روان شناسی به زبان امروزِ من

کودک لجباز یا کودکی که می‌خواهد شنیده شود؟

عصرآزادی آنلاین/ پریسا معین نمین – کارشناس ارشد مشاوره و راهنمایی – روانشناس کودک و نوجوان – مرکز مشاوره امروز من در تبریز

گاهی پشت یک «نه» ساده، حرف‌های زیادی پنهان است

گاهی یک «نه» گفتن ساده از طرف کودک، می‌تواند والدین را خسته و کلافه کند؛ «نمی‌خوام»، «خودم می‌دونم»، «انجام نمی‌دم!» و بعد ممکن است خیلی سریع کودک را «لجباز» خطاب کنیم.

اما شاید بد نباشد قبل از قضاوت، چند لحظه مکث کنیم و از خودمان بپرسیم: آیا کودک واقعاً لجبازی می‌کند یا تلاش دارد نیازی را بیان کند که هنوز مهارت بیان آن را ندارد؟

کودکان در سال‌های ابتدایی زندگی، هنوز در حال یادگیری مهارت‌هایی مانند کنترل هیجان، تحمل ناکامی، صبر کردن، حل مسئله و بیان خواسته‌های خود هستند. به همین دلیل، گاهی رفتاری که از نگاه بزرگسال «لجبازی» به نظر می‌رسد، می‌تواند واکنشی به خستگی، گرسنگی، تغییر شرایط، نیاز به توجه، نیاز به استقلال یا احساس نادیده گرفته شدن باشد.

کودکی که می‌گوید «نمی‌خوام برم»، شاید خسته است یا هنوز برای جدا شدن از محیطی که در آن خوشحال بوده آماده نیست.

کودکی که مدام می‌گوید «خودم انجام می‌دم»، ممکن است در حال تجربه و تمرین استقلال باشد.

و کودکی که با گریه، فریاد یا مخالفت شدید واکنش نشان می‌دهد، شاید هنوز نمی‌داند چگونه احساسات پیچیده خود را با کلمات بیان کند.

اما آیا باید هر خواسته‌ای را بپذیریم؟

قطعاً نه.

شنیدن کودک با تسلیم شدن در برابر کودک تفاوت دارد.

والد سالم قرار نیست همه خواسته‌های کودک را بپذیرد؛ بلکه باید بتواند هم‌زمان احساس کودک را ببیند و مرز مشخصی برای رفتار او تعیین کند.

برای مثال، به جای اینکه بگوییم:

«بس کن! چرا این‌قدر لجبازی می‌کنی؟»

می‌توانیم بگوییم:

«می‌فهمم دوست نداری الان لباس بپوشی، اما باید آماده بشیم. دوست داری اول شلوارت رو بپوشی یا لباست رو؟»

در اینجا احساس کودک پذیرفته شده، اما قانون تغییر نکرده است.

این نوع پاسخ به کودک یاد می‌دهد که احساساتش قابل قبول‌اند، اما هر رفتاری برای بیان آن احساس قابل قبول نیست.

چرا برچسب «لجباز» کمکی نمی‌کند؟

وقتی مرتب به کودک می‌گوییم «تو لجبازی»، به جای اینکه درباره یک رفتار مشخص صحبت کنیم، درباره شخصیت او قضاوت کرده‌ایم.

کودک ممکن است به‌تدریج این تصویر را درباره خودش شکل دهد که «من بچه لجبازی هستم»؛ در حالی که هدف ما باید این باشد که کودک یاد بگیرد رفتار خود را تغییر دهد، نه اینکه احساس کند خودش مشکل است.

بهتر است به جای برچسب زدن، رفتار را توصیف کنیم:

به جای: «تو خیلی لجبازی!»

بگوییم: «می‌بینم الان خیلی اصرار داری این کار رو انجام بدی، ولی این تصمیم رو نمی‌تونیم تغییر بدیم.»

این تغییر کوچک در کلمات، می‌تواند تفاوت بزرگی در رابطه والد و کودک ایجاد کند.

قبل از واکنش، یک قدم عقب‌تر برویم

گاهی بهترین کار این است که والد قبل از پاسخ دادن، از خودش چند سؤال بپرسد:

آیا کودک خسته یا گرسنه است؟
آیا اخیراً تغییر مهمی در زندگی او اتفاق افتاده؟
آیا بیش از حد از او انتظار داریم؟
آیا فرصت انتخاب و استقلال متناسب با سنش به او داده‌ایم؟
آیا رفتار او می‌تواند راهی برای جلب توجه یا بیان یک احساس باشد؟

البته اگر مخالفت و رفتارهای مقابله‌ای کودک شدید، مداوم و متناسب با سن او نباشد یا در خانه، مدرسه و روابط اجتماعی اختلال ایجاد کند، بهتر است موضوع توسط متخصص کودک بررسی شود. همیشه نباید هر رفتار دشواری را صرفاً به «لجبازی» نسبت داد.

پنج جمله‌ای که می‌توانیم جایگزین سرزنش کنیم

«می‌فهمم ناراحتی؛ بیا درباره‌اش حرف بزنیم.»

«می‌دونم دوست داری خودت انتخاب کنی؛ از بین این دو تا کدوم رو انتخاب می‌کنی؟»

«حق داری عصبانی باشی، اما اجازه نداریم به کسی آسیب بزنیم.»

«می‌بینم انجام دادن این کار برات سخته؛ بیا با هم راهش رو پیدا کنیم.»

«حرفت رو می‌شنوم، حتی اگر نتونم با خواسته‌ات موافقت کنم.»

کودک به والدینی نیاز دارد که هم گوش بدهند، هم مرز بگذارند

کودک نه به والدینی نیاز دارد که در برابر هر خواسته‌ای تسلیم شوند و نه به والدینی که هر مخالفتی را لجبازی بدانند.

او به بزرگسالی نیاز دارد که بتواند بگوید:

«احساست را می‌بینم، حرفت را می‌شنوم، اما همچنان مسئول حفظ این مرز هستم.»

شاید به جای اینکه همیشه بپرسیم:

«چطور لجبازی کودک را متوقف کنم؟»

بهتر باشد گاهی از خودمان بپرسیم:

«کودک من با این رفتار چه چیزی را می‌خواهد به من بگوید؟»

همین تغییر کوچک در نگاه والدین می‌تواند آغاز یک رابطه امن‌تر، آرام‌تر و آگاهانه‌تر با کودک باشد.

ارسال یک پاسخ