فائزه هاجری در گفت و گوی اختصاصی با عصرآزادی آنلاین:

هدف، فکر کردن بیشتر در باره «دیدن» توسط مخاطب است

عصرآزادی آنلاین / سرویس فرهنگی:
نمایشگاه گروهی عکس «نور، قاب و روایت» به مناسبت روز ملی سینما برگزار می‌شود.
عصرآزادی آنلاین – علیرضا نیاکان؛ فائزه هاجری درحوزه‌های نقاشی، گرافیک و عکاسی فعالیت می‌کند. حدود ۱۵ سال سابقه تدریس در دانشگاه دارند. در طول سال های فعالیت هنری‌ خودش، در۳ نمایشگاه انفرادی و حدود ۵۰ نمایشگاه گروهی حضور داشته‌ است و در بیش از۲۰ نمایشگاه و رویداد هنری به عنوان کیوریتور فعالیت کرده است. در حوزه کیوریتوری، برگزاری و طراحی نمایشگاه‌هایی با موضوعات و رویکردهای مختلف را تجربه کرده ‌است که از جمله آن ها می‌توان به نمایشگاه‌های بزرگداشت بابک بیات،فردوسی، مولانا وحافظ وهمچنین سه دوره سالانه عکس کیارستمی اشاره کرد.
در حال حاضر نیز درکنارفعالیت حرفه‌ای درحوزه هنر وکیوریتوری، بخش مهمی ازفعالیت پژوهشی وهنری این هنرمند به عکاسی، خوانشِ تصویر و بررسی رابطه میان تصویر و روایت اختصاص دارد. ۱. نمایشگاه گروهی عکس «نور، قاب و روایت» به مناسبت روز ملی سینما برگزار می‌شود. ایده شکل‌گیری این نمایشگاه از کجا آغاز شد و چه دغدغه‌ای پشت انتخاب این عنوان وجود دارد؟

ایده شکل‌گیری این نمایشگاه از علاقه و دغدغه‌ای شکل گرفت که نسبت میان عکاسی و سینما را از زاویه‌ای فراتر از ثبت مستقیم یک فیلم یا صحنه سینمایی مورد توجه قرار دهد. سینما و عکاسی، هر دو با تصویر سروکار دارند، اما آنچه این دو رسانه را به یکدیگر نزدیک می‌کند، تنها تصویر نیست؛ بلکه نحوه مواجهه با نور، قاب، زمان، فضا و روایت است.
عنوان «نور، قاب و روایت» نیز از همین نگاه انتخاب شده است. «نور» به‌عنوان یکی از بنیادی‌ترین عناصر شکل‌دهنده تصویر، «قاب» به‌عنوان محدوده انتخاب و نگاه عکاس و «روایت» به‌عنوان امکانی برای ایجاد معنا، سه مؤلفه‌ای هستند که می‌توانند نقطه اتصال عکاسی و سینما باشند.
بنابراین تلاش کردم نمایشگاه به یک موضوع محدود و کلیشه‌ای درباره سینما تبدیل نشود، بلکه فرصتی باشد برای اینکه عکاسان با زبانِ شخصیِ خودشان به مفاهیمی نگاه کنند که در هر دو رسانه اهمیت اساسی دارند.

۲. عنوان «نور، قاب و روایت» سه مفهوم مهم در زبان تصویر را کنار هم قرار می‌دهد. این سه مفهوم چه ارتباطی با سینما و عکاسی پیدا می‌کنند؟
به اعتقاد من، عکاسی و سینما پیش از آنکه در تکنیک با یکدیگر مشترک باشند، در «نگاه» به هم نزدیک‌اند. هر دو رسانه به انتخاب و حذف وابسته‌اند؛ عکاس و فیلمساز از میان یک جهان بی‌انتها، بخشی را انتخاب می‌کنند و در قاب قرار می‌دهند.
نور، به تصویر شکل و کیفیت می‌دهد؛ قاب، نگاه هنرمند را مشخص می‌کند و روایت به تصویر امکان می‌دهد فراتر از یک لحظه ثبت‌شده حرکت کند و معنا بسازد.
در یک عکس، حتی اگر روایت کاملاً آشکار نباشد، می‌توان نشانه‌هایی از یک اتفاق پیش از ثبت تصویر یا اتفاقی که ممکن است پس از آن رخ دهد را احساس کرد. همین امکانِ پیش و پس از قاب است که به یک تصویر ظرفیت روایی می‌دهد و آن را به منطق سینمایی نزدیک می‌کند.

