سرمقاله/ «تبریز؛ شهری که حتی با رئیس‌جمهور تبریزی هم از تبعیض رها نشد»

عصرآزادی آنلاین/ سید وحید پیمان

تبریز، شهری که روزگاری موتور محرک توسعه شمال‌غرب بود، امروز به نماد روشنِ بی‌توجهی ساختاری و تبعیض مزمن تبدیل شده است؛ شهری که حتی «تبریزی بودنِ رئیس‌جمهور» نیز نتوانسته قفل‌های بسته‌ توسعه‌اش را باز کند. این پرسش بزرگ و آزارنده هنوز بی‌پاسخ مانده: چرا تبریز، با همه‌ تاریخ، توان و سرمایه انسانی‌اش، همچنان در بودجه و طرح‌های ملی در حاشیه می‌ماند؟

تجربه چهار شهر و چهار رئیس‌جمهور؛ در تبریز چه خبر است؟

کافی است رئیس‌جمهور محترم، دکتر پزشکیان، نگاهی بی‌طرفانه به وضعیت کرمانِ «دوران هاشمی»، سمنانِ «دوران روحانی»، یزدِ «دوران خاتمی» و حتی تهران «دوران احمدی‌نژاد» بیندازد.
در آن سال‌ها، هرکدام از این شهرها شاهد جهش‌های بزرگ عمرانی و زیرساختی بودند؛ از بزرگراه تا راه‌آهن، از انتقال آب تا صنایع مادر.

اما تبریزِ امروز با وجود داشتن یک رئیس‌جمهور بومی، هنوز برای ابتدایی‌ترین حق خود—بودجه عادلانه—باید چانه‌زنی کند. این تبعیض دیگر نه «احساس»؛ بلکه یک واقعیت تلخ و مستند است.

بحران آب؛ زنگ خطر امنیتی

مشکل بی‌آبی تبریز به مرز هشدارهای امنیتی رسیده است.
پروژه انتقال آب ارس، همان «تراژدی یک‌دهه‌ای» که مسئولان خودشان هم آن را این‌گونه توصیف می‌کنند، هنوز بلاتکلیف است. تنها چند کیلومتر با نقطه بحران فاصله داریم، اما عملاً هیچ‌کس این بحران را جدی نمی‌گیرد.
اگر تبریز، شهر سه‌هزارساله، به دلیل کمبود آب با تنش اجتماعی روبه‌رو شود، مسئولیت این پیامد تنها بر دوش مدیران محلی نیست؛ بر دوش دولت مرکزی است که سال‌ها هشدارها را شنید اما واکنشی درخور نشان نداد.

کریدور شمال‌غرب؛ وعده‌هایی که باد برد

استاندار آذربایجان شرقی روز آغاز کارش با قاطعیت اعلام کرد:
«کریدور شمال‌غرب و انتقال آب ارس مهم‌ترین اولویت من است و اگر نتوانم، استعفا می‌کنم.»
نه کریدوری توسعه یافت، نه آب ارس آمد، و نه استعفایی دیده شد.
این حجم از بی‌عملی، نه فقط ناکارآمدی، بلکه بی‌اعتنایی به شأن و مطالبه مردم یک استان مرزی و راهبردی است؛ استانی که نقش کلیدی در اتصال ایران به قفقاز، ترکیه و اروپا دارد اما در عمل از کم‌توجهی رنج می‌برد.

آلودگی هوای تبریز؛ یک کابوس آخرالزمانی

تبریز در بسیاری از روزها هوایی را تنفس می‌کند که برای کودکان، سالمندان و بیماران عملاً «سم» است.
از فرونشست تا آلودگی صنعتی، از ضعف حمل‌ونقل عمومی تا نبود تصمیم‌های سختگیرانه همگی نتیجه‌ی سال‌ها غفلت و مدیریت واکنشی است.
گویی سلامت مردم تبریز ارزش بحث در جلسات پایتخت را هم ندارد.

شهرداری تبریز؛ فلج‌شده و بی‌رمق

شهرداری تبریز، گرفتار در پرونده‌های قضایی، بازداشت‌های گسترده کارکنان و حاشیه‌های مربوط به نزدیکان مدیران ارشد، عملاً از کارآیی افتاده است.
وقتی یک شهردار ماه‌هاست فقط «آتش خاموش می‌کند» و جرأت تصمیم‌گیری ندارد، شهر حتماً سقوط خواهد کرد.
اگر مدیریت شهری نمی‌تواند بودجه را تأمین کند، اگر برای اداره امور روزمره از «بودجه بحران» استفاده می‌شود، و اگر شهردار بیش از آن‌که مدیر باشد، در مقام دفاع از خود و مجموعه‌اش قرار گرفته، پس چرا استعفا نمی‌کند؟

تبریز؛ شهری که سزاوار این‌همه بی‌مهری نیست

تبریز فقط یک شهر نیست؛
یک هویت است، یک تاریخ است، یک ستون فرهنگی و اقتصادی ایران است.

انتظار طبیعی مردم این است که رئیس‌جمهور تبریزی، بیش از هر زمان دیگری، تبعیض‌ها و عقب‌ماندگی‌های انباشته‌شده را جدی بگیرد و در برابر بی‌توجهی‌های مزمن—چه در بودجه، چه در آب، چه در حمل‌ونقل و چه در مدیریت شهری—سکوت نکند.

مطالبه مردم روشن است:
تبریز باید از سایه بیرون بیاید.
شهر اولین‌ها نباید آخرین‌ها باشد.
و این بار نه صبر باقی مانده و نه بهانه‌ای پذیرفتنی است.

ارسال یک پاسخ