واکنش استاد دانشکده برنامه ریزی و علوم محیطی  دانشگاه تبریز به خبری در روزنامه عصر آزادی 

︎کاش تبریز برای ایران مثل استانبول برای ترکیه می ماند

در زمزمه تغییر پایتخت ‘ ‘تبریز روح بالندگی ایران را دارد.
●●□□●●□□●●□□●●□
در پی انتشار خبری  از محمد فرج پور باسمنجی در روزنامه عصر آزادی ‘ مبنی بر اینکه همه به آذربایجان مدیونیم و شاخص های عقب ماندگی این سرزمین آزادی و سرافرازی و بالندگی قابل قبول نیست.دکتر رحیم حیدری استاد  ممتاز گروه جغرافیای دانشگاه تبریز در متنی کوتاه به این خبر واکنش نشان داده است که باهم می خوانیم.
سلام جناب دکتر فرج پور
با تشکر از جنابعالی و همکاران شما در گروه رسانه ای عصر آزادی و اصحاب مطبوعات که این روزها بسیار پر تلاشند.
قدردان همه تلاش گران عرضه توسعه آذربایجان و تبریز، هستیم که دلمشغولی شان حفظ شان این خاک و بوم است. سرزمینی که نگهبان و سر ایران است.
مشاهده تحولات ماه های گذشته و تلاش های ارزنده کنش گران نهادهای دولتی و مردم نهاد حوزه توسعه این خاک، خاصه خانه توسعه آذربایجان، بهانه ای شد برای سطور حاضر.
پس از قاجار و ظهور پهلوی، الگو و مدل برنامه ریزی ایران نیز به هم ریخت، از ایالتی غیر متمرکز به مرکزگرایی متمرکز تغییر یافت. به زبان ساده، مرکز شد همه کاره، چندان که تهران از یک قریه به ابرشهری تبدیل شد که هم اکنون یک چهارم جمعیت شهری ایران، ساکن آن و پیرامون این ابرشهر هستند.
هرچند باید عنوان کرد که این پدیده مختص ایران نیست و داستان اغلب کشورهای جهان در حال توسعه است. بمبئی، استانبول، مکزیکوسیتی، ریودوژانیرو هم، تهران هند، ترکیه، مکزیک و برزیل هستند که حتی با تغییر پایتخت، نتوانستند مرکزیت را از این شهرها سلب کنند. نتیجه آن شد که دهلی نو، آنکارا و برازیلیا صرفا پایتخت سیاسی اند. علت اصلی این ناکامی همان الگوی تمرکزگرایی و توسعه از بالا به پایین است و پایتخت ها صرفا محصول و معلول آن هستند. تغییر و انتقال آن از برای تمرکززدایی، جواب نمی دهد و حاصلی جز هزینه های بیهوده و کلان نخواهد داشت.
بدیهی است که نمی توان با اقدامات معلول محور، چالش ها را برطرف کرد، در حالی که علت در جای خود باشد.
بگذریم، چرا که سطور حاضر درمورد تغییر پایتخت نیست ولی چون اخیرا زمزمه هایش از طرف دولت جدید نیز شنیده شده، صرفا به این چند جمله قناعت می شود.
اگر گذری کوتاه به داستان و تاریخ هزاره گذشته تبریز بیاندازیم، چیزهای زیادی برای آموختن دارد. در این دوران بیش از  ۲۰ بار اشغال شده و یا به دست زلزله به مرز هدم رسیده اما نه تنها مخو نشده بلکه هر بار قوی تر برخاسته و غیر از خود، رونق ایران را هم رقم زده، چندان که چندین بار پایتخت شده، مرکز تحولات اقتصادی اجتماعی ایران و گاه جهان شده، آنچنان که به شهر اولین ها ملقب شده است. برای ملقب شدن به هر یک از این اولین ها، عقبه ای غنی از تحولات متعالی لازم است.
صحبت از آذربایجان و تبریز و لزوم تغییر در نگاه ها است. نگاه هایی که حداقل یک قرن عمر داشته و ادامه دارد یعنی نگاه به مرکز.
به قول جان فریدمن ( واضع نظریه مرکز-پیرامون) پدیده ای است رایج در میان کشورهای درحال توسعه. اما طبیعی بودن این پدیده نباید به معنای عادی بودن نگاه ابدی پیرامون به مرکز، تلقی شود.
نگاهی که متاسفانه در قرن گذشته تبریز همواره به تهران داشته و ماحصل چندانی نداشته جز انتظار برای یک نیم نگاه اقتصادی.
به نظراینجانب وقت آن است که تبریز به جای مرکز به خودش نگاه کند. آذربایجان و تبریز چنان سرمایه های طبیعی، تاریخی، اقتصادی، مدنی و اجتماعی غنی دارند که به گواه تاریخ، همیشه موجبات رونق مناطق دیگر ایران بوده و در عین حال منشاء تحولات ملی بوده است.
آذربایجان و خاصه تبریز، روح بالندگی ویژه خود را دارند، ولی این روح در سایه نگاه به مرکز، کم رنگ شده است و گاه فراموش در حالیکه این خاک پر است از ستارخان های اقتصادی.
اگر عمیقا به تغییر نگاه از برون به درون و آثار آن فکر کنیم، یک فرصت اقتصادی مهم درون آن است. بی هیچ تعارفی نفت و اقتصاد نفتی مرکزمحور، عمری کمتر از دو دهه خواهد داشت. یقینا در کمتر از دو دهه منابع نفتی تمام خواهد شد پس طبیعتا هر شهر و منطقه ای که زودتر خود را از اقتصاد نفتی رها کند، برنده واقعی است.
ضرب المثلی ترکی داربم که وصف الحال و توصیف خوبی برای نظریه مرکز-پیرامون است:
(چیلیس گونشو، آدامی اِو صاحابی ائلر )
ترجمه اش یعنی همسایه خسیس، آدمو خانه دار میکنه.
باید باور کنیم نسخه رشد و توسعه آینده هر منطقه و شهری از جمله تبریز، در عبور از اقتصاد نفت محور است.
نسخه مذکور مبتنی است بر مزیت های نسبی هر منطقه و شهر، بدیهی است که پیش شرط کشف و گسترش این مزیت ها، گذار از اقتصاد نفت محور است.
این گذار اتفاق نخواهد افتاد مگر اینکه نگاه از برون به سمت درون تغییر کند، اقتصاد درون زا محصول این تغییر است.
پاینده باشید و برقرار
ارسال یک پاسخ