلی اشعار استاد است.
وی اضافه کرد: من از دوران دبیرستان به شعر استاد شهریار خوگر هستم، این غزلش را بیشتر مردم آن زمان به خاطر دارند؛ آمدی جانم به قربانت ولی حالا چرا/ بی‌وفا حالا که من افتاده‌ام از پا چرا… به طوری که استاد روح‌الله خالقی نیز بر روی این غزل کار کرد و یکی از گوشه‌های موسیقی ایرانی را در مایه اصفهان ساخت و زنده‌یاد غلامحسین بنان هم آن را به زیبایی اجرا کرد.
سرامی تاکید کرد: هیچ‌یک از شعرای معاصر به اندازه استاد شهریار موجب همبستگی مردمی قرار نگرفته و تا این‌قدر شهرت پیدا نکرده است، حتی شاملو، فروغ و بهار هم اشعار خوبی دارند اما این‌قدر شهرت پیدا نکرده‌اند.
وی با ذکر این نکته که مردمی بودن استاد شهریار باعث شهرت بسیار زیاد این بزرگمرد ادبیات ایران در پیش و پس از انقلاب شد یادآور شد: استاد شهریار اهل عشق بود و واقعاً عاشق بود و از طرف دیگر، اعتقاد مذهبی عمیقی هم داشت که نمونه‌اش را در شعر علی ای همای رحمت تو چه آیتی خدا را می‌توان دید که وحدت اجتماعی را خلق نمود.
شهریار با واژه‌های ساده ایرانی‌ها را شیفته‌ خود ساخت
از شاهکارهای ادبی استاد شهریار می‌توان به غزل‌های عاطفی و عاشقانه‌اش اشاره کرد که از جایگاه ویژه‌ای و بی‌نظیری برخوردارند؛ از تو بگذشتم‌ و بگذاشتمت با دگران/
رفتم از کوی تو لیکن عقب سر نگران/ ما گذشتیم و گذشت آنچه تو با ما کردی/ تو بمان و دگران، وای به حال دگران… و یا این غزل بسیار مشهورش؛ آمدی جانم بقربانت ولی حالا چرا/ بی‌‌وفا حالا که من افتاده‌ام از پا، چرا/ از زندگانی‌ام گله دارد جوانی‌ام/ شرمنده جوانی از این زندگانی‌ام/ طبعم از لعل تو آموخت دُرافشانی‌ها/ ای رخت چشمه خورشید درخشانی‌ها… و البته این قصیده عاشقانه و عارفانه‌اش؛مهرش افزود که از ماه رخش کاسته بود/ هر چه از ماه رخش کاست به مهر افزود/ ماهم آمد به سر مهر ولیکن روزی/ که ز عشق من و حُسن وی اثر هیچ نبود!
به گفته کارشناسان حوزه ادبیات، اگر یک شاعر عادی بخواهد از واژه‌های عامیانه و ساده شعر بسراید شعری مبتذل و پیش پاافتاده خواهد سرود، اما استاد شهریار به قدری در این جایگاه قوی و استاد است که با واژه‌های ساده شعرهایی سروده که عوام و خواص را شیفته‌ خود ساخت به طوری که در میان شاعران معاصر تنها ایرج میرزا همانند شهریار اشعاری ساده اما در عین حال غنی را سروده است که آن هم تحت تاثیر سعدی بوده و بر سبک سهل ممتنع شعر می سرود.
کارشناسان حوزه ادبیات ایران معتقدند استاد شهریار، شاعر حس و عشق ایرانی معاصر است، هرچند در شعر استاد، گاه ملی‌گرایی به اوج می رسد؛ ترکی ما بس عزیز است و زبان مادری/ لیک اگر ایران نگوید لال باد از وی زبان یا اختلاف لهجه ملیّت نزاید بهر کس/ ملتی با یک زبان کمتر به یاد آرد زمان… این‌ها در اوج شعر ملی معاصر است اما در نهایت او یک شاعر سنتی است که نمی‌تواند با تحولات مدرن دوره پهلوی هم‌پا شود و یا نمی‌خواهد که به گردونه تحولات نو بیفتد و بدین ترتیب، شهریار نماد ایرانیانی است که سنت‌های باشکوهی دارند و با گرامیداشت یاد و خاطره‌اش در ۲۷ شهریور هر سال، موضوع مهم اتحاد ملی را زمزمه می‌کنند.
ارسال یک پاسخ