۳. در انتخاب آثار، چه رویکردی مدنظر شماست و به‌عنوان کیوریتور، چه ویژگی‌هایی را در آثار ارسالی پررنگ‌تر می‌دانید؟
برای من در انتخاب آثار، پیش از هر چیز «نگاه» اهمیت دارد. تکنیک، کیفیت اجرا و جنبه‌های زیبایی‌شناختی طبیعتاً مهم هستند، اما زمانی یک اثر برایم اهمیت بیشتری پیدا می‌کند که بتواند چیزی فراتر از یک تصویر زیبا ارائه دهد.
دنبال آثاری هستم که در آنها انتخاب قاب، نور، لحظه و ترکیب‌بندی آگاهانه باشد و بتواند مخاطب را وارد یک تجربه بصری کند. در واقع، اثر باید بتواند پرسشی ایجاد کند، ذهن مخاطب را درگیر کند یا دست‌کم امکان خوانش‌های متفاوتی را پیش روی او قرار دهد.
در یک نمایشگاه گروهی نیز تنوع نگاه‌ها اهمیت زیادی دارد. قرار نیست همه آثار شبیه یکدیگر باشند؛ اتفاقاً تفاوت دیدگاه عکاسان است که می‌تواند یک نمایشگاه را به یک تجربه جمعی واقعی تبدیل کند.

۴. در بخش‌های «عکس سینما و تئاتر»، «نور و سایه» و «پرتره»، هرکدام به شکلی با عناصر بنیادین تصویر همچون صحنه، نور، شخصیت و احساس سروکار دارند. از نگاه شما این عناصر چگونه می‌توانند به شکل‌گیری یک تصویر قدرتمند و ماندگار در عکاسی کمک کنند؟
این عناصر در واقع بخشی از زبان بصری عکاسی هستند. نور فقط وسیله‌ای برای روشن کردن سوژه نیست؛ می‌تواند فضا بسازد، احساس ایجاد کند و حتی مسیر نگاه مخاطب را هدایت کند. سایه نیز به همان اندازه اهمیت دارد، چون گاهی آنچه دیده نمی‌شود، می‌تواند به اندازه آنچه در قاب حضور دارد معنا ایجاد کند.
در پرتره نیز صرفاً با ثبت چهره مواجه نیستیم. یک پرتره موفق می‌تواند بخشی از شخصیت، وضعیت روانی یا جهان درونی سوژه را آشکار کند.

در عکاسی صحنه و تئاتر هم عکاس با جهانی مواجه است که پیشاپیش توسط میزانسن، نور و حرکت شکل گرفته و وظیفه او پیدا کردن لحظه و قاب مناسب از میان آن جهان است.
به نظرم زمانی که این عناصر در کنار هم و با آگاهی استفاده شوند، عکس از یک ثبت صرف عبور می‌کند و به یک بیان تصویری تبدیل می‌شود؛ تصویری که حتی پس از دیدن، در ذهن مخاطب باقی می‌ماند.

۵. بخش «روایت» یکی از محورهای اصلی نمایشگاه است. از نگاه شما یک عکس چگونه می‌تواند بدون استفاده از کلمه، داستانی را روایت کند؟
روایت در عکاسی الزاماً به معنای وجود یک داستان مشخص و قابل تعریف نیست. گاهی یک عکس تنها یک لحظه را نشان می‌دهد، اما در همان لحظه نشانه‌هایی وجود دارد که مخاطب را وادار می‌کند درباره گذشته یا آینده آن تصویر فکر کند.
ژست، نگاه، فاصله میان عناصر، فضای خالی، نور، اشیا و حتی سکوت موجود در یک قاب می‌توانند نقش عناصر روایی را ایفا کنند.
به نظرم یکی از جذاب‌ترین ویژگی‌های عکاسی همین است که روایت را به‌طور کامل در اختیار مخاطب قرار نمی‌دهد. عکس بخشی از روایت را ارائه می‌کند و بخش دیگر را به ذهن مخاطب می‌سپارد. در نتیجه، ممکن است یک تصویر برای هر مخاطب داستان متفاوتی داشته باشد و همین چندلایه بودن، ارزش روایی عکس را افزایش می‌دهد.

۶. بخش «تک‌فریم سینمایی» شاید متفاوت‌ترین بخش این نمایشگاه باشد. چه چیزی باعث می‌شود یک عکس، حتی بدون آنکه مستقیماً به یک فیلم یا نمایش مربوط باشد، حس یک سکانس سینمایی را به مخاطب منتقل کند؟
برای شکل‌گیری یک تک‌فریم سینمایی، الزاماً نیازی به حضور بازیگر، دوربین یا عناصر شناخته‌شده سینما نیست. گاهی یک ترکیب‌بندی، نوع نورپردازی، انتخاب زاویه دید یا حتی لحظه ثبت تصویر می‌تواند احساس یک سکانس سینمایی را ایجاد کند.
در این نوع عکس، مخاطب احساس می‌کند وارد بخشی از یک داستان شده است؛ انگار پیش از این لحظه اتفاقی رخ داده و پس از آن نیز اتفاق دیگری در انتظار است.
در واقع، «تک‌فریم سینمایی» برای من بیشتر از آنکه به بازنمایی سینما مربوط باشد، به نوع نگاه سینمایی به جهان مربوط است؛ اینکه بتوانیم از یک لحظه مستقل، جهانی بزرگ‌تر را در ذهن مخاطب شکل دهیم.

