کریدور زنگزور، میدان نوین رقابت قدرت ها در قفقاز جنوبی!

عصرآزادی آنلاین/ دکتر قدیر گلکاریان، مدرس روابط بین الملل Near East University

بعد از امضای توافقنامه صلح بین جمهوری آذربایجان و ارمنستان در واشنگتن، بازخوردهای متفاوتی را از مسئولان کشور و برخی کارشناسان و تحلیل گران سیاسی در کشور شاهد بودیم. برخی از این گله‌مند بودند که ایران فرصت های لازم را از دست داد و حضور آمریکا در مرزهای ایران، تهدیدی جدی است. بعضی بر این باور هستند که دولت فعلی با انفعال عملی در سیاست خارجی خود رسماً پتانسیل ایران در موضوع ترانزیت را از دست داده است. حتی برخی نیز چنان موضوع را دامنه‌دار تعریف کرده‌اند که گویا مرزهای جغرافیای سیاسی ایران و مشرف به قفقاز جنوبی تغییر کرده و لزوم اقدامات قهرآمیز و مداخلات را توصیه می‌کنند. در برابر این ها، رئیس جمهور کشورمان و همچنین وزیر امور خارجه جمهوری اسلامی ایران و هم سخنگوی دولت بارها اعلام کرده‌اند که موضوع توافق نامه مربوط به کریدور زنگزور آن طور که جلوه می‌دهند، نبوده و در رسانه‌ها بزرگ‌نمایی می‌شود. حال براستی این رخداد برای ایران عزیزمان تهدیدی جدی است یا نه؟ البته که نمی‌تواند فرصت باشد ولی آیا ایران قادر خواهد بود، چنین موردی را به فرصت تبدیل کند؟ در این یادداشت به این موضوع خواهیم پرداخت.

کریدور زنگزور یا سیونیک، نوار باریکی در جنوب ارمنستان است که سال‌ها به عنوان یکی از حساس‌ترین گلوگاه‌های ژئوپلیتیکی قفقاز جنوبی مطرح بوده است. این مسیر، تنها راه زمینی اتصال ایران به ارمنستان و از آنجا به اروپا به شمار می‌رود و همزمان نقطه پیوند احتمالی آذربایجان به نخجوان و ترکیه محسوب می‌شود. پس از جنگ ۴۴ روزه سال ۲۰۲۰ و تغییر موازنه در منطقه، بحث بر سر مالکیت، مدیریت و کنترل این مسیر به یکی از پرونده‌های داغ دیپلماسی و امنیت منطقه‌ای تبدیل شد.

توافق اخیر ارمنستان و آذربایجان در کاخ سفید، که مدیریت و بهره‌برداری ۹۹ ساله این مسیر را به یک کنسرسیوم آمریکایی–ارمنی سپرد، صحنه را وارد مرحله‌ای تازه کرده است. این توافق، هم از جنبه ژئوپلیتیکی، هم از منظر ژئواکونومیک و هم در سطح ژئواستراتژیک، پیامدهایی دارد که فراتر از مرزهای دو کشور طرف مناقشه می‌رود و مستقیماً بر منافع ایران و سایر قدرت‌های منطقه‌ای اثر خواهد گذاشت.

از میدان جنگ تا میز مذاکره

نقطه آغاز بحران زنگزور به درگیری‌های مسلحانه پاییز ۲۰۲۰ بازمی‌گردد؛ زمانی که آذربایجان با حمایت مستقیم ترکیه و پشتیبانی اطلاعاتی و تسلیحاتی اسرائیل توانست بخش‌هایی از قره‌باغ و اراضی پیرامونی را بازپس بگیرد. این پیروزی، موقعیت ژئوپلیتیکی باکو را تقویت و فشار بر ایروان را دوچندان کرد.

پس از آتش‌بس، موضوع اتصال مستقیم آذربایجان به نخجوان از طریق سیونیک (زنگزور) به یکی از خواسته‌های اصلی باکو بدل شد. ارمنستان که نگران از دست دادن کنترل بر این نوار حیاتی بود، از همان ابتدا مخالفت کرد. ایران و روسیه نیز با این دیدگاه همراه شدند و بارها هشدار دادند که هرگونه تغییر در مرزهای بین‌المللی یا نقشه ژئوپلیتیک منطقه، خط قرمز محسوب می‌شود.

تحولات بعدی – از جمله جنگ اوکراین و کاهش توان روسیه برای اعمال نفوذ کامل در قفقاز – فضای جدیدی ایجاد کرد. در چنین شرایطی، آمریکا با استفاده از خلأ قدرت وارد شد و مذاکرات صلح را به سمت واشنگتن کشاند. توافق اخیر، نتیجه همین فرایند چندساله است؛ توافقی که اگرچه به ظاهر صلح‌محور است، اما در بطن خود حامل تغییرات عمیق در معادلات قدرت است.

