سرمقاله/ تالاب‌ها می‌میرند، آینده ایران خشک می‌شود

عصرآزادی آنلاین/ سید وحید پیمان

خبر خشک شدن ۹ تالاب دیگر در ایران، تنها یک عدد در کنار صدها آمار تلخ زیست‌محیطی نیست؛ این، ناقوس مرگ برای زیست‌بوم کشوری است که روزگاری برکت آب و خاکش زبانزد بود. امروز، وقتی دریاچه ارومیه به شوره‌زاری بدل شده و تالاب‌ها یکی پس از دیگری از نقشه حیات محو می‌شوند، باید پذیرفت که بحران آب در ایران دیگر یک تهدید دور نیست؛ این فاجعه در حال وقوع است.

ریشه این بحران نه در آسمان خشک و کم‌باران، که در زمینِ مدیریت ناکارآمد است. سال‌هاست که به‌نام خودکفایی کشاورزی، کشت محصولات آب‌بر در دل کویر تشویق می‌شود؛ میلیاردها مترمکعب آب صرف محصولاتی می‌شود که سود اقتصادی‌شان حتی هزینه انتقالشان را جبران نمی‌کند. کشاورزی سنتی، آبیاری غرقابی، و عدم اصلاح الگوی کشت، زخمی است که هر روز عمیق‌تر می‌شود.

به این فاجعه، صدور بی‌حساب‌و‌کتاب مجوزهای حفر چاه و وجود ده‌ها هزار چاه غیرمجاز را اضافه کنید؛ رگ‌های زمین بی‌رحمانه مکیده می‌شوند و سفره‌های زیرزمینی فرو می‌نشینند. همزمان، صنایع آب‌بری چون فولاد در مناطقی خشک همچون اصفهان سر برآورده‌اند؛ تصمیم‌هایی که جز نابودی منابع آبی و تشدید مهاجرت و نابرابری منطقه‌ای حاصلی نداشته است.

و بالاتر از همه، باید به نقش مافیای آب و سدسازی اشاره کرد؛ جماعتی که سد را نه ابزار مدیریت علمی، بلکه ماشین پول‌سازی دیده‌اند. سدهای بی‌رویه، نه‌تنها اکوسیستم رودخانه‌ها را نابود کرده، بلکه تعادل طبیعی تالاب‌ها و سفره‌های زیرزمینی را هم برهم زده است.

امروز دولت باید شجاعت پذیرش خطاهای گذشته را داشته باشد. نمی‌توان با شعار و وعده، بحران آب را مهار کرد. راه‌حل روشن است: اصلاح الگوی کشت، بازنگری در سیاست خودکفایی کشاورزی، توقف صنایع آب‌بر در مناطق خشک، مسدود کردن چاه‌های غیرمجاز، و کنار زدن دست‌های آلوده از پشت پرده سدسازی.

ایران بدون آب، ایران بدون آینده است. خشک شدن تالاب‌ها فقط نابودی یک منبع طبیعی نیست؛ این فروپاشی زندگی است، کوچ اجباری است، جنگ بر سر بقاست. اگر امروز دولت با علم و جسارت دست به اصلاحات نزند، فردا دیگر نه تالابی برای نجات می‌ماند، نه سرزمینی برای سکونت.

ارسال یک پاسخ