روایتِ «بوداق»؛ پل ارتباطی میان اساطیر کهن و دنیای کودکان

عصرآزادی آنلاین/ مریم خدابخش

گفت‌وگوی پیش رو، بازتابی است از دنیای درونی، دغدغه‌های هنری و نگاه انسانیِ لیلی کاظم‌زاده؛ کارگردان خوش‌ذوق تئاتر تبریز درباره‌ نمایش ماندگار «بوداق»؛ اثری که ریشه در اساطیر بومی دارد و با زبانی شاعرانه، از کودکانِ نادیده‌گرفته‌شده، اصالت زبان مادری و رسالت هنر سخن می‌گوید.

پشت ویترینِ هر اثر، بخشی از زیستِ نویسنده پنهان است

۱. از بُعد هویت اثر و نگاه هنری؛ تمرکز بر تئاتر بوداق، با این نامِ لطیف، چه پیامی را در دل خود جای داده است؟ انتخاب این عنوان و روایت آن در زبان ترکی چه جایگاهی در فرهنگ هنری تبریز دارد؟

هر اثر هنری، حاصل لایه‌های پنهانی از تفکر و زیست نویسنده و کارگردان آن است. وقتی با استاد رمضانی؛ نویسنده‌ نمایشنامه درباره‌ ایده و انگیزه‌ شکل‌گیری «بوداق» صحبت می‌کردم، ایشان ابتدا با تعجب و سپس با شعف فراوانی روبه‌رو شد؛ چرا که تا آن روز هیچ‌کس این سؤال ریشه‌ای را از او نپرسیبده بود. او از من خواست برداشت خودم را بگویم.

بوداق؛ تمثیلی از یک جنین نارس و رگی در حال حرکت در کائنات

«بوداق» در نگاه نخست به معنای شاخه است؛ نه یک گل جداافتاده یا درخت مستقل، بلکه بخشی از پیکره‌ کائنات و رگی کوچک در حال حرکت که نقش حیاتی خود را ایفا می‌کند. در نگاه من، «بوداق» تمثیلی از یک نوزاد نارس یا کودکی دارای معلولیت‌های جسمی و حرکتی است که جامعه او را پس می‌زند، حق حیات به او نمی‌دهد و با نگاهی توأم با ترحم یا خشم به او می‌نگرد.

چرا ترکی؟ زادگاهِ واژه‌ها و اصالتِ احساس در صحنه

انتخاب زبان ترکی نیز برای این نمایش، یک انتخاب فرمی ساده نبود. اگرچه آثار فارسی ارزش‌مندی وجود دارد. اما استفاده از زبان مادریِ بازیگران کمک کرد تا آن‌ها عمیق‌تر با نقش‌های‌شان ارتباط برقرار کنند. بازیگرانی که شاید در ابتدا با واژه‌هایی چون «باراما»، «اومای»، «کپنک» و «هله‌لیک» ناآشنا بودند، به مرور چنان با این کلمات مأنوس شدند که جان تازه‌ای به متن بخشیدند.

دنیای بکر کودکان؛ چالش‌ها، صمیمیت و صداقت در کار گروهی

۲. کار با بازیگران نونهال و نوجوان، چالش‌های فنی و در عین حال لذت‌های هنری خاص خود را دارد. مدیریتِ این انرژیِ خام و تبدیل آن به یک اثر منسجم، چگونه در این اجرا تجربه شده است؟

کار کردن با کودکان و نوجوانان، دنیایی از چالش و در عین حال زیبایی است. روحِ پاک، صمیمیتِ بی‌حد و مرز و صداقتِ این بازیگران خردسال، هر سختی‌ای را در تمرین‌ها هموار می‌سازد. آن‌ها شاید در مدیریتِ هیجان‌ها نیاز به راهنمایی داشته باشند. اما روی صحنه، خالص‌ترین بازتابِ انسانیِ نقش را به نمایش می‌گذارند و با انرژیِ ناب و بی‌ریای خود به متن، زندگی می‌بخشند.

