عصرآزادی آنلاین/ سید وحید پیمان
جمعه گذشته انتخابات نظام پزشکی در سراسر کشور برگزار شد و چهرههای جدیدی با رأی جامعه پزشکی بر صندلی هیئتمدیرهها نشستند. برخلاف ادوار پیش، این بار فضای انتخابات رنگ و بوی تازهای داشت. پزشکان جوان و میانسال، با تکیه بر شبکههای اجتماعی و گروههای مجازی، صدای واحدی برای مطالبات دیرینهی صنف خود شدند: بهبود وضعیت معیشتی، واقعیسازی تعرفه خدمات، شایستهسالاری، مقابله با افزایش بیرویه ظرفیت پذیرش دانشجوی پزشکی، حذف سهمیهها، کاهش فشار کاری رزیدنتها و مبارزه با خشونت علیه کادر درمان.
اما پرسش بنیادین این است که نظام پزشکی در ساختار فعلی خود تا چه اندازه میتواند پاسخگوی این مطالبات باشد؟ و مهمتر از آن، انتظارات از این نهاد صنفی تا کجا واقعبینانه است؟
میان خواستن و توانستن
نظام پزشکی در ایران، از لحاظ قانونی نهادی عمومی غیردولتی است اما در عمل درگیر نوعی وابستگی ساختاری به دولت و وزارت بهداشت است. استقلال مالی و تصمیمگیری آن محدود، ابزارهای اجرایی آن ضعیف، و اختیاراتش در برابر نهادهای حاکمیتی بسیار اندک است. این یعنی حتی اگر هیئتمدیرهای شجاع و مطالبهگر نیز بر سر کار آید، تحقق وعدهها بدون همراهی دولت و مجلس ممکن نیست.
در موضوعاتی چون تعرفهگذاری خدمات پزشکی، ظرفیت پذیرش دانشجو، یا اصلاح وضعیت رزیدنتها، نظام پزشکی صرفاً میتواند نقش مشاور، منتقد و مطالبهگر را ایفا کند نه تصمیمگیر نهایی. بنابراین بخش مهمی از خواستههای صنفی پزشکان، هرچند مشروع و ضروری، در چارچوب قدرت واقعی نظام پزشکی نمیگنجد.
در تنگنای اقتصاد و بیاعتمادی
واقعیت آن است که نظام سلامت ایران در تنگنای شدید اقتصادی گرفتار است. تورم سنگین، کاهش ارزش ریال، و بحران بیمهها، نظام پرداخت را بهگونهای مختل کرده که هیچ نهادی بدون اصلاحات کلان اقتصادی قادر به بهبود معیشت پزشکان نیست. از سوی دیگر، فاصلهی عمیق میان پزشکان و مردم، که ناشی از سیاستهای رسانهای و اقتصادی سالهای اخیر است، اعتماد عمومی به این صنف را کاهش داده و قدرت چانهزنی اجتماعی نظام پزشکی را تضعیف کرده است.
در چنین شرایطی، شاید مهمترین وظیفهی هیئتمدیرههای جدید، بازسازی اعتبار اجتماعی پزشکان، افزایش شفافیت، و تقویت اعتماد بین مردم و جامعه پزشکی باشد. بدون سرمایه اجتماعی، هیچ مطالبهای به نتیجه نخواهد رسید.
نگاهی به جهان پیشرفته
در کشورهای پیشرفتهای مانند آلمان، آمریکا یا کانادا، انجمنهای پزشکی (Medical Associations) یا کالجهای پزشکان، از استقلال حقوقی و مالی بالایی برخوردارند. آنها در تعیین تعرفهها، نظارت بر آموزش پزشکی، و حتی تعلیق یا صدور پروانه فعالیت نقش محوری دارند. این استقلال البته با شفافیت مالی و پاسخگویی عمومی سختگیرانه همراه است.
در مقابل، نظام پزشکی ایران هنوز از نظر ساختار، بودجه، اختیارات و جایگاه اجتماعی، چند دهه عقبتر از الگوی جهانی حرکت میکند. این نهاد بهجای تمرکز بر سیاستگذاری صنفی، اغلب درگیر امور اجرایی جزئی یا بوروکراسی صدور کارت عضویت است.
راه پیشرو
هیئتمدیرههای تازهنفس نظام پزشکی اگر بخواهند منشأ تحول باشند، باید سه مسیر کلیدی را پی بگیرند:
1. تشکیل جبهه واحد صنفی با انسجام داخلی و ارتباط مستمر با بدنه پزشکان، نه صرفاً چانهزنی پشت درهای بسته.
2. ارتباطسازی هوشمندانه با رسانهها و افکار عمومی برای بازتعریف چهره پزشک ایرانی و دفاع از شأن حرفهای جامعه پزشکی.
3. حرکت به سمت استقلال نهادی از طریق اصلاح قانون، افزایش منابع مالی، و ایجاد بازوی پژوهشی و حقوقی مستقل.
در نهایت باید پذیرفت که نظام پزشکی نه دولت است، نه نهاد خیریه؛ بلکه آیینهای از بلوغ و خودآگاهی جامعه پزشکان است. اگر این جامعه بتواند در مسیر گفتوگوی صنفی، شفافیت و اتحاد گام بردارد، شاید روزی مطالبهگری از شعار به نتیجه برسد.