عصرآزادی آنلاین/ سید وحید پیمان
فعالسازی مکانیسم ماشه از سوی تروئیکای اروپایی – اقدامی که بیش از آنکه مبنای حقوقی داشته باشد، بازتابی از فشارها و دیکتههای سیاسی ترامپ و نتانیاهو است – بار دیگر پرونده ایران را در کانون تحولات بینالمللی قرار داده است. هرچند این اقدام از اساس غیراخلاقی و مغایر روح برجام است، اما نباید از واقعیتهای تلخ آن غافل ماند: شش قطعنامه شورای امنیت که در سایه برجام تعلیق شده بودند، در صورت بازگشت، میتوانند تبعاتی بسیار سنگین برای اقتصاد، تجارت خارجی و مناسبات بینالمللی ایران داشته باشند.
اکنون توپ در زمین دیپلماسی ایران است. خوشبختانه وزیر امور خارجه، آقای عراقچی، رویکردی عقلانی در پیش گرفته و بر ادامه مذاکرات تأکید کرده است. نکته کلیدی اینجاست که نباید دچار افراط و تفریط شد: نه تهدیدهای اسنپبک باید موجب ترس و انفعال شود و نه شعارهای تند داخلی همچون بستن تنگه هرمز یا خروج از NPT میتواند منافع ملی را تأمین کند. تجربه نشان داده است که تصمیمهای عجولانه و احساسی در بزنگاههای حساس، هزینههایی چندین برابر برای کشور به همراه داشته است.
در این شرایط، آنچه بیش از همه ضرورت دارد، دیپلماسی فعال و خردمندانه است. شاید زمان آن رسیده باشد که دکتر مسعود پزشکیان، رئیسجمهور، از ظرفیت چهرههای کارآزمودهای همچون دکتر جواد ظریف بهره گیرد. ظریف با تجربه مستقیم در مذاکرات پیچیده با قدرتهای جهانی و آشنایی عمیق با سازوکارهای شورای امنیت، میتواند مکمل مؤثری برای تیم مذاکرهکننده کنونی باشد.
یک ماه آینده میتواند تعیینکننده باشد. ایران باید از این فرصت برای مهار بحران بهره بگیرد و مانع بازگشت پرونده هستهای به نقطه صفر شود. در این مسیر، تکیه بر چین و روسیه – که بیش از آنکه منافع ایران را در نظر بگیرند، به منافع خود میاندیشند – خطای استراتژیک خواهد بود. آنچه در نهایت میتواند کشور را از مهلکه برهاند، قدرت چانهزنی مستقل، هوشمندانه و متکی بر منافع ملی است.
در کنار همه اینها، نباید از نقش مردم غافل شد. تجربه سالهای گذشته نشان داده است که هرگاه مردم در صحنه و پشتیبان سیاستهای دیپلماتیک کشور بودهاند، دست تیم مذاکرهکننده قویتر و مسیر حل بحران هموارتر شده است. حمایت افکار عمومی از دیپلماسی، هم به عنوان پشتوانه ملی و هم به عنوان پیامی روشن به قدرتهای جهانی اهمیت دارد. امروز بیش از هر زمان دیگر، نیازمند انسجام ملی و آشتی داخلی هستیم تا همه جریانهای سیاسی و اجتماعی، فارغ از اختلافها، در جهت منافع عالی کشور همصدا شوند.
واقعیت این است که راهی جز دیپلماسی وجود ندارد. در جهانی که فشارهای اقتصادی و سیاسی به سرعت بر معیشت مردم اثر میگذارد، وظیفهای بزرگتر از صیانت از منافع ملی و امنیت اقتصادی کشور بر دوش سیاستمداران نیست. اکنون زمان آن است که ایران با عقلانیت، ابتکار، حمایت مردم و فعالسازی همه ظرفیتهای دیپلماتیک خود، از تهدید مکانیسم ماشه فرصتی برای بازآفرینی موقعیت بینالمللیاش بسازد.