تبریز کلانشهری با طعم ترافیک، مشاغل مزاحم و سدمعبر

باوجود پشت سرگذاشتن عصر جدید و پایان قرن بیستم، امروزه در کشورهای پیش رفته بسیاری از مسائل و مصیبت های موجود در عصرجدید از جمله ترافیک تا حدودی مرتفع گردیده است ولی در کشورهای جهان سوم از جمله کشورما بسیاری از مسائلی مانند ترافیک هنوز نه تنها حل نشده است بلکه به یک موضوع و مساله پیچیده ای هم تبدیل شده است.

عصرآزادی آنلاین / وحید ارضی / قرن بیستم در جهان معاصر به قرن اتفاقات، جنگ های جهانی، پیشرفت، تکنولوژی، نوآوری، دگرگونی علمی، جهش پزشکی و صنعتی، ساخت و ساز پروژه های غول پیکرو ساختمان های عظیم الجثه، آسمان خراش ها، تولید هواپیما، کشتی، خودرو، موتورسیکلت ووو معروف است که تقریبا 25 سال است که عمر این قرن به پایان رسیده و به عصر جهان مجازی رسیده است و همین تکنونوژی ها و تولیدات علمی با یک سبک پیشرفته و خاص با سرعت هرچه تمام ادامه دارد.

بزرگترین اتفاقات تاریخ و صنعت بشری در همین یکصد سال اخیر روی داده است که به جرات می توان گفت که اگر تاریخ و رویدادها و اکتشافات مهم و تاثیرگذار جهان را در عدد صد تعریف کنیم، نود درصد این رویدادها در قرن بیستم اتفاق افتاده است.

این همه پیشرفت و علم باعث شده است که بیشتر انسان ها در شهرهای بزرگ و کوچک اسکان یافته و در شهرها  به ادامه زندگی بپردازند و این همان زندگی صنعتی است که به خودی خود معضلات و مصائب مربوط به خود را دارد.

امروزه اگر از یک شهروند در مورد مشکلات و معضلات شهری سوالی پرسیده شود قطع به یقین اولین پاسخ وی کلمه ای به نام «ترافیک» خواهد بود. بله درست شنیده اید ترافیک. ترافیک امروز در شهرهای بزرگ و حتی کوچک کشور به یک معضل اجتماعی تبدیل شده است که با این وضع هر روز بدتر و بدترو پیچیده تر نیز می شود.

قبل از پرداختن به موضوع باید در مرحله اول معنی لغوی ترافیک که یک لغت غربی است را بدانیم. در تعریف ترافیک آمده است: «ترافیک» به معنای تردد گروهی از ماشین های حمل و نقل (هواپیما، کشتی، خودرو، موتور سیکلت، دوچرخه و…)، حیوانات و یا انسان ها از یک معبر در زمان مشخص می باشد. یعنی اگر یک خیابان یک کیلومتری را در نظر بگیریم و در عرض یک ساعت از تعداد عبور خودروها آمار بگیریم، ترافیک یک ساعته این خیابان بدست می آید و در مقیاس کوچکتر نیز می توان به تعداد عبور خودرو در یک دقیقه از خیابان یک کیلومتری ترافیک به دست آورد.

در زبان عامی وقتی یک خیابان از تعدد بالای عبور ماشین ها پر شده و شلوغی ایجاد می شود و راهبندان خلق شده و سرعت عبور خودروها کم می شود، ترافیک شهری و یا خیابانی گفته می شود. مثلا گفته می شود که الان فلان خیابان در این ساعت ترافیک است و عبور از آن وقت خواهد گرفت!

ترافیک، مشاغل مزاحم و سد معبر

کشور عزیزمان ایران با توجه به پیشرفت های اشاره شده در صنعت خودرو از کشورهای تولید کننده منطقه محسوب می شود و شرکت ها و کارخانه های بزرگی وجود دارند که سالانه ده ها هزار خودرو تولید کرده و به دنبال بازاریابی و فروش آن هستند و یک مثل معروفی است که بین مردم شایع شده است با این مظنون «کارخانحات تولید خودرو در ایران قبل از آنکه ماشینی را تولید کنند، پولش را از مردم گرفته و با همان پول خودرو را ساخته و به مردم تحویل می دهند» یعنی کارخانه ها اتومبیل را قبل از تولید پیش فروش کرده و بعد می سازند و یا خودروهای وارداتی را قبل از مونتاژ نیز به همین منوال به مردم می فروشند.

در این اثنی با توجه به افزایش بی رویه آمار اتومبیل ها در سطح خیابان ها نسبت ساخت خیابان و یا پارکینگ خصوصی و عمومی با این آمار همخوانی نداشته و هر روز بدتر از دیروز نیز می شود.

