عصرآزادی آنلاین/ سید وحید پیمان
نظام سلامت ایران سالهاست گرفتار دور باطلی از تصمیمات مقطعی، بوروکراسی فرساینده و سیاستگذاری غیرکارشناسی در حوزه تعرفهگذاری است. آنچه امروز بهنام «تعرفه خدمات تشخیصی درمانی» شناخته میشود، نه نقشه راه توسعهمحور نظام سلامت، بلکه ابزاری ناکارآمد است که بیش از هر چیز بار اقتصادی و کسری منابع بیمهها را بر دوش ارائهدهندگان خدمات انداخته است. وضعیتی که با ادامه آن، شکاف میان سیاستگذاران و بدنه درمان هر روز عمیقتر میشود.
هشتگ؛ ابزاری برای کاهش مصنوعی تعرفهها
وجود «هشتگ» یا همان ضرایب کاهنده در تعرفههای خدمات سرپایی، مهمترین نمود این ناکارآمدی است. هشتگ در ابتدا قرار بود یک راهحل موقت برای کنترل هزینههای بیمهها باشد، اما امروز به ابزار دائمی و رسمی برای کاهش قیمت خدمات پزشکی تبدیل شده است؛ بهگونهای که تعرفههای واقعی عملاً فقط روی کاغذ وجود دارند و نسخه پرداختی به پزشک تنها سایهای از تعرفه مصوب است.
این شیوه نهتنها در هیچ نظام سلامت توسعهیافتهای سابقه ندارد، بلکه از منطق اقتصادی نیز تهی است. در هیچ بخشی از اقتصاد، قیمت یک خدمتِ تخصصی را با «ضریب کاهنده» تعریف نمیکنند مگر آنکه قصد داشته باشند ارائهدهنده خدمت را در تنگنای معیشتی و حرفهای قرار دهند.
کنترل هزینه به قیمت نابودی انگیزه کادر درمان
سیاستگذاران حوزه اقتصاد سلامت، سالهاست یک خطای راهبردی را تکرار میکنند:
کنترل هزینه از جیب کادر درمان.
در حالیکه در همه جهان کنترل هزینه با اصلاح ساختار بیمه، کاهش هزینههای سربار، ارتقای فناوری و مدیریت تقاضا انجام میشود، در ایران سادهترین و البته ناعادلانهترین راه انتخاب شده است: سرکوب تعرفهها.
نتیجه این سیاست مشخص است:
• کاهش انگیزه متخصصان و پزشکان عمومی
• افت کیفیت خدمات بهدلیل فرسودگی نیروی انسانی
• کوچ گسترده پزشکان جوان به خارج از کشور
• افزایش خطا و کاهش رضایت بیماران
• و در نهایت تضعیف امنیت سلامت کشور
نظام تعرفهگذاری ایران؛ از حمایت تا استعمار معیشتی
وقتی قیمت ویزیت یک پزشک در سال ۱۴۰۴ در برخی رشتهها کمتر از هزینه واقعی ارائه خدمت است، این نه تعرفهگذاری، بلکه نوعی استعمار معیشتی است. سیاستی که پزشکان را وادار میکند با ساعات کاری طولانیتر، درآمد ازدسترفته ناشی از هشتگ و تعرفههای سرکوبشده را جبران کنند.
این فشار معیشتی نهتنها بر کیفیت خدمات اثر منفی میگذارد بلکه شأن حرفهای پزشکان را نیز تقلیل میدهد.
پرسش مهم: چرا برای نیروی انسانی ارزش قائل نمیشویم؟
یکی از معماهای سیاستگذاری سلامت در ایران این است که دولتها بهدرستی میدانند:
• پزشکان کمترین سهم را از هزینههای سلامت دارند،
• هشتگ و ضرایب کاهنده از جیب پزشک جبران میشود،
• و سرکوب تعرفه باعث کوچ سرمایه انسانی میشود،
اما باز اصرار بر تثبیت تعرفهها دارند. اگر این سازوکار در هر بخش دیگری از اقتصاد اجرا میشد، آن بخش ظرف چند ماه از کار میافتاد. تنها لطف جامعه پزشکی، اخلاق حرفهای و تعهد به بیمار است که مانع فروپاشی شده؛ اما این تحمل نیز سقفی دارد.
هشتگ باید حذف شود؛ نه در آینده، بلکه فوراً
حذف هشتگ از تعرفه خدمات سرپایی، نه یک درخواست صنفی بلکه یک ضرورت ملی است.
حذف هشتگ یعنی:
• احترام به نیروی انسانی
• واقعیسازی هزینه خدمات
• کاهش تبعیض میان بخش سرپایی و بستری
• جلوگیری از مهاجرت پزشکان
• و بازگشت عقلانیت به سیاستگذاری سلامت
در تعرفههای ۱۴۰۵، نخستین گام باید حذف کامل هشتگ ویزیت باشد. باقی نگهداشتن این ضریب، بهمعنای تداوم سیاستی است که سالهاست کادر درمان را هدف قرار داده و معیشت آنان را به مرز بحران رسانده است.
سخن پایانی
امروز نظام سلامت ایران نه با ابرچالش فناوری، نه کمبود پزشک و نه حتی کمبود منابع، بلکه بیش از هر چیز با سیاستگذاری نادرست در تعرفهگذاری روبهرو است. سیاستی که پزشک را در نقش «حلقه توازن بودجه بیمهها» قرار داده و او را قربانی سوءمدیریت ساختاری کرده است.
تا زمانی که تعرفهگذاری با رویکرد کارشناسی و عدالتمحور اصلاح نشود، هیچ برنامهای برای ارتقای خدمات سلامت به نتیجه نخواهد رسید.
نیروی انسانی ستون فقرات نظام سلامت است؛ و هیچ نظامی با ستون فقرات شکسته پا برجا نمیماند.