۷. آیا هدف شما از برگزاری این نمایشگاه صرفاً گرامیداشت روز ملی سینماست یا می‌توان آن را تلاشی برای نزدیک‌تر کردن دو رسانه عکاسی و سینما نیز دانست؟
گرامیداشت روز ملی سینما نقطه آغاز این رویداد است، اما قطعاً هدف نمایشگاه به یک مناسبت تقویمی محدود نمی‌شود. به نظرم مناسبت‌ها زمانی ارزشمند هستند که بتوانند زمینه‌ای برای طرح یک دغدغه هنری جدی‌تر ایجاد کنند.
در این نمایشگاه تلاش شده میان عکاسی و سینما یک گفت‌وگوی بصری شکل بگیرد؛ گفت‌وگویی که در آن عکاسی صرفاً به‌عنوان ثبت سینما مطرح نباشد، بلکه ظرفیت‌های مستقل خودش را در مواجهه با مفاهیمی مانند قاب، نور، شخصیت و روایت نشان دهد.
در نهایت، سینما و عکاسی هر دو به ما یادآوری می‌کنند که دیدن یک امر ساده و خنثی نیست؛ هر تصویر حاصل انتخاب یک نگاه است.

۸. با توجه به تنوع بخش‌های نمایشگاه، مخاطب در مواجهه با مجموعه «نور، قاب و روایت» قرار است با چه تجربه‌ای روبه‌رو شود؟ دوست دارید چه چیزی پس از دیدن آثار در ذهن او باقی بماند؟
مهم‌ترین چیزی که برای من اهمیت دارد، ایجاد یک تجربه صرفاً دیداری نیست؛ بلکه می‌خواهم مخاطب بعد از مواجهه با آثار، کمی بیشتر درباره «دیدن» فکر کند.
تنوع بخش‌های نمایشگاه نیز برای همین در نظر گرفته شده است. مخاطب از یک سو با آثاری مواجه می‌شود که ارتباط مستقیم‌تری با سینما و تئاتر دارند و از سوی دیگر، با آثاری روبه‌رو می‌شود که از طریق نور، پرتره، روایت یا فضاسازی، ارتباطی غیرمستقیم با جهان سینما برقرار می‌کنند.
اگر مخاطب پس از خروج از نمایشگاه همچنان به یک تصویر فکر کند، درباره معنای آن سؤال داشته باشد یا حتی بخشی از آن را در ذهن خودش ادامه دهد، فکر می‌کنم نمایشگاه به هدف خود نزدیک شده است.

۹. به نظر شما در شرایط امروز، برگزاری نمایشگاه‌های گروهی چه نقشی در ایجاد ارتباط میان عکاسان و شکل‌گیری جریان‌های تازه در عکاسی دارد؟
نمایشگاه گروهی زمانی اهمیت پیدا می‌کند که صرفاً مجموعه‌ای از آثار کنار یکدیگر نباشد. قرار گرفتن نگاه‌های متفاوت در یک فضای مشترک می‌تواند امکان گفت‌وگو، مقایسه و حتی شکل‌گیری ایده‌های تازه را فراهم کند.
در شرایط امروز که بخش زیادی از مواجهه ما با عکس در فضای مجازی و در قالب تصاویر سریع و گذرا اتفاق می‌افتد، نمایشگاه می‌تواند فرصت متفاوتی برای مواجهه جدی‌تر با اثر فراهم کند؛ فرصتی که مخاطب بتواند در برابر یک تصویر مکث کند.
از طرف دیگر، برای عکاس نیز حضور در یک نمایشگاه گروهی تنها ارائه یک اثر نیست؛ بخشی از یک گفت‌وگوی بزرگ‌تر با دیگر هنرمندان و مخاطبان است.

به همین دلیل، معتقدم نمایشگاه‌های گروهی می‌توانند در ایجاد ارتباط میان هنرمندان و تقویت جریان‌های مستقل عکاسی نقش مؤثری داشته باشند.

۱۰. در پایان، چه چیزی این نمایشگاه را از یک نمایشگاه گروهی عکس معمولی متمایز می‌کند و چرا مخاطبان و عکاسان باید در این رویداد حضور داشته باشند؟
تلاش ما این بوده که «نور، قاب و روایت» صرفاً یک نمایشگاه مناسبتی نباشد. مناسبت روز ملی سینما نقطه شروع آن است، اما ساختار نمایشگاه بر مفاهیمی بنا شده که فراتر از یک مناسبت، با ذات تصویر و زبان عکاسی ارتباط دارند.
از طرف دیگر، تنوع موضوعی نمایشگاه این امکان را فراهم می‌کند که عکاسان با رویکردهای متفاوت، از عکاسی سینما و تئاتر گرفته تا روایت، نور و سایه، پرتره و تک‌فریم سینمایی، در یک فضای مشترک حضور پیدا کنند.
برای مخاطب نیز این نمایشگاه فرصتی است برای مواجهه با نگاه‌های متفاوت به تصویر؛ اینکه یک قاب چگونه می‌تواند با نور، سکوت، شخصیت، فضا و روایت، معنایی فراتر از آنچه در نگاه اول دیده می‌شود ایجاد کند.
در نهایت، امیدوارم «نور، قاب و روایت» بتواند بهانه‌ای باشد برای دیدن جهان از زاویه‌ای متفاوت.

ارسال یک پاسخ