عصرآزادیآنلاین: سفر وزیر راه و شهرسازی به تبریز، تنها یک برنامه رسمی نیست؛ این سفر، آزمونی جدی برای دولت در قبال سرنوشت شریانهای حیاتی شمالغرب ایران به شمار میرود. تبریز که دروازه طبیعی ایران به اروپا و آسیای میانه است، سالهاست از کمبود زیرساختهای مناسب رنج میبرد؛ در حالی که رقبای منطقهای با سرعتی چشمگیر، مسیرهای جایگزین را توسعه دادهاند.
کریدور شمالغرب؛ شاهراهی که نیمهجان مانده
جاده تبریز–بازرگان، به عنوان مسیر اصلی اتصال ایران به اروپا، باید امروز همتراز بزرگراههای مدرن ترکیه و آذربایجان میبود. اما واقعیت چیزی جز این است: جادهای حادثهخیز، فرسوده و ناکارآمد که نهتنها در شأن مردم استان نیست، بلکه امنیت جانی رانندگان و مسافران را نیز به خطر انداخته است. پروژههای نیمهتمام و وعدههای روی کاغذ، بارها این مسیر را در صدر اخبار قرار دادهاند، اما هیچگاه به نتیجه ملموس منجر نشدهاند.
زنگزور؛ زنگ خطر برای ایران
در حالی که ایران در توسعه کریدور شمالغرب تعلل کرده، جمهوری آذربایجان با حمایت ترکیه و همکاری برخی قدرتهای جهانی، بهدنبال احیای کریدور زنگزور (موسوم به «ترامپرود») است؛ مسیری که قرار است نخجوان را به جمهوری آذربایجان متصل کند و ترکیه را به دریای خزر برساند. این کریدور، در صورت فعال شدن، موقعیت ایران به عنوان مسیر اصلی ترانزیت شرق به غرب را تضعیف خواهد کرد. به بیان سادهتر، اگر ایران مسیرهای خود را بازسازی و تقویت نکند، کالاهای آسیای میانه و قفقاز، از خاک ایران عبور نخواهند کرد و کشور از چرخه اصلی تجارت منطقه کنار گذاشته میشود.
ظرفیتی که خاک میخورد
کارشناسان میگویند تبریز میتواند به هاب هوایی، زمینی و ریلی کشورهای CIS بدل شود. فرودگاه بینالمللی، ایستگاه راهآهن و موقعیت جغرافیایی ممتاز استان، این ظرفیت را فراهم کرده است. اما سالها بیبرنامگی و نبود سرمایهگذاری کافی، این فرصتها را بلااستفاده گذاشته است.
یکی از نمونههای تلخ این فرصتسوزی، خروج شرکت «برگیز» از پروژه اتوبان تبریز–بازرگان بود؛ سرمایهگذاری که میتوانست تحولی بزرگ در حملونقل استان ایجاد کند، اما با سیاستهای غلط و فضای غیرشفاف سرمایهگذاری، از کشور گریخت. بسیاری این رخداد را خیانتی آشکار به توسعه شمالغرب میدانند.
انتظار مردم: عمل، نه شعار
مردم آذربایجان شرقی بارها وعده شنیدهاند و دیگر دل به حرف خوش نمیکنند. آنان خواستار اقدام فوری، سرمایهگذاری واقعی و آغاز پروژههایی هستند که بتواند جایگاه تاریخی تبریز را در نقشه ترانزیت جهانی بازگرداند. اکنون که وزیر راه در تبریز حضور دارد، این پرسش مطرح است:
آیا دولت در برابر تهدید کریدور زنگزور، کریدور شمالغرب را جدی خواهد گرفت؟
آیا اتوبانها و خطوط ریلی این استان بهروزرسانی میشوند یا بار دیگر در میان شعارها و وعدهها مدفون خواهند شد؟
جمعبندی
سفر وزیر راه به تبریز میتواند نقطه عطفی در آینده ترانزیتی ایران باشد؛ مشروط بر آنکه دولت از لاک روزمرگی خارج شود و با نگاه راهبردی، شمالغرب کشور را به جایگاه شایسته خود برساند. امروز فرصت تصمیمگیری است؛ فردا شاید دیر باشد و رقبای منطقهای با تکمیل مسیرهای جایگزین، ایران را از بازی بزرگ تجارت جهانی حذف کنند.