یادداشت/ هزینه‌های پنهان فیلترینگ برای مردم با حصر دیجیتال!

عصرآزادی آنلاین/ فرید حیدری/ کارشناس رسانه و هوش مصنوعی در آذربایجان شرقی

تصور کنید در شهری زندگی می‌کنید که تمام پنجره‌های آن به جهان بیرون با آجر و دیوار بسته مسدود شده است، به شما می‌گویند این کار برای محافظت از شما در برابر “هوای آلوده” و “خطرات خارجی” است اما در همین حصر، هوای داخل به تدریج راکد و سمی می‌شود، شهروندان در حصر نیز از دریافت خبری تازه محروم می‌مانند چرا که کلیدِ قفلِ درها تنها در دستان چند فرد خاص است… این، استعاره‌ای دقیق از سیاستِ فیلترینگ گسترده در ایران است، سیاستی که با نام “امنیت ملی” امنیت افراد جامعه و حریم خصوصی آنها را هدف گرفته و به فساد سیستماتیک دامن می زند.
فیلترینگ در ایران نه یک مکانیسم پیشگیری از وقوع جرم، بلکه یک شکست راهبردی بزرگ است که به بهانه ایجاد امنیت، به گسترش زنجیره بی‌اعتمادی و سانسور دامن زده است. استدلال‌های موافقان فیلترینگ، که عمدتاً کاسبان تحریم و فیلتر هستند و از رانت های اقتصادی سود می برند در بهترین حالت ساده‌انگارانه است.
ادعای جلوگیری از محتوای مجرمانه، یک عمل شکست خورده است، در عمل فیلترینگ هرگز نتوانسته است جریان محتوای آسیب زا را متوقف کند، بلکه آن را به کوچه ‌پس‌کوچه‌های تاریک و غیرقابل کنترل فضای مجازی رانده است. در واقع، این سیاست، شهروندان را به سَمت استفاده از ابزارهای ناامن یا همان VPNهای غیرقانونی و نامشخص سوق داده و دِیتاهای آنها را در معرض خطر بازیگرانِ بدافزارها قرار داده است.
دولت‌ها در دوره‌های مختلف به جای ایجاد یک فضای رقابتی و بالا بردن سطح کیفیت پیام رسان های داخلی،  سیاست تحمیل و تزریق این سکوها به مردم را همانند قالب کردن خودروهای بی کیفیت، ناامن و ارزان قیمت، آن هم با نرخ های نجومی اجرا کرده که اکنون با توجه به شرایط فعلی و افزایش نارضایتی عمومی در حوزه اقتصادی و انرژی به نفع  حاکمت است که دولت حاضر، اشتباهات دولت های قبل را جبران کرده و از این سیاست های ضد مردمی عبور کند.
منابع مالی که به نام حمایت از پلتفرم‌هایی که نه به دلیل کیفیت برتر، بلکه به دلیل مسدود کردن شبکه‌های اجتماعی بین المللی به جیب گردانندگان شبکه‌های اجتماعی داخلی سرازیر می شود، تنها کاربران را به اسیرانی در این سکوهای ناامن، محدود و کند تبدیل کرده است.
این سیاست نه تنها وابستگی را کاهش نداده، بلکه آن را به شکل خطرناکی تغییر داده است؛ کاربران ایرانی برای عبور از دیوار فیلترینگ، به VPNها وابسته شده و مشتریان دائمی شرکت‌های خارجی و آزمایشگاه‌های غیرقانونی و زیرزمینی نرم افزاری برای خرید فیلترشکن‌های غیرقابل اعتماد شده‌اند؛ یعنی، انتقال حاکمیت داده از شرکت‌ها و برندهای معتبر همانند گوگل به واسطه‌گران و دلالان سایه‌ که هیچ مسئولیتی در قبال اطلاعات کاربران ندارند!

