"عصرآزادی‌آنلاین" مزایای تقویت دیپلماسی توسط دولت چهاردهم در دوران حساس فعلی کشور را بررسی می‌کند؛

مذاکره تعطیلی ندارد

عصرآزادی‌آنلاین/ شهرام صادق زاده

معمولاً هر جنگ‌ با شلیک نخستین گلوله آغاز می‌شود اما پایان آن همیشه با آخرین شلیک رقم نمی‌خورد بلکه گاهی ارتش‌ها در میدان نبرد به نقطه‌ای می‌رسند که ادامه جنگ هزینه‌ای بیش از دستاوردهای احتمالی آن دارد؛ گاهی موازنه قوا تغییر می‌کند و طرفین می‌خواهند درباره شرایط توقف درگیری یا پایان تخاصم گفتگو کنند و گاهی نیز سال‌ها پس از فروکش کردن آتش جنگ، مذاکرات همچنان ادامه می‌یابد تا اختلاف‌هایی حل‌نشده تعیین تکلیف شود به همین دلیل، در تاریخ روابط بین‌الملل، میان پیروزی نظامی، آتش‌بس و توافق صلح تفاوت وجود دارد؛ سه مفهومی که ممکن است در یک روز محقق نشوند و حتی فاصله میان آنها به اندازه چندین سال باشد!
امروزه توان نظامی کشور برای دشمنان نیز آشکار شده و دریافته‌اند که برای مصون ماندن از خسارت های ناشی از جنگیدن، بهتر است سر میز مذاکره، امتیاز بدهند و امتیاز بگیرند اما به زعم کارشناسان سیاسی، کسانی که به طور مطلق، مذاکره را نفی می کنند در واقع در حال نفی اثر مثبت قدرت نظامی ایران در عرصه دیپلماسی ملی هستند، مگر این که به قدرت نظامی کشور باور نداشته باشند که در آن صورت باید با شک بیشتری به اینان، پرسید پس چرا جنگ را تجویز می کنید؟! بنابراین، نفی کنندگان دیپلماسی، یا متوجه قضیه نیستند یا می خواهند که ایران را از این ابزار متعارف محروم کنند؛ همان طور که نفی کنندگان قدرت نظامی نیز دقیقاً همین گونه هستند…

