عصرآزادی آنلاین / احمد بایبوردی/ فعال رسانه و کارشناس کشاورزی در آذربایجان شرقی
در یک سال گذشته، وزارت جهاد کشاورزی و شخص غلامرضا نوری قزلجه بیش از هر مقام اجرایی دیگر هدف هجمههای رسانهای قرار گرفته است؛ هجمههایی که گاه رنگ نقد دارند اما بوی مقاومت در برابر اصلاح میدهند.
غلامرضا قزلجه وارث وزارتخانهای شد که دهههاست زیر سایه رانت، انحصار و تصمیمهای بخشی اداره میشود، حالا که او عزم کرده این چرخه را متوقف کند، طبیعی است که با موجی از مخالفت و تخریب روبهرو شود.
تصمیم برای اصلاح ساختار
از نخستین ماههای آغاز به کار، غلامرضا نوری قزلجه نشان داد که به دنبال مدیریت روزمره نیست، بلکه قصد دارد اصلاحات ساختاری را در دل این وزارتخانه پیچیده پیش ببرد.
چند اقدام مشخص او در این مسیر: ۱) راهاندازی و گسترش سامانههای شفافیت در حوزه نهادهها، واردات دانههای روغنی و تخصیص ارز تا مسیر توزیع و واردات از دست واسطههای رانتی خارج شود ۲) اصلاح فرآیند واگذاری اراضی ملی و مجوزهای تولید برای جلوگیری از زمینخواری و رانتهای پنهان ۳) تلاش برای یکپارچهسازی زنجیره تأمین محصولات کشاورزی و کوتاه کردن دست دلالان از بازار ۴) تمرکز بر خودکفایی در محصولات استراتژیک مانند گندم و دانههای روغنی به جای وابستگی به واردات پرهزینه و رانتی ۵) تدوین نقشه ملی امنیت غذایی با مشارکت دانشگاهها و تشکلهای کشاورزی…
اینها اقدامات کوچکی نیستند؛ به طوری که هر یک به تنهایی منافع بزرگی را جابجا میکند و طبیعی است که مخالفان قدرتمندی در برابر آن صف بکشند!
چرا این حجم از تخریب؟
وقتی یک وزیر تصمیم میگیرد چرخههای بسته و غیرشفاف را باز کند، رسانههایی که از آن ساختارها تغذیه میکنند، ساکت نمیمانند.
هجمههای تند علیه غلامرضا نوری قزلجه، بیش از آنکه ریشه در سیاست داشته باشد ریشه در اقتصاد پنهان کشاورزی دارد؛ اقتصادی که سالهاست میان گروههای خاص تقسیم شده بود.
دفاع از اصلاح، نه از فرد
وزیر آذربایجانی جهاد کشاورزی شاید بینقص نباشد اما مسیر او روشن است؛ شفافیت، عدالت در توزیع و بازگرداندن اعتماد به تولیدکنندگان واقعی! لذا دفاع از او، دفاع از یک شخص نیست؛ دفاع از ارادهای برای اصلاح ساختار رانتی است که سالها مانع رشد کشاورزی کشور شده بود.
امروز بیش از هر زمان دیگر، وزارت جهاد کشاورزی دولت چهاردهم به سکوت رسانهای نیاز ندارد، بلکه به حمایت آگاهانه و نقد منصفانه نیاز دارد تا اصلاحات، ناتمام نماند و بنابراین در میانه طوفان تخریب، باید صدای عقلانیت را بلندتر کرد.