سیستم فیلترینگ خنجری نامرئی بر پیکر اقتصاد دیجیتال است زیرا هزاران کسب‌وکار نوپا، استارتاپ ها، هنرمندان و فروشندگان اینترنتی را از دسترسی به بازارهای جهانی محروم کرده و ارتباطات آنها را با مشتریان بین‌المللی قطع کرده و آنها را به مرز ورشکستگی سوق داده که، این سیاست غلط، سالهاست ایران را از قطار اقتصاد جهانی پیاده کرده است!
فیلترینگ گسترده، به طور طبیعی و منطقی، بی‌اعتمادی متقابل مردم به این سیاست و البته سایر سیاست‌های اقتصادی و اجتماعی دیگر را ایجاد کرده و می تواند به  نارضایتی عمومی دامن بزند و شکافی عمیق بین مردم ‌و حاکمیت ایجاد می‌کند.
فیلترینگ مانند دیوار بلند سانسور و حصار خاردار است، این سیاستِ منسوخ شده، یک فرصت‌سوزی سازمان یافته است چرا که دانشجویان، پژوهشگران، متخصصان و هنرمندان ایران از دسترسی به منابع، تحولات علمی و گفتمان جهانی در زیر سایه سرد و سنگین فیلتر و تحریم محروم شده‌ و در عمل، ایران را به جزیره‌ای منزوی تبدیل کرده که ساکنان آن در حال از دست دادن زبان و مرزهای مشترک با جهان هستند.
تجربه ثابت کرده که فیلترینگ عمدتاً برای مسدود کردن محتوای سیاسی، خبری مورد استفاده قرار می گیرد، نه محتوای مجرمانه! این مسئله نشان می‌دهد که اولویت اصلی فیلترینگ، حفظ امنیت کاvبران نیست بلکه در بسیاری از موارد کنترل جریان آزاد اطلاعات، فروش فیلترشکن‌ها، محدود کردن آزادی بیان و فضای نقد جزو اهداف اصلی مکانیسم منسوخ شده فیلترینگ است.
مسدود کردن شبکه‌های اجتماعی جهانی در عمل آسیب واقعی را مهار نکرده است، راه حل پیشگیری از وقوع آسیب ها نه در بن‌بست کردن خیابان‌ها، بلکه در احترام به حق برخورداری شهروندان از جریان آزاد اطلاعات به همراه آموزش های هدفمند و سیستماتیک است، بهترین راه حل برای خروج از این وضعیت، متوقف کردن ماشه فیلترینگ و سرمایه‌گذاری بر روی افزایش مهارت‌های سواد رسانه‌ای، وضع قوانین شفاف و دموکراتیک به همراه استفاده از ابرازهای نظارتی هوشمند است که به جای تنفس کاربران در فضای تنگ و بسته، مهارت مقابله با گردبادِ اطلاعاتی را به مردم ارائه می دهد.در چنین شرایط حساس، به جای ایجاد امنیت، شاهد شکل‌گیری بازارهای زیرزمینی و غیرقابل کنترل هستیم که سود آن به جیب گروه‌های خاصی می‌رود که از این انحصار تغذیه می‌کنند، این بازی باخت – باخت در نهایت اعتماد عمومی را فرسوده کرده و جامعه را از فرصت‌ های رشد و پیشرفت بازمی‌دارد چرا که مکانیسم فیلترینگ در عمل ابزاری برای پر کردن جیب‌های عمیق و‌ چندلایه انحصارطلبان و کاسبان تحریم و فیلتر است.
در پایان باید پذیرفت که کاربران در حصر دیجیتالی کاسبان تحریم و فیلتر دست و پا می‌زنند و هزینه‌های پنهان آن، شهروندان ایرانی را از اتصال به بازار جهانی و جامعه بین المللی منع می کند، مکانیسمی که به جای احترام به حقوق  مردم، راه انسداد و انفعال را در پیش می‌گیرد، تنها به گسترش اقتصاد رانتی و تقویت حلقه‌های محدود سودجویانی دامن می‌زند که انحصار اطلاعات را به تجارتی پرسود تبدیل کرده‌اند لذا این رویکرد نه تنها جامعه را از پیوند با جهان مدرن محروم می‌سازد، بلکه آن را در دایره‌ای بسته از اطلاعات کنترل‌شده و منابع داخلی محدود محبوس می‌کند؛ منابعی که اغلب کیفیت و اعتبارشان زیر سوال است!

ارسال یک پاسخ