عصرآزادی آنلاین/ مینا دکترنژاد – روانشناس بالینی – روان درمانگر کودک و نوجوان و مشاوره فردی مرکز مشاوره امروز من
بسیاری از والدین از رفتارهای کودک خود گلایه دارند؛
لجبازی، پرخاشگری، گریههای بیدلیل، گوشهگیری، بیقراری یا حتی افت تحصیلی.
اما آنچه اغلب نادیده گرفته میشود این است که رفتار کودک، زبان احساسات اوست.
کودکان برخلاف بزرگسالان، واژههای کافی برای بیان دنیای درونی خود ندارند.
آنها نمیتوانند بگویند:
«میترسم»، «نگرانم»، «احساس ناامنی میکنم» یا «نیاز دارم دیده شوم».
در نتیجه، احساسات حلنشده خود را به شکل رفتار نشان میدهند.
رفتار، پیام است نه مشکل
وقتی کودکی بیشازحد عصبانی میشود، شاید در حال گفتن این جمله باشد:
«کنترل اوضاع از دستم خارج شده است.»
وقتی کودکی لجبازی میکند، ممکن است پیامش این باشد:
«میخواهم شنیده شوم.»
و وقتی کودکی گوشهگیر میشود، شاید احساس میکند:
«دنیا برایم امن نیست.»
در این نگاه، رفتار نامناسب کودک دشمن ما نیست؛
بلکه سرنخی ارزشمند برای فهم نیازهای هیجانی اوست.
چرا بعضی کودکان احساساتشان را پنهان میکنند؟
عوامل مختلفی در ناتوانی کودک برای بیان احساس نقش دارند، از جمله:
الگوهای خانوادگی که در آن احساسات نادیده گرفته شدهاند:
ترس از تنبیه یا قضاوت
نداشتن آموزش کلام هیجانی
تجربه استرس، اضطراب یا تغییرات ناگهانی در زندگی
کودکی که بارها شنیده «گریه نکن»، «این که چیزی نیست»، یا «بزرگ شدی دیگه»
بهتدریج یاد میگیرد احساسش را خفه کند، نه حل.
والدین و مراقبان، نقش «مترجم هیجانی» کودک را دارند.
یعنی کمک کنند کودک بین احساس – فکر – رفتار ارتباط برقرار کند.
جملات سادهای مثل:
«به نظر میاد ناراحتی»
«فکر کنم عصبانی شدی چون نوبتت نشد»
«میبینم ترسیدی، من کنارتم»
به کودک یاد میدهد احساسش قابل فهم و قابل تحمل است.
اگر رفتار را فقط اصلاح کنیم چه میشود؟
تمرکز صرف بر اصلاح رفتار، بدون توجه به احساس پشت آن،
مثل خاموش کردن چراغ هشدار بدون رفع مشکل اصلی است.
ممکن است رفتار عوض شود، اما احساس سرکوبشده
در شکل دیگری دوباره بروز خواهد کرد.
کودکی که بلد نیست احساسش را بگوید،
چارهای جز نشان دادن آن ندارد.
اگر به جای جنگ با رفتار،
به پیام پشت آن گوش دهیم،
راه تربیت هموارتر و رابطه عمیقتر خواهد شد.