بمناسبت وفات استاد فرشچیان
فرهنگ كهنسال وديرپاى اسلامى ايرانى از قديم الايام بر تارك تاريخ درخشيده است وسهم اين فرهنگ متعالى و اين مرز وبوم پرافتخار در بناى ساختمان فرهنگ بشرى، بخشى قابل توجه بوده است. روزگارى از چين تا قلب اروپا همه جا عرصه فرهنگ ايرانى بود و می شد با اين زبان و فرهنگ نوشت وخواند داشت و با همكان ارتباط برقرار كرد. بر خشت خشت بناهايى كه دراين گستره قد برافراشته، كتيبه هاى پارسى وتصوير و نگارگری اسلامى – ايرانى نقش بسته است. آثار دستنوشته پارسى در جاى جاى گستره جغرافيايى جهان زينت بخش كتابخانه ها و موزه هاست. كمتر تمدنى راميتوان يافت كه از بيشينه اى اين چنين گسترده و متنوع برخور دار باشد. عموماً قلمرو فرهنگها در گذشته ، در محدوده مرزها بوده است. تعداد فرهنگهايى كه از محدوده جغرافيايى خويش فراتر رفته اند بسيار اندك شمار است. تصوير فرهنگ اسلامى ايران، در مجموعه فرهنگ جهانى، تصويرى روشن و جاندار و عميق است و اگر قرار باشدكه فرهنگ جهانى رابه اعتبار عناصر متشكله آن مورد پژوهش قرار دهيم، سهم قابل توجهى از اين فرهنگ متعلق به ايران و فرهنگ اسلامى-ايرانى است. همين ايستارهاى قويم فرهنگی است كه به دست اندركاران فرهنگی ايران، اين قدرت را داده كه در مقابل موج گسترده هجوم فرهنكى، به حراست از مقوله اى به نام «فرهنگ ايران واسلام» قد علم كنند. زيرا اين ايستارها از چنان معنويت، قدمت واستوارى و در عين حال پويايى و تحركى برخور دارند كه به ما اين توان را مى دهد كه در زمانه اى كه همه چيز رنگ تأثر به خود پذيرفته و منفعلانه با امواج جديد فرهنگى برخورد مى شود، طراحان برنامه هاى فرهنگى ايران، سخن از «فرهنگ ايران واسلام» به ميان آورند.
با وجود سيل بنيان كنى كه آفاق را درمى نوردد وبه همه جيز رنگ يكدستى مى زند، هنوز هم فرهنگ ايرانى از چهره هايى برخوردار است كه در ميان انبوه يورشها، تهاجمها، يكدستيها، كاملاً اصيل مانده اند و در عين ايرانى ماندن از چنان جاذبه هاى عميق، معنوى و عرفانى برخور دارندكه همگان بدانها به چشم اعجاب وتحسين مى نگرند.
نقاشى استاد فرشجيان از اين دست است. در دهه هاى اخير، نقاشى استاد در زمره معدود آثارى بوده كه محدوده جغرافيايى مرزهاى ايران را درنورديده است وبه آثار ايشان هويتى جهانى بخشيده است. استاد در زمره معدود نقاشان ايرانى است كه آثار وى در عرصه فرهنگ جهانى قابل عرضه بوده است وبرخلاف آنان كه در جست وجوى كشف رمز شگفتى هنر نقاشى از رهگذر نقاشى ديگر تمدنها هستند، استاد به نقاشى ايرانى چنان عظمت و بزرگی بخشيد كه موجب اعجاب منتقدان هنرى شد. اين در حالى است كه آثار استاد عميقاً ايرانى است؛ براى آن كه اهل معرفت است. در تابلوى استاد فرشجيان تمامت شگفتى و راز و رمز پیچیدگی وجلا و روشنى هنر اسلامى و ايرانى به روشنى هويداست ونقاشى استاد صرف نظر از موطن و مولد او بيانگر هويت مستقل و در عين حال جهانى فرهنگ اسلامى – ايرانى است. به ديگر سخن، آثار استاد شناسنامه مدنيت وفرهنگ وتمدن كشور ماست؛ بدون اينكه هنر مند به شيوه تصنعى تلاش كند كه هنر خود را وطنى و ملى جلوه دهد. و در مفهوم عام بيانگر خواستها و آرمانهاى نسل بشر است.
چاپ مكرر آثار استاد، در ايران وخارج از ايران، نشان اقبال عمومى جامعه به هنرمندى اصيل است كه در ساليان اخير يكى از پرچمداران هنر اين مرزو بوم بوده و نام وى را با نام نگارگری ايران و نام ايران با نگارگری ايشان كره خورده است.
معنويتى كه با جان وروح استاد درآميخته، در نقاشى وى جلوه گر شده است. از همين رو، آثار استاد خط و رنگی است كه در وراى آن بايد به جست وجوى معنويتى ژرف و عميق پرداخت. ريشه اى كه هنر استاد در اعماق فرهنگ وتمدن اسلامى ايران دارد، نگارگری ايشان را پایدار و استوار و بى گزند نموده است. تموج شط اشراق در درياى فرهنگ ومعارف و هنر اسلامى در آثار استاد، چنان پرخروش و پرتحرک است كه ساحل دلهاى سنگى را در كوبه يكريز و مداوم خويش در موجى از نور و روشنى و آرامش غرق مى كند.
در هنگامه پرستيز تهاجم به مرزهاى معنوى فرهنگها، استاد پاسدار توانمند فرهنگ اسلام و ايران بود وشناساندن اين فرهنگ قويم را از رهگذر هنر نگارگری وجهه همت خويش ساخته بود. فرهنگ ما براى ادامه حيات و بالندگی در عرصه تمدن جهانى به پاسدارانى چون استاد فرشجيان نياز دارد و بر مسؤولان فرهنگی فرض است كه حمايت از اين بزرگان را در صدر برنامه هاى خويش قرار دهند. زيرا پرورش هنرمندانى از اين دست كار يك ساله و دوساله نيست.
سالها بايدكه تا يك سنگ اصلى زآفتاب
لعل گردد در بدخشان يا عقيق اندر يمن
درست است كه تقويت جريانهاى فرهنگى به رشد وبالندگى كلى فرهنگ مى انجامد واين امرى مطلوب است، اما اين نكته را نيز بايد در نظر داشت كه تنها معدودى هستند كه اين توان فرهنگی را دارند كه محدوده مرزهاى جغرافيايى را درنوردند وبه صورت نماد و نشانه يك فرهنگ درآيند.
از هزاران تن، يكى تن صوفى اند
مابقى در سايه او مى زيند
استاد محمود فرشچيان، درخت برومند و گشن شاخ فرهنگ و هنر و تمدن و معنويت ايران بود
.روانش غریق رحمت و نور باد
