عصرآزادی آنلاین/ سید وحید پیمان
اقتصاد، پیش از آنکه مجموعهای از اعداد و نمودارها باشد، آیینه زندگی روزمره مردم است. وقتی خبر میرسد که ایران در فهرست اقتصادهای رو به فروپاشی قرار گرفته، وقتی گفته میشود بیش از ۸۰ درصد مردم زیر خط فقرند و طبقه متوسط ـ ستون فقرات هر جامعه باثبات ـ در حال محو شدن است، اینها صرفاً گزارشهای آماری نیستند؛ اینها روایت فروپاشی آرام یک زیست جمعیاند.
امروز دلار و طلا دیگر «نرخ» ندارند، «جهت» دارند؛ جهتی رو به بالا، بیوقفه و بیمهار. در مقابل، سفره مردم هر روز کوچکتر میشود. شب یلدا که روزگاری نماد باهمبودن، شادی و تداوم سنت بود، حالا به نماد تلخ ناتوانی اقتصادی بدل شده است؛ جایی که خانوادهها برای خرید آجیل، قسطبندی میکنند یا از اصل مراسم میگذرند. این فقط حذف یک آیین نیست؛ حذف بخشی از هویت و امید جمعی است.
اقتصادِ بیمار، دیر یا زود به جامعه سرایت میکند. فقر مزمن، فقط جیبها را خالی نمیکند؛ صبر، اعتماد و انسجام اجتماعی را هم میفرساید. وقتی خانوادهها از تأمین حداقلها ناتوان میشوند، تنش جای گفتوگو را میگیرد و فرسودگی جای همدلی را. فروپاشی اقتصادی، پیشدرآمد فروپاشی اجتماعی است؛ بیهیاهو اما عمیق.
پرسش اصلی اینجاست: آینده ایران به کدام سو میرود؟
اگر روند کنونی ادامه یابد، آینده نه ناگهانی، که تدریجی از دست خواهد رفت؛ با کاهش سرمایه انسانی، مهاجرت نخبگان، بیاعتمادی عمومی و شکافهای عمیقتر اجتماعی. جامعهای که به بقا میاندیشد، دیگر فرصتی برای توسعه ندارد.
اما ریشه این بحران کجاست؟ پاسخ را نمیتوان صرفاً در تحریم یا عوامل بیرونی خلاصه کرد. سایه سنگین سیاست بر اقتصاد، سالهاست که اجازه تنفس عقلانیت اقتصادی را گرفته است. تصمیمهای کوتاهمدت سیاسی، جای برنامهریزی بلندمدت را گرفتهاند. اقتصاد نه بر اساس منافع ملی و معیشت مردم، بلکه بر اساس ملاحظات ایدئولوژیک و مقطعی اداره شده است.
دولت چه زمانی به وظیفه ذاتی خود عمل خواهد کرد؟
آن روزی که بپذیرد «ارباب» مردم نیست، بلکه «کارگزار» آنهاست. دولتی که خود را صاحب مردم بداند، هرگز خادم آنان نخواهد شد. تغییر از همین فهم آغاز میشود: پذیرش مسئولیت، شفافیت، پاسخگویی و اولویتدادن به زندگی واقعی مردم، نه روایتهای رسمی.
آیا تشکیل دولتی خدمتگزار در ایران ممکن است؟
بله، اما نه با شعار. تنها زمانی ممکن است که اقتصاد از گروگان سیاست آزاد شود، تخصص جای رانت بنشیند، و رفاه مردم به معیار اصلی موفقیت دولت تبدیل گردد. دولتی که معیشت مردم دغدغه نخستش باشد، ناگزیر به اصلاح ساختارها، مهار تورم، بازسازی اعتماد عمومی و بازگشت به عقلانیت خواهد بود.
شب یلدا و نوروز فقط آیین نیستند؛ نشانهاند. نشانهای از اینکه جامعه هنوز میخواهد بماند، جشن بگیرد و امیدوار باشد. اگر این نشانهها یکییکی خاموش شوند، زنگ خطر نه فقط برای اقتصاد، که برای آینده ایران به صدا درآمده است.
و هنوز، اگر ارادهای باشد، میتوان پیش از آنکه خیلی دیر شود، مسیر را تغییر داد.