جزئیات توافق کاخ‌سفید و واگذاری 99 ساله به شرکت آمریکایی- ارمنی

هر چند متن کامل توافق در رسانه‌ها بازنشر شده است ولی توجه به ماهیت و جزئیات توافق از منظر سیاسی اهمیت ویژه‌ای دارد. توافق موسوم به TRIPP (Trump Route for International Peace and Prosperity) ، یعنی “مسیر ترامپ برای صلح و رفاه بین‌المللی” شامل دو مؤلفه کلیدی است: 1) حاکمیت حقوقی بر مسیر در اختیار ارمنستان باقی می‌ماند. یعنی از نظر رسمی، خاک سیونیک همچنان ارمنی است. 2) مدیریت، توسعه و بهره‌برداری از مسیر به مدت ۹۹ سال به یک کنسرسیوم مشترک آمریکایی–ارمنی واگذار می‌شود. این کنسرسیوم مسئولیت نگهداری، تأمین امنیت فنی، استانداردسازی گمرکی و توسعه زیرساخت‌های جاده‌ای و ریلی را بر عهده دارد.

از دید آمریکا، این مدل همزمان دو هدف را تأمین می‌کند: الف) تضمین بی‌طرفی عملیاتی مسیر و کاهش ریسک بازگشت به درگیری. ب) ایجاد یک اهرم ژئوپلیتیکی و اقتصادی پایدار در قلب قفقاز جنوبی، در مرز روسیه و ایران.

برای ارمنستان، توافق به معنای دریافت سرمایه‌گذاری خارجی، تضمین امنیتی غرب و کاهش وابستگی به روسیه است. برای آذربایجان نیز این توافق دسترسی قابل اعتماد به نخجوان و ترکیه را فراهم می‌کند، بی‌آنکه مجبور باشد از مسیر ایران عبور کند

پیامدهای ژئوپلیتیکی:

این توافق در وهله نخست، نقش آمریکا را به عنوان یک بازیگر فعال و ماندگار در قفقاز جنوبی تثبیت می‌کند. واشنگتن با حضور در زنگزور، نه تنها بر مسیر ترانزیتی شرق–غرب کنترل غیرمستقیم پیدا می‌کند، بلکه در نقطه‌ای حساس میان مرزهای ایران، ارمنستان، آذربایجان و ترکیه مستقر می‌شود. این حضور، حتی اگر در آغاز صرفاً اقتصادی و مدیریتی باشد، می‌تواند به سرعت رنگ امنیتی یا نظامی به خود بگیرد.

برای روسیه، توافق یک شکست ژئوپلیتیکی است. مسکو که طی دهه‌ها نقش ضامن امنیت ارمنستان را بر عهده داشت، اکنون جای خود را به یک ساختار امنیتی-اقتصادی تحت حمایت آمریکا داده است. ترکیه و آذربایجان، در نتیجه این توافق، یک گام به تحقق رؤیای “کریدور تورانی” و تحقق “جهان ترک یکپارچه” نزدیک‌تر می‌شوند. این مسیر، با اتصال نخجوان به سرزمین اصلی آذربایجان و سپس ترکیه، عملاً آسیای مرکزی و قفقاز را به مدیترانه متصل می‌کند.

برای ایران، مهم‌ترین چالش این است که یک مسیر ترانزیتی حیاتی که تاکنون در حاشیه امنیتی تهران قرار داشت، اکنون تحت مدیریت یک ساختار آمریکایی قرار می‌گیرد. این تغییر، حتی بدون حضور نظامی، می‌تواند ظرفیت نظارت و کنترل عبور و مرور ایران به اروپا را افزایش دهد و اهرم فشار بالقوه‌ای در دست واشنگتن باشد.

ابعاد ژئواکونومیک یا جغرافیای اقتصادی:

زنگزور بخشی از طرح کلان “مسیر میانی” یا “کریدور میانی” است؛ پروژه‌ای که چین، آسیای مرکزی، قفقاز و اروپا را بدون عبور از خاک روسیه یا ایران به هم متصل می‌کند. این مسیر از نظر زمانی و هزینه می‌تواند رقیب جدی کریدور شمال–جنوب (INSTC) باشد که ایران یکی از پایه‌های آن است.

