تیتر: تبریز؛ شهر وعده‌ها یا شهر اولویت‌های فراموش‌شده؟

عصرآزادی آنلاین/ سید وحید پیمان

سوتیتر: وقتی انتقال آب ارس هنوز مطالبه است، اما پروژه‌های دیگر با شتاب پیش می‌روند

بار دیگر استاندار آذربایجان شرقی در دیدار با وزیر نیرو، مهم‌ترین مطالبات زیرساختی استان را روی میز گذاشت؛ از تسریع در پروژه انتقال آب ارس به تبریز گرفته تا بازتوانی نیروگاه تبریز، کاهش خاموشی صنایع و توسعه نیروگاه‌های خورشیدی. نکته قابل تأمل آن است که این مطالبات، نه پروژه‌های تازه، بلکه زخم‌های کهنه‌ای هستند که سال‌هاست هر مدیر تازه‌ای آنها را تکرار می‌کند.

وقتی استاندار می‌گوید انتقال آب ارس برای تأمین آب شرب تبریز و ۲۲ شهر استان و نیز صنایع حیاتی آذربایجان شرقی ضروری است و از وزارت نیرو می‌خواهد «گام‌های اساسی» برای تأمین مالی آن بردارد، در واقع اعتراف می‌شود که پروژه‌ای با این اهمیت هنوز در مرحله درخواست و مطالبه باقی مانده است؛ پروژه‌ای که باید سال‌ها پیش از این از مرحله خواهش و پیگیری عبور کرده و به مرحله بهره‌برداری رسیده باشد.

در همین حال، افکار عمومی به‌درستی این پرسش را مطرح می‌کند که چرا برخی پروژه‌های انتقال آب در دیگر نقاط کشور، از جمله انتقال آب به اصفهان، با سرعت بیشتری پیش می‌روند، اما طرحی که امنیت آبی میلیون‌ها نفر در تبریز و شمال‌غرب کشور به آن وابسته است، همچنان در پیچ‌وخم تأمین اعتبار و تصمیم‌گیری گرفتار مانده است؟

آیا این تفاوت، نتیجه نگاه مرکزگرایانه‌ای است که در تقسیم منابع و اولویت‌ها، تبریز را آن‌گونه که شایسته است نمی‌بیند؟ یا اینکه بخشی از این عقب‌ماندگی به ضعف در مطالبه‌گری و پیگیری مسئولان استان بازمی‌گردد؟

واقعیت این است که هر دو پرسش، پاسخی تلخ اما واقعی دارند.

اگر نگاه تصمیم‌گیران ملی نسبت به تبریز عادلانه بود، پروژه انتقال آب ارس، بازتوانی نیروگاه تبریز و رفع مشکل برق صنایع نباید سال‌ها در صف انتظار باقی می‌ماند. تبریز فقط یک شهر نیست؛ قطب صنعتی، اقتصادی و دانشگاهی شمال‌غرب ایران است. اختلال در تأمین آب و انرژی این شهر، تنها مشکل آذربایجان شرقی نیست؛ آسیبی به اقتصاد ملی است.

اما از سوی دیگر، نمی‌توان از مسئولان استان نیز رفع مسئولیت کرد. آیا صدای تبریز در تهران به اندازه کافی رسا بوده است؟ آیا نمایندگان مجلس، مدیران اجرایی، نخبگان و صاحبان تریبون توانسته‌اند با انسجام، همدلی و پیگیری مستمر، این مطالبات را به اولویت‌های ملی تبدیل کنند؟ تجربه نشان داده است که در ساختار مدیریتی کشور، بسیاری از پروژه‌های بزرگ نه فقط با اعتبار، بلکه با اصرار، پیگیری و مطالبه‌گری بی‌وقفه به نتیجه رسیده‌اند.

نکته تأسف‌بار آن است که هر بار مسئولان آذربایجان شرقی با وزرا دیدار می‌کنند، همان فهرست تکراری روی میز قرار می‌گیرد؛ انتقال آب ارس، نیروگاه تبریز، برق صنایع، توسعه انرژی‌های تجدیدپذیر. گویی زمان در این استان متوقف شده است. سال‌ها می‌گذرد، مدیران تغییر می‌کنند، اما مطالبات تغییر نمی‌کند.

تبریز، شهری که روزگاری پیشگام صنعت، تجارت، فرهنگ و تحول‌خواهی ایران بود، امروز نباید برای ابتدایی‌ترین زیرساخت‌های حیاتی خود دست نیاز به سوی مرکز دراز کند. مردم این دیار حق دارند بپرسند چرا پروژه‌ای که حیات ۲۲ شهر و صدها واحد صنعتی به آن وابسته است، هنوز در انتظار تأمین اعتبار مانده، اما پروژه‌های مشابه در دیگر نقاط کشور با سرعت بیشتری پیش می‌روند؟

پاسخ این پرسش، آزمونی برای عدالت در حکمرانی است.

اگر مشکل از نگاه غریبانه مرکز به تبریز است، باید این نگاه اصلاح شود؛ زیرا توسعه متوازن، بدون توجه به آذربایجان ممکن نیست. و اگر مشکل از کم‌کاری، کم‌صدایی یا پراکندگی مسئولان این شهر است، وقت آن رسیده که این رویه پایان یابد و مطالبه حقوق مردم، به اولویت نخست مدیران و نمایندگان استان تبدیل شود.

تبریز دیگر وعده نمی‌خواهد؛ تبریز حق خود را می‌خواهد. حق شهری که همواره برای ایران پیشگام بوده، اما سال‌هاست در تقسیم اولویت‌ها، گویی به شهری دوردست و فراموش‌شده بدل شده است. تاریخ این شهر، با انتظار نوشته نشده؛ با پیشگامی نوشته شده است. اکنون زمان آن است که این پیشگامی، در تصمیم‌گیری‌های ملی نیز دیده شود، نه فقط در کتاب‌های تاریخ.

ارسال یک پاسخ