سرمقاله/ فقر ۳۶ درصدی و رؤیای رفاه در سایه‌ی تحریم‌ها

عصرآزادی‌ آنلاین/ سید وحید پیمان

آمار تازه از نرخ فقر در ایران تکان‌دهنده است: در سال ۱۴۰۳، بیش از یک‌سوم مردم کشور توانایی تأمین نیازهای اولیه‌ی خود را نداشته‌اند. به زبان ساده، از هر سه ایرانی، یک نفر زیر خط فقر زندگی می‌کند. این رقم نه‌تنها بالاترین نرخ فقر در دهه‌های اخیر است، بلکه نشانه‌ی عمیق شدن شکاف طبقاتی و فرسودگی ساختار اقتصادی کشور در برابر تورم مزمن و رشد اندک است.

داده‌ها نشان می‌دهند که خط فقر در سال گذشته به حدود ۱۷ میلیون تومان برای هر خانوار رسیده است، در حالی که درآمد متوسط بسیاری از خانوارها حتی به نیمی از این عدد هم نمی‌رسد. نرخ تورم نقطه‌به‌نقطه ۳۷ درصدی و رشد اقتصادی حدود سه درصد، تصویری روشن از واقعیتی می‌دهد که دیگر نمی‌توان با وعده و شعار پنهانش کرد: اقتصاد ایران در وضعیت رکود تورمی مزمن گرفتار شده است.

ریشه‌های فقر؛ از سیاست داخلی تا انزوای بین‌المللی

فقر امروز نه حاصل یک سال ناکارآمدی، بلکه نتیجه‌ی انباشت سیاست‌های نادرست در سه دهه گذشته است؛ سیاست‌هایی که بدون اصلاح ساختارهای حکمرانی اقتصادی، با تزریق یارانه و کنترل مصنوعی قیمت‌ها تلاش کردند فقر را مهار کنند، اما نتیجه‌اش فقیرتر شدن مردم و کوچک‌تر شدن طبقه‌ی متوسط بود.

از سوی دیگر، تحریم‌های اقتصادی، قطع روابط بانکی بین‌المللی، محدودیت در صادرات نفت و سرمایه‌گذاری خارجی، چنان زنجیره‌ی اقتصاد ایران را بسته‌اند که حتی در صورت رشد اسمی تولید، قدرت خرید مردم بازسازی نمی‌شود. تهدید بازگشت مکانیزم «اسنپ‌بک» در شورای امنیت و تداوم فشارهای سیاسی غرب، فضای بین‌المللی را برای اقتصاد ایران تیره‌تر کرده است. در این شرایط، نبود اعتماد سرمایه‌گذاران داخلی و خارجی، خروج نیروی انسانی متخصص و تداوم بی‌ثباتی سیاسی، همگی مانع هرگونه چشم‌انداز بهبود پایدار شده‌اند.

چرخه‌ی معیوب سیاست و اقتصاد

فقر، تورم و رکود تنها نتیجه‌ی شاخص‌های اقتصادی نیستند، بلکه بازتاب مستقیم بحران سیاست‌ورزی در کشورند. در غیاب نهادهای تصمیم‌گیری شفاف و پاسخگو، سیاست‌های اقتصادی بیشتر از منطق کارشناسی تبعیت می‌کنند تا منطق توسعه. در حالی که دولت‌ها با شعار «عدالت اقتصادی» روی کار می‌آیند، نتیجه‌ سیاست‌هایشان افزایش نابرابری و مهاجرت طبقات مولد جامعه است.

راه رهایی؛ از اصلاح درون تا تعامل بیرون

ایران راه دشواری تا رهایی از فقر فزاینده در پیش دارد، اما ناممکن نیست. برای عبور از وضعیت کنونی، چند محور کلیدی باید هم‌زمان دنبال شود:
1. اصلاح ساختار بودجه و حذف رانت‌های پنهان: تا زمانی که بخش عمده‌ای از بودجه کشور صرف یارانه‌های غیرهدفمند، بنگاه‌های زیان‌ده دولتی و هزینه‌های غیرمولد می‌شود، امکان رشد پایدار وجود ندارد.
2. تقویت تولید داخلی با محوریت بخش خصوصی واقعی: دولت باید از تصدی‌گری فاصله گرفته و فضای کسب‌وکار را برای بخش خصوصی و کارآفرینان تسهیل کند.
3. کنترل علمی تورم از مسیر انضباط پولی و مالی: چاپ پول برای جبران کسری بودجه، دشمن مستقیم معیشت مردم است.
4. بازتعریف رابطه ایران با جهان: بدون تعامل سازنده با اقتصاد جهانی، جذب سرمایه‌گذاری خارجی و بازگشت به نظام مالی بین‌المللی، هیچ کشوری در قرن بیست‌ویکم نمی‌تواند رفاه عمومی ایجاد کند.
5. اعتمادسازی در سیاست داخلی: فقر اقتصادی بدون آزادی سیاسی و رسانه‌ای قابل درمان نیست. شفافیت، پاسخ‌گویی و مشارکت عمومی پایه‌های توسعه‌اند.

پایان سخن

فقر ۳۶ درصدی فقط یک آمار نیست؛ فریاد خاموش میلیون‌ها خانواده است که سفره‌شان هر روز کوچک‌تر می‌شود. ایران با منابع طبیعی، انسانی و فرهنگی عظیم، سزاوار چنین وضعیتی نیست. اما تا زمانی که تصمیم‌گیری‌ها بر مدار انزوا، تحریم، و بی‌ثباتی بگردد، توسعه فقط در سخنرانی‌ها باقی می‌ماند. راه نجات از فقر، در بازگشت به عقلانیت اقتصادی، صلح با جهان، و اعتماد به مردم است.

ارسال یک پاسخ