برای آذربایجان، کاهش وابستگی به مسیرهای ایران یک مزیت استراتژیک محسوب می‌شود. ترکیه نیز از این مسیر برای تقویت موقعیت خود به عنوان پل ارتباطی شرق و غرب بهره خواهد برد. ارمنستان، با درآمدهای ترانزیتی، سرمایه‌گذاری‌های زیرساختی و ایجاد اشتغال، سود اقتصادی مستقیم خواهد برد. همچنین می‌تواند با کاهش وابستگی به مسیرهای روسیه، به بازارهای اروپا و خاورمیانه نزدیک‌تر شود.

ایران اما با خطر کاهش سهم خود در ترانزیت شرق–غرب روبه‌روست. اگر مسیر زنگزور فعال و پایدار شود، بخشی از کالاهایی که پیش‌تر از مسیر ایران عبور می‌کردند، مسیر جدید را ترجیح خواهند داد. با این حال، فرصت‌هایی هم برای ایران وجود دارد: توسعه زیرساخت مرز نوردوز، تکمیل خط ریلی رشت–آستارا، و مذاکره برای تضمین دسترسی به مسیر زنگزور می‌تواند بخشی از آسیب اقتصادی را جبران کند.

سناریوهای امنیتی و دیپلماتیک پیش‌رو:

سناریوی اول: اجرای آرام توافق، حفظ حاکمیت ارمنستان و تضمین دسترسی ایران به مسیر. در این حالت، تهدید امنیتی کاهش می‌یابد و ایران می‌تواند از فرصت‌های تجاری بهره‌مند شود.

سناریوی دوم: بروز تنش‌های ساختگی یا حوادث مرزی که بهانه‌ای برای حضور نیروهای حفاظتی آمریکا یا پیمانکاران امنیتی خصوصی فراهم کند. این سناریو، خطر ایجاد یک پایگاه امنیتی دائمی در نزدیکی مرزهای ایران را در پی دارد.

سناریوی سوم: فروپاشی توافق به دلیل اختلافات داخلی ارمنستان یا فشار آذربایجان برای کنترل بیشتر. این وضعیت می‌تواند دوباره منطقه را به سمت درگیری نظامی سوق دهد و ایران را با یک بحران امنیتی جدید مواجه کند.

در هر سه سناریو، ایران نیازمند یک راهبرد چندلایه است: الف) دیپلماتیک: مذاکره مستقیم با ایروان و باکو برای گنجاندن بندهای شفاف درباره دسترسی آزاد ایران و عدم‌نظامی‌سازی مسیر. ب) اقتصادی: ارائه مشوق‌های انرژی و ترانزیتی به ارمنستان برای اطمینان از همکاری متقابل. ج) بازدارندگی: حفظ آمادگی نظامی در مرزهای شمالی به عنوان پیام هشدار، بدون عبور از آستانه تنش.

جمع‌بندی و توصیه‌ها:

توافق کاخ سفید درباره کریدور زنگزور، فراتر از یک توافق صلح دوجانبه است. این توافق، آرایش ژئوپلیتیکی قفقاز جنوبی را تغییر می‌دهد، نقش آمریکا را تثبیت می‌کند، و موازنه‌های سنتی میان ایران، روسیه و ترکیه را دگرگون می‌سازد.
برای ایران، چالش اصلی این است که مسیر سنتی ارتباط با اروپا اکنون تحت مدیریت یک ساختار آمریکایی قرار دارد؛ ساختاری که می‌تواند در شرایط بحران به ابزار فشار سیاسی یا اقتصادی بدل شود. در برابر این وضعیت، ایران باید:

  1. تضمین‌های رسمی و مکتوب برای دسترسی آزاد به مسیر زنگزور به دست آورد.
  2. پروژه‌های ترانزیتی جایگزین مانند کریدور شمال–جنوب را با سرعت تکمیل کند.
  3. از ابزارهای دیپلماسی چندجانبه، به‌ویژه همکاری با روسیه و هند، برای موازنه‌سازی استفاده نماید.
  4. در عین حال، با بازدارندگی هوشمند و آمادگی نظامی، مانع از تبدیل کریدور به یک پایگاه امنیتی علیه خود شود.

کریدور زنگزور، امروز دیگر صرفاً یک مسیر جغرافیایی نیست؛ این کریدور به میدان تازه‌ای از رقابت قدرت‌ها بدل شده است و هر بازیگری که در آن دست برتر را داشته باشد، بخشی از آینده قفقاز و حتی اتصال آسیای مرکزی به اروپا را در اختیار خواهد گرفت. از این رو، ایران باید به جای استفاده از زبان تهدید و یا انتقاد بیش از حد، زمینه حضورش را در نتایج این توافقنامه با هوشیاری فراهم بیاورد و شرایط موجود را بی‌آنکه تهدیداتی رخ بدهد، به فرصت تبدیل نماید.

ارسال یک پاسخ