به گزارش عصرآزادی آنلاین – بارگاه شمس تبریزی پس از دو دهه وقفه در خوی در حالی گشایش یافت تا میعادگاه عارفان و ادبا از سراسر جهان به خصوص یاران شمس و مولانا از ایران و قونیه شود.
به گزارش خبرنگار ایرنا، شمس ادیب و عارفی بود که اندیشههایش همچون پرتوهای خورشید بر جان مولانا نشست تا جایی که او از تدریس و منبر فاصله گرفت و به سماع و شاعری روی آورد. مولانا تا پیش از دیدار با شمس تبریزی، از عالمان و فقیهان بود و علوم دینی را در چهار مدرسه معتبر تدریس میکرد.
این ادیب و عارف مسلک به مولانا آموزش میداد که سکوت کند، چون سکوت یکی از مراحل اصلی عرفان است.
تغییر رفتار، نحوه زندگی و دنبالهروی مولانا از شمس تبریزی باعث شد تا همه شگفتزده شوند. اطرافیان، بزرگان و حتی نزدیکان مولانا دیگر نمیتوانستند او را درک کنند. کارهایی که او در کنار شمس انجام میداد مانند رقص سماع و نزدیکی به خداوند از طریق موسیقی و رقصهای دیگر، باعث شد تا افرادی که او را میشناختند، علیه او برخیزند. شمس که فضا را نامناسب دید بعد از ۱۶ ماه بیخبر قونیه را ترک کرد.
حالا پس از گذشت هشت قرن از عروج شمس و پس دو دهه وقفه بارگاه وی روز ۱۵ مهر سال جاری در خوی گشایش یافت تا میعادگاهی برای پیوند یاران این دو عارف بزرگ از ایران و قونیه شود.
شمس تبریزی در تاریخ عرفان ایران چهرهای استثنایی است، عارفی که نامش بیش از هر چیز با تحول فکری و روحی مولانا جلالالدین محمد بلخی گره خورده است.
دیدار شمس و مولانا در قونیه یکی از مهمترین روایتهای تاریخ عرفان و ادبیات فارسی را رقم زد. اما اهمیت شمس تنها در نسبت او با مولانا خلاصه نمیشود شمس صدای پرسش، شور، جست و جو و عبور از عادتهای فکری بود. شاید به همین دلیل است که قرنها پس از او ادیبان، فیلسوفان و علاقهمندان عرفان درباره این عارف و اندیشههایش مینویسند.
حالا که اقبال به مردمان شهر خوی روی کرده و این عارف و ادیب بزرگ، این شهر را برای خانه ابدی خود برگزیده است باید این مقصد را به عنوان خواستگاه شمس و دروازه فرهنگی ایران به جهانیان معرفی کرد. باید همه بدانند ایران خاستگاه عارف و ادیبی است که توانست جهان فکری مولانا را دگرگون کند و او را از تدریس و منبر به قلههای ادبیات و عرفان فارسی برساند.
شمس را نمیتوان در سایه این قله دید، گاهی برای شناخت یک قله باید به سرچشمه بازگشت که مسیر آن را تغییر داده است.
خوی، شهر شمس؛ فرهنگ، تاریخ و دروازهای به سوی یک ایران فرهنگی است. جهانیان باید بدانند میان نام شمس که با ایران و قونیه که با نام مولانا گره خورده است قرنها ادبیات، عرفان، شعر و اندیشه جریان دارد. سرمایه فرهنگی بینظیر که برای تبدیل شدن به سرمایه اجتماعی و اقتصادی باید برای آن برنامهریزی شود.
معماری بارگاه شمس
برای طراحی بارگاه شمس سه مولفه خرد معماری ایرانی، هندسه و طبیعت در نظر گرفته شده است. همچنین برای فضای مرکزی یادمان فرمی عمودی و شاخص در نظر گرفته شده که در نقطه اوج خود با نور خورشید ارتباط پیدا میکند.
در طرح اولیه این بارگاه این ایده مطرح شد که در راس فرم مرکزی، یک آینه ردیاب خورشیدی قرار گیرد تا پرتو نور را به سوی سنگ یادمانی شمس در فضای نیایش هدایت کند. این ایده نشان میدهد که نور چگونه میتواند از یک عنصر طبیعی به بخشی از روایت معماری تبدیل شود، در این پروژه نیز تلاش شد نور در کنار سایه، کیفیت فضایی و معنایی متفاوتی ایجاد کند.
در این طرح بارگاه تنها به عنوان یک فضای یادمانی دیده نشده و فضاهایی مانند نمایشگاه، سالن سخنرانی، کتابخانه پژوهشی، فضاهای مطالعه و محل اقامت پژوهشگران در کنار فضای اصلی پیشبینی شده است تا مجموعه بتواند حیات فرهنگی و پژوهشی داشته باشد.
عملیات اجرایی ساخت بارگاه شمس تبریزی بعد از دو دهه وقفه با اعتبار ۲۵۰ میلیارد تومان ساخته و شامگاه چهارشنبه ۱۵ مهر در شهر خوی توسط سیدرضا صالحی امیری وزیر میراث فرهنگی، گردشگری و صنایع دستی رونمایی شد.
در مجموع پروژه بارگاه شمس تبریزی در هفت هزار مترمربع ساخته شده که سه هزار و ۵۰۰ متر آن ساخت ابنیه و محوطهسازی است.
خوی ظرفیتی برای توسعه گردشگری
خوی با برخورداری از ظرفیتهای تاریخی، فرهنگی و مذهبی و همچنین پیوند با نام و میراث معنوی شمس تبریزی، از ظرفیت قابل توجهی برای توسعه گردشگری فرهنگی برخوردار است.
در این چارچوب، افزایش ظرفیت اقامتی شهر، حمل و نقل و ایجاد فرودگاه میتواند یکی از پیشنیازهای تبدیل ظرفیتهای میراثی به جریان پایدار گردشگری باشد.
منبع/ایرنا