دراماتورژی بومی و پل زدن میان موسیقی کلاسیک و دنیای مدرن

۳. در اجرای «بوداق»، سعی شده است تا چه حد از اصالت فرهنگ و زبان محلی در طراحی صحنه، لباس و اجرا استفاده شود تا با مخاطب بومی ارتباط عمیق برقرار کند؟

در این نمایش، دراماتورژی کاملاً بر اساس ریشه‌های آذربایجانی انجام شده است؛ به گونه‌ای که واژه‌های فراموش‌شده‌ ترکی احیا می‌شود و حتی بازیگرانی که زبان مادری‌شان ترکی نیست و نقش پریان و کلاغ‌ها را ایفا می‌کنند، شیفته‌ این واژه‌ها شده‌اند و از آن‌ها استفاده می‌کنند. در بخش موسیقی نیز تلفیقی از موسیقی کلاسیک و بومی انتخاب شده است تا از فضای دل‌مرده جلوگیری شود و در عین حفظ اصالت زبانی؛ اثر، پویاییِ دنیای مدرن را نیز حفظ کند.

چشم‌پوشی از حاشیه‌ها و قدردانی از کوچک‌ترین حمایت‌ها برای رسیدن به هدف

۴. از بُعد چالش‌ها و عدالت هنری و تمرکز بر عدم حمایت‌ها و هزینه‌ها؛ با توجه به این‌که این اثر با تکیه‌بر تلاش‌های شخصی شما و حتی حمایت‌های مالی و معنوی خود شما و والدین بازیگران به مرحله اجرا رسیده، چه احساسی نسبت به این وضعیت «هنرِ خودگردان» (Self-funded) دارید؟

نبودِ حامی مالی (اسپانسر) به دلیل نو بودنِ ساختار کار، یکی از بزرگ‌ترین چالش‌های ما بود. اما با این حال، تصمیم گرفتم هرگز هزینه‌ای را به دوش خانواده‌های بازیگران برای لباس و دکور تحمیل نکنم. من ترجیح دادم تمام انرژی‌ام را روی کیفیت کار متمرکز کنم و با نادیده گرفتن موانع و افراد غیرحامی، سپاسگزار تک‌تک کسانی باشم که صمیمانه در کنارمان ایستادند؛ از جمله حمایت‌های معنوی فرهنگ‌سرای شهید نومی گلزار و شهرداری منطقه‌۵ تبریز.

۵. آیا فکر می‌کنید نبود حمایت‌های دولتی یا نهادهای فرهنگی از گروه‌های تئاتری که با بازیگران جوان کار می‌کنند، می‌تواند باعث از بین رفتن نسل بعدی هنرمندان شود؟

قطع یقین، همین‌طور است. وقتی نهادهای مسؤول از هنرِ اصیل و مستقل حمایت نکنند، بار سنگینِ هزینه‌ها به دوش هنرمندان مستقل می‌افتد. این امر می‌تواند بسیاری از استعدادهای ناب را پیش از شکوفایی خاموش کند، یا هنر را به سمت کالایی شدن و دور شدن از رسالت واقعی‌اش سوق دهد. هنر نیازمند بستر امن حمایتی است تا بتواند نسل آینده‌ هنرمندان را به درستی پرورش دهد.

رورانسِ شوق؛ وقتی عشق و همراهی والدین، پشتوانه‌ صحنه می‌شود

۶. وقتی می‌بینیم والدین بازیگران با یک اقدام تحسین‌برانگیز برای تداوم یک کار و حرکت هنری با ارزش، جهت جبران بخشی از هزینه‌ها، خودشان حاضر به خرید بلیت می‌شوند، این موضوع را چگونه از نظر اخلاق هنری و مسؤولیت جامعه در قبال هنر تحلیل می‌کنید؟

مهم‌ترین حامیان ما، پدران و مادرانی بودند که با خرید بلیت، عملاً از هنر فرزندان‌شان حمایت می‌کنند. این حرکت فرهنگیِ والدین، به کودکان می‌آموزد که هنر نیازمند ارزش‌گذاری و حمایت مردمی است. رورانسِ پایان نمایش، لحظه‌ اوجِ پیوند میان شوقِ کودکان روی صحنه و لبخندِ افتخارِ والدین در سالن می‌شود؛ این نشان می‌دهد که جامعه و خانواده‌ها اگر اهمیت هنر را درک کنند، بزرگ‌ترین پشتوانه‌ آن خواهند بود.

