عصرآزادی آنلاین/ سخنان اخیر رئیسجمهور دربارهی «لزوم تخلیه تهران در صورت نباریدن باران» نشان داد که بحران آب نه در آسمان، بلکه در زمینِ سیاست و مدیریت ریشه دارد. اینبار، بهجای بارش، باید منتظر بارقهای از تدبیر بود.
بحران آب در ایران دیگر مسئلهای اقلیمی نیست؛ تبدیل به مسئلهای مدیریتی و امنیتی شده است.
گزارشهای رسمی و غیررسمی نشان میدهند که حجم ذخایر سدهای لار، لتیان و امیرکبیر به پایینترین میزان چند دهه اخیر رسیده و در برخی مناطق جیرهبندی خاموش آب آغاز شده است. در این میان، سخنان مسعود پزشکیان رئیسجمهور مبنی بر اینکه «اگر باران نبارد باید تهران را تخلیه کرد»، نه بهعنوان هشدار، بلکه بهعنوان نشانهای از درماندگی مدیریتی تلقی میشود.
بحران مدیریت، نه بحران بارش
هیچکس منکر خشکسالی و تغییرات اقلیمی نیست، اما بحران کنونی نتیجهی مستقیم سیاستهای نادرست است. توسعهی بیرویهی تهران، تخریب منابع زیرزمینی، هدررفت میلیاردها مترمکعب آب در شبکههای فرسوده، و بیتوجهی به بازچرخانی، امروز ما را به نقطهای رسانده که خطر تخلیه پایتخت مطرح میشود.
بحران آب در ایران نه از آسمان، بلکه از اتاقهای تصمیمگیری آغاز شده است.
وقتی مطالبهگر، خود مسئول است
دولت پزشکیان در انتخابات وعده داده بود که کشور را «با خرد جمعی و دانش کارشناسان» اداره کند. اما اکنون در مواجهه با بحرانی که سالهاست دربارهاش هشدار داده میشود، رئیسجمهور به جای برنامهریزی، در جایگاه مطالبهگر نشسته است.
او میگوید اگر باران نیاید باید تهران را تخلیه کرد، اما نمیگوید که اگر تدبیر نیاید چه باید کرد.
در واقع، بحران آب بهانهای شده است تا ناکارآمدی ساختاری زیر سایهی اقلیم پنهان شود.
چهار گام برای نجات از تشنگی
بحران آب، نه فقط با نیایش برای باران، بلکه با سیاست و دانش حل می شود.
۱. بازچرخانی و استفاده مجدد: پساب تصفیهشده باید منبع تغذیه فضای سبز، صنعت و مصارف غیرشرب شود.
۲. تعرفهگذاری پلکانی: مصرف بیرویه باید هزینهمند و صرفهجویی باید پاداشدار شود.
۳. توقف برداشت از آبهای زیرزمینی: ادامهی برداشت در دشتهای بحرانی یعنی خودکشی منابع ملی.
۴. برنامه ملی سازگاری با کمآبی: با مشارکت شهرداریها، دانشگاهها و مردم، نه در جلسات محرمانه وزارتخانهها.
از هشدار تا اقدام
دولت باید از موضع هشداردهنده فاصله بگیرد و به جای مطالبه از مردم، پاسخگو باشد.
مردم ایران در سختترین شرایط نشان دادهاند که آماده همکاریاند، اما وقتی واقعیتها شفاف و صادقانه بیان شوند.
اعتماد عمومی، بزرگترین منبع آب کشور است؛ و این منبع نیز در خطر خشکیدن است.
سخن آخر
تهران امروز تشنه است، اما نه فقط از بیبارانی، بلکه از بیتدبیری.
وقتی رئیسجمهور به جای چارهجویی، از «تخلیه پایتخت» سخن میگوید، باید پرسید:
مشکل در آسمان نیست؛ مشکل اینجاست که شما کاربلد نیستید.
اگر امروز تصمیم بگیریم مدیریت علمی را جایگزین شعار و انفعال کنیم، هنوز فرصت نجات پایتخت و کشور باقی است. اما اگر باز هم باران را مقصر بدانیم، دیر نیست روزی برسد که دیگر حتی برای گریه هم آبی نماند.