خیابان طالقانی، خیابان همیشه ترافیک

در یک گزارش میدانی از سطح شهر تبریز به ویژه محله طالقانی و صحبت با هموطنان بیشتر مردم در مورد معضل ترافیک به اتفاق اذعان داشتند که نسبت تولید خودرو با حجم خیابان ها همخوانی ندارد. برای مثال در همین خیابان طالقانی که از سه راه طالقانی (مصلی) شروع شده و با عبور از تقاطع خیابان تازه تاسیس ارک و چهارراه 17 شهریوربه چهارراه پاستور ذسیده و از آن به چهارراه طالقانی و سپس چهارراه بهشتی و در نهایت به کلانتری 22 می رسد و از آنجا نیز به معراج وصل می شود و از غرب به امامیه و ترمینال و از شرق به تربیت معلم و استادیوم یادگار امام منتهی می شود که یک خیابان پرترافیک و شلوغ می باشد.

از ابتدا تا انتهای این خیابان بیشتر خانه ها نه تنها پارکینگی ندارند بلکه هر خانواری 2 یا 3 و حتی بیشتر خوردو دارند و گاها دیده شده است که یک شخص تنها و مجرد دو خودرو داشته و یکی را در خیابان پارک می کند و یکی را در پارکینگ خانه اش و به دلخواه و در روزهای معینی از هر یک از خودروها استفاده می کند.

 از طرفی در این خیابان وجود مغازه ها و فروشگاه های متعدد، درمانگاه ها و مطب ها دکترها (حوالی چهارراه 17 شهریور)، وجود بیش از ده ها مدرسه، دبیرستان، هنرستان، ساختمان های رفاهی تربیت معلم (حدفاصل 17 شهریور تا چهارراه طالقانی) دانشگاه های پیام نور و علمی کاربردی در چهاراه بهشتی و پشت کلانتری 22، وجود نمایشگاه های خودرو که از معراج شرقی شروع شده تا معراج غربی ادامه دارد (به آخر طالقانی معروف است تا معراج)، مغازه های تعمیر، تعویض روغن، صافکاری، نقاش، مکانیک، آهنگر و غیره تا می رسیم به فروشگاهای بزرگ مبل فروشی و تعمیرو نقاشی مبل و سایر مغازه های صنعتی و مشاغلی که به جد یه یک معضل واقعی برای زندگی عادی مردم تبدیل شده است و این را در نظر بگیرید در بازی های تراکتور که در استادیم سهند برگزار می شود چه نورعلی نوری در این محل برپا می شود و یا اگر یک مراسم ختمی نیز در یکی از مساجد پرتعداد که اتفاقا همگی برخیابان هستند برگزار شود چه غوغایی ایجاد می شود.

سد معبر موضوعی دیگر است که هنوز که هنوز است در سطح شهر تبریز لاینحل باقی مانده است. گذاشتن وسایل مغازه ها به ویژه میوه فروش ها، سوپرمارکت ها جلوی مغازه حتی خیابان ها یا پارک چندلایه جلوی نمایشگاه های خودرو و غیره از بزرگترین عاملین ایجاد ترافیک می باشد که تمامی خیابان های تبریز را شامل می شود و همانطور که گفته شد آخر خیابان طالقانی با وجود نمایشگاه هایی که به شکل سرطان هر روز بر تعداد آن ها افزوده می شود واقعا تردد را با مشکل بزرگی روبرو ساخته است و کسی هم یارای مقاومت با نمایشگاه داران را ندارد. البته همین بنگاهی های اتومبیل با روش های مافیایی مربوط به خود و روابط با دستگاه های مربوطه مشکلاتشان را حل و فصل می کنند ولی در این میان سر مردم بیچاره و بدبخت بی کلاه می ماند.

وانت های میوه فروشی همانند یک بیماری مهلک و لاعلاج تمامی خیابان ها حتی اتوبان های اطراف به ویژه وردوی ها و خروجی ی تبریز را درگیر خود کرده است و خودش یک داستانی مفصلی است که تا به امروز کسی توانایی حل و مقابله با آن را نداشته و ندارد و یکی از مهم ترین عاملین اصلی سد معبر و ایجاد ترافیک در شهرمان هستند که نیازی نیست بیش از این توضیح داده شود که همگی واقف هستیم.

با توجه به این مسائل خیلی وقت است که از چهاراه بهشتی تا تقاطع ارک مسیر وِیژه تاکسی ایجاد شده است ولی بازهم این خیابان توانایی هضم این همه ترافیک را ندارد و همه این ها برمی گردد به مساله نامتناسب تولید خودرو و حجم خیابان های سطح شهر، نبود متولی خاص برای حل موضوع، رعایت نکردن برخی از مردم و دیگر مسائلی که همگی می دانیم ولی به قولی می سوزیم و می سازیم.

اکثر محله های معروف و قدیمی تبریز از جمله شهناز، مارالان، حافظ، منصور، اهراب و طالقانی و غیره که از دایره مرکزی کهن شهر تبریز آغاز شده و به کناره های شهر می رسند همین معضل اشاره شده را دارند.

