عصرآزادی آنلاین/ مهسا رهبری جامبر – کارشناسی ارشد مشاوره خانواده – مرکز مشاوره امروزِ من در تبریز
کودکان بیش از آنکه به «آنچه گفته میشود» توجه کنند، به «چگونه گفتهشدن» گوش میسپارند. شیوهی گفتوگو با کودک، نقش تعیینکنندهای در شکلگیری احساس امنیت، اعتماد و سلامت روان او دارد؛ بهویژه زمانی که موضوع، حساس، نگرانکننده یا فراتر از دنیای سادهی کودکانه باشد.
نخستین اصل در گفتوگو با کودک، درک دنیای ذهنی اوست. کودک با منطق پیچیدهی بزرگسالان ارتباط برقرار نمیکند؛ بلکه از طریق تصویر، داستان، مثالهای ملموس و زبان ساده میآموزد. استفاده از کلمات سنگین، توضیحهای طولانی یا اصطلاحات تخصصی، نهتنها کمکی به فهم کودک نمیکند، بلکه ممکن است او را دچار اضطراب و سردرگمی کند.
اصل دوم، صداقتِ متناسب با سن است. پنهانکاری مطلق، اعتماد کودک را تضعیف میکند و گفتنِ حقیقت بهشکل خام و ترسناک نیز میتواند آسیبزا باشد. کودک نیاز دارد بداند چه اتفاقی افتاده یا در حال رخدادن است، اما در حدی که ظرفیت روانیاش اجازه میدهد.
از سوی دیگر، نامگذاری احساسات نقشی کلیدی در آرامسازی کودک دارد. وقتی به کودک گفته میشود «ممکن است الان ناراحت یا گیج شده باشی»، او احساس دیدهشدن و درکشدن میکند. این کار به کودک میآموزد که احساساتش معتبرند و میتوان درباره آنها صحبت کرد.
یکی از مؤثرترین ابزارها در گفتوگو با کودکان، داستان و شخصیتپردازی است. روایت موضوع از زبان یک شخصیت خیالی یا داستانی کوتاه، به کودک اجازه میدهد بدون احساس تهدید، موضوع را لمس و پردازش کند. این روش بهویژه در آموزش مهارتهای هیجانی و رفتاری بسیار کارآمد است.
در پایان هر گفتوگو، مهمترین پیامی که باید به کودک منتقل شود، احساس امنیت است؛ اینکه بداند تنها نیست، بزرگسالی امن در کنارش حضور دارد و میتواند هر زمان سؤال بپرسد یا احساسش را بیان کند. واکنشهای کودک ــ چه سکوت، چه خنده، چه پرسشهای غیرمنتظره ــ همگی طبیعیاند و نیاز به اصلاح یا سرزنش ندارند.
گفتوگو با کودک، فرصتی برای آموزش نیست؛ فرصتی برای ساختن رابطهای امن است. رابطهای که در آن، کودک یاد میگیرد دنیا هرچند پیچیده باشد، اما قابل فهم و قابل تحمل است؛ وقتی کسی هست که با او، به زبان خودش، حرف بزند.