سرمقاله/ خاورمیانه در آستانه بازآرایی جدید؛ صلحی به سبک ترامپ، مقاومت به سبک حماس

عصرآزادی آنلاین/ سید وحید پیمان

طرح صلح دونالد ترامپ برای غزه ـ که بسیاری آن را «معامله قرن ۲» می‌نامند ـ حالا با پذیرش بخش‌هایی از آن از سوی حماس وارد مرحله‌ای تازه شده است. این تحول، پس از ماه‌ها جنگ فرسایشی و ویرانی غزه، نه تنها موازنه میدانی بلکه معادلات سیاسی منطقه را نیز دستخوش تغییر می‌کند. هرچند حماس بند «خلع سلاح کامل» را رد کرده و بر حفظ توان بازدارندگی خود تأکید دارد، اما پذیرش نسبی طرح، به‌معنای ورود مقاومت فلسطین به فاز جدیدی از واقع‌گرایی سیاسی است؛ مرحله‌ای که در آن سیاست جایگزین صرفاً نبرد می‌شود.

در ظاهر، طرح ترامپ مبتنی بر سه محور است:
آتش‌بس پایدار، بازسازی غزه با نظارت بین‌المللی، و تضمین امنیت اسرائیل.
اما در عمق ماجرا، هدف اصلی واشنگتن نه بازگرداندن صلح بلکه مهار نفوذ ایران، بازسازی نظم امنیتی جدید با محوریت اسرائیل و عربستان، و بازگرداندن ایالات متحده به قلب سیاست خاورمیانه است.

پاسخ مثبت حماس ـ هرچند مشروط و گزینشی ـ از دو زاویه قابل تفسیر است:
نخست، واقعیت میدانی؛ ویرانی گسترده، خستگی مردم، و فشار افکار عمومی جهان عرب برای پایان جنگ، رهبران حماس را به سمت پذیرش نسبی طرح سوق داده است. دوم، محاسبه سیاسی؛ حماس می‌کوشد با مشارکت در فرآیند سیاسی، جایگاه خود را به‌عنوان بازیگر مشروع و نه صرفاً گروه مقاومت مسلح، در ساختار آینده فلسطین تثبیت کند.

در این میان، ایران در موقعیت دوگانه‌ای قرار گرفته است. از یک‌سو، حفظ محور مقاومت و جلوگیری از تضعیف راهبردی آن برای تهران حیاتی است. از سوی دیگر، ورود حماس به فاز مصالحه و تعامل با طرح آمریکایی، می‌تواند فضای جدیدی از تنش میان تهران و غزه پدید آورد. ایران، احتمالاً با حمایت محتاطانه و غیرمستقیم از روند صلح، اما تأکید بر ضرورت حفظ «بازدارندگی مقاومت»، تلاش خواهد کرد میان واقع‌گرایی و اصول‌گرایی سنتی خود توازن برقرار کند.

بازخورد ایران در هفته‌های آینده به سه عامل بستگی دارد:
۱. میزان حضور اسرائیل در روند اجرایی طرح،
۲. نقش مصر و قطر به‌عنوان میانجی‌های اصلی،
۳. و نحوه مشارکت سیاسی حماس در دولت آتی فلسطین.

با این حال، پیامد راهبردی این توافق می‌تواند آغاز شکل‌گیری خاورمیانه جدیدی باشد که در آن محور مقاومت از قالب صرفاً نظامی به مدل سیاسی-اجتماعی گذار می‌کند.
همزمان، ایالات متحده با بهره‌گیری از فضای صلح نسبی، خواهد کوشید اتحاد عربی علیه ایران را بازتعریف و تقویت کند.
به بیان دیگر، اگر جنگ غزه نماد افول نظم قدیم بود، صلح ترامپ شاید پیش‌درآمد نظم جدیدی باشد که در آن خطوط نفوذ و دوستی در خاورمیانه بازترسیم می‌شود.

در نهایت، پذیرش نسبی طرح صلح از سوی حماس نه پایان مقاومت بلکه تغییر صورت آن است؛ مقاومت سیاسی در قالب مشارکت در بازسازی و تصمیم‌سازی. اما باید دید در این بازآرایی بزرگ، آرمان فلسطین به رسمیت شناخته می‌شود یا بار دیگر در معادلات قدرت قربانی می‌گردد.

ارسال یک پاسخ