حال نکته ای که در این مورد اهمیت دارد عدم وجود مشاغل مزاحم در محله های اعیان نشین تبریز است. مثلا در کوی ولیعصر و یا شهرک های یاغچیان، زعفرانیه، منظریه و غیره به ندرت می توانیم یک صافکار و یا نقاش خودرو و یا تعمیر مبل و غیره پیدا کنیم و بیشتر این نوع مشاغل در کاراژهای بزرگ مستقر هستند که مزاحمت و ترافیک خیلی کمتری نسبت به محله های کم برخورداری چون مارالان و طالقانی ایجاد می کنند.

فرهنگ و آموزش ترافیک

بخش دیگری از مساله ترافیک نیز به فرهنگ، تربیت و آموزش و سایر مسائل اجتماعی مربوط می شود. در کشورهای پیشرفته با گسترش زیرساخت های حمل و نقل عمومی و مدل استفاده از وسایل نقلیه شخصی، به یک فرهنگ عمومی تبدیل شده است و از طرفی وجود قوانین سفت و سخت استفاده از وسیله نقلیه و حتی گرانی بنزین و مسائل دیگر باعث شده است که افراد جامعه به ندرت برای استفاده از وسیله شخصی به مرکز شهر و یا قسمت های شلوغ مراجعه کنند و یا فرزندانشان را با وسیله نقلیه شخصی به مدرسه و دانشگاه و مراکز ورزشی و تفریحی و غیره ببرند. اما برعکس آن در کشورمان برای هر دانش آموز یک وسیله نقلیه معطل و وارد ترافیک شهری می شود و یا مثلا برای خرید یک پیراهن از خیابان تربیت تبریز، خانم خانه وسیله نقلیه را از شوهر گرامی گرفته و در خیابان ها و کوچه های اطراف تربیت مانند له له بیگ و مقصودیه سرگردان بوده و دنبال جای پارک می گردد.

در حالت کلی فرهنگ استفاده از وسیله شخصی در کشورمان روز به روز به یک ناهنجاری اجتماعی تبدیل می شود. به طوری که نود درصد از کارمندان دانشگاه ها، نواحی چندگانه مدارس، شهرداری ها، اداره جات و شرکت های دولتی و خصوصی با ماشین شخصی به صورت تک سرنشین به سرکار می روند و به جز معدود کارخانجات شهرک های صنعتی که سرویس دارند بقیه کارگاه های کوچ و بزرگ نزدیک به شهر نیز تمامی کارکنانشان از ماشین شخصی استفاده می کنند.

در بیشتر خانواده ها نیز ماشین سواری در عصرها و ولگردی در خیابان ها بین جوانان دختر و پسر و حتی زنان و مردان بیکار به یک معضل تبدیل شده است و همگی در خانواده هایمان شاهد این ماجرا هستیم و اگر به این فرهنگ نامیمون فکر و چاره ای اندیشیده نشود در آینده به یک بحران اجتماعی تبدیل خواهد شد. برای مثال عصرها در کوی ولیعصر تبریز صدها خودرو بدون هیچ هدف و انگیزه ای این طرف و آن طرف می شوند و یک ترافیک کشنده ای تشکیل می شود که نیازی به تعریف و توضیح بیشتر ندارد.

محل و خیابان هایی که دارای ساختمان های پزشکی هستند مانند خیابان های 17 شهریور، پاستور و آزادی (حدفاصل حافظ تا آبرسان) و یا جلوی بیمارستان های امام رضا و شهید مدنی همه روزه ترافیک عذاب آوری را برای مردم تحمیل می کند.

با همه تفاسیر مساله ترافیک، مشاغل مزاحم و یا سد معبر مثلث نارضایتی مردمی می شود که بییشتر این نارضایتی توسط همین مردم ایجاد می شود.

در مورد قضیه ترافیک خیلی خیلی بیشتر از این می توان مطلب نوشت ولی به همین چند مورد بسنده کردیم تا از حوصله خارج نشود و جا دارد وصد البته لازم است مسئولین امر، دانشمندان، صاحبان فکر و اندیشه، مهندسین شهر و شهرسازی، کارشناسان اداره راهنمایی و رانندگی، اماکن عمومی، شهرداری ها، صاحبان کارخانجات تولید و عرضه خودرو، سرمایه داران، مغازه داران و سازمان های مربوطه برای حل موضوع خردجمعی کرده و تصمیمات اساسی بگیرند و با آموزش و تربیت صحیح مردم عزیز را برای استفاده بهینه از وسیله نقیله شخصی آگاه و تربیت نموده و یا فضا را برای استفاده های خصوصی بی مورد و آزار دهنده تنگ تر نمایند تا جامعه ای آرام و شاد داشته باشیم.

ارسال یک پاسخ