۷. از بُعد استعداد، آینده و تمرکز بر بازیگران جوان، در طول تمرینات، چه ویژگی‌هایی در این دختران و پسران نونهال و نوجوان دیده‌اید که شما را متقاعد کرده که آن‌ها پتانسیل تبدیل شدن به ستون‌های آینده تئاتر ایران را دارند؟

پتانسیلِ بالای یادگیری، گوش‌به‌فرمان بودن در عین داشتنِ خلاقیتِ فردی و صداقت بی‌نظیری که در اجرای نقش‌ها دارند، از ویژگی‌های بارز آن‌هاست. معتقدم انسان‌ها به‌صورت ذاتی استعدادهایی دارند که در بستر مناسب شکوفا می‌شوند؛ این کودکان نیز نشان داده‌اند که با راهنمایی درست و تمرین مستمر، درک عمیقی از مفاهیم انسانی و نمایشی پیدا می‌کنند که نویدبخش آینده‌ای درخشان در تئاتر است.

هنر؛ پناه‌گاهِ آزادی، نظم و عدالت فرهنگی در برابر اقتصادِ هنر

۸. این گروه تئاتر، فراتر از یک نمایش، چه نقش تربیتی و اجتماعی را در زندگی این جوانان ایفا می‌کند؟

هنر؛ فراتر از یک سرگرمی است و پناه‌گاهی برای پالایش روح، آموزش نظم درونی در کنار آزادیِ بیان، و تمرینِ کار گروهی است. این نمایش به بچه‌ها می‌آموزد که چگونه مسؤولیت‌پذیر باشند و به یک‌دیگر احترام بگذارند، هیجان‌های خود را مهار کنند و با اعتمادبه‌نفس در جمع ظاهر شوند؛ دستاوردهایی که فراتر از صحنه‌ تئاتر بوده و در تمامی ابعاد زندگی فردی و اجتماعی‌شان تاثیرگذار است.

۹. از بُعد پیام نهایی و دعوت به اقدام (Call to Action) اگر بخواهید از زبان خودتان و از زبان این بازیگران خردسال، پیامی برای مسؤولان فرهنگی و هم‌چنین برای مردم و دوستداران تئاتر در تبریز بگویید، آن پیام چیست؟

پیام ما این است که به کودکانِ این سرزمین و به زبان و فرهنگِ بومی‌شان اعتماد کنید. تئاتر کودک و نوجوان نیازمند نگاه حمایتیِ عمیق‌تر و دورتراز کاغذبازی‌های اداری است. از مردم عزیز تبریز نیز می‌خواهیم که به تماشای آثار مستقل و بومی بنشینند؛ چرا که حضورِ گرم تماشاگر، اکسیژنِ حیات‌بخشِ روی صحنه است.

۱۰. تماشای این نمایش در فرهنگ‌سرای نومی گلزار، چگونه می‌تواند گامی در جهت حمایت عملی از این تلاشِ پراستقامت باشد؟

حضور در سالن اجرا، خرید بلیت و نشستن روی صندلی‌های تماشاگران، بزرگ‌ترین و عینی‌ترین حمایت از این گروه پرانرژی است. وقتی سالن پر از تماشاگر باشد، خستگیِ ماه‌ها تمرین سخت از تن کارگردان، عوامل و کودکانِ بازیگر بیرون می‌رود و به آن‌ها انگیزه می‌دهد تا با امید بیش‌تری به مسیر هنری خود ادامه دهند.

ارسال یک پاسخ