◾️وقتی جنگ آغاز شد یا تداوم یافت دیپلماسی پایان نمی‌یابد

دیپلماسی به عنوان یکی از ارکان امنیت ملی، هم قبل از جنگ، هم در زمان جنگ و هم پس از جنگ، مأموریت دارد منافع ملی را حفظ کند، اساساً یکی از اهداف مهم دیپلماسی، حفظ منافع ملی در سه حوزه امنیت، توسعه و ارزش‌هاست لذا در این سه محور، دیپلماسی وظیفه ذاتی دارد که هم قبل از جنگ، هم در زمان جنگ و هم پس از جنگ، تلاش‌های خود را برای حفظ منافع ملی انجام دهد.
پس از جنگ، دیپلماسی ادامه می‌یابد تا دستاوردهای حاصل را تثبیت، نهادینه و تحکیم کند. این وظیفه دیپلماسی پس از جنگ است بنابراین، دیپلماسی در هر سه مرحله پیش از جنگ، هنگام جنگ و پس از جنگ، وظایف مهمی بر عهده دارد تا منافع ملی حفظ شود، به بیان بهتر، قبل از جنگ، دیپلماسی باید با برقراری ارتباط، ارائه طرح‌های نوین، ترسیم نقشه راه و اثرگذاری بر روح و روان، مغز، قلب، اعمال، رفتار و ادراک طرف مقابل و سایر بازیگران بین‌المللی، تلاش کند از وقوع جنگ جلوگیری شود.
مأموریت دیپلماسی پیش از جنگ، جلوگیری از آغاز جنگ است اما وقتی جنگ آغاز شد، دیپلماسی پایان نمی‌یابد بلکه هنر آن تازه در زمان جنگ آشکار می‌شود بنابراین دیپلماسی در زمان جنگ وظیفه دارد جنگ را به گونه‌ای مدیریت کند که با کمترین هزینه، دستاوردهای میدان را به دستاوردهای قابل بهره‌برداری در عرصه منافع ملی تبدیل کند.
اردشیر پشنگ – پژوهشگر ارشد مسائل خاورمیانه – معتقد است هرچند توافق هسته‌ای با ایالات‌متحده از منظر فنی نکاتی دارد که طبیعتاً به‌واسطه حساسیت موضوع، تحقق آن دشوار است اما به‌نظر می‌رسد نفع عمومی این است که طرفین برای نزدیک کردن دیدگاه‌ها تلاش کرده و از این فضای رادیکال دو قطبی عبور کنند، در نتیجه تلاش برای رسیدن به یک راهکار دیپلماتیک جهت یافتن یک فرمول برای پرونده هسته‌ای بهترین فاکتور جهت کاهش اقدامات نظامی علیه ایران است زیرا رژیم اسرائیل مایل است با به شکست کشیده‌شدن مذاکرات، ایالات‌متحده را نیز علیه ایران وارد عمل کند، به‌خصوص اینکه طرف مقابل در راستای تهدیدات گذشته و قطعنامه اخیر شورای حکام، نوعی مشروعیت‌سازی را نیز جهت اقدام نظامی علیه ایران در دستور کار دارد، بنابراین در شرایط فعلی عقلانیت حکم می‌کند برخلاف مخالفان دیپلماسی حرکت کرد تا مسیر مذاکرات و گفت‌و‌گوها باز بمانند تا امکان توافق برد – برد نیز همچنان در آینده پابرجا باشد.

◾️آتش‌بس بدون حل اختلافات اساسی ممکن است موقت بماند

مرور تجربه‌های تاریخی نشان می‌دهد که میان پیروزی نظامی و پایان پایدار جنگ، فاصله‌ای وجود دارد که معمولاً بدون تصمیم‌های سیاسی و توافق‌های دیپلماتیک پر نمی‌شود زیرا ممکن است یک طرف در میدان نبرد دست بالا را پیدا کند، نیروهای طرف مقابل را عقب براند یا حتی او را به تسلیم وادار کند؛ اما اینکه مرزها کجا تثبیت شوند، اسیران چه سرنوشتی پیدا کنند، تضمین‌های امنیتی چگونه شکل بگیرند و اختلافات باقی‌مانده از چه مسیری پیگیری شوند، پرسش‌هایی هستند که پاسخ آنها را نمی‌توان صرفاً با قدرت آتش تعیین کرد.
جنگ جهانی دوم به عنوان بزرگ‌ترین جنگ دوران معاصر نیز، در نهایت با دیپلماسی پایان یافت؛ البته دیپلماسی‌ که بر پایه دستاوردهای بزرگ نظامی متفقین علیه آلمان شکل گرفت. اگرچه آلمان شکست خورد، اما دیپلماسی توانست بیشترین بهره را از این پیروزی نظامی ببرد؛ به گونه‌ای که سازمان ملل متحد شکل گرفت و کشورهای فاتح، با طراحی ترتیبات جدید، منافع خود را دنبال کردند. بنابراین، دیپلماسی در هر مرحله و هر حوزه‌ای وظایف مشخصی دارد؛ از دستاوردهای نظامی در زمان جنگ بهره‌برداری می‌کند، نهادسازی و جریان‌سازی انجام می‌دهد و در نهایت، منافع ملی را حفظ و تثبیت می‌کند.
موارد مرور شده یک پیام روشن دارد؛ عملیات نظامی الزاماً به معنای پایان منازعه نیست کمااینکه در برخی موارد، مانند جنگ ایران و عراق، آتش‌بس با پذیرش قطعنامه‌ای بین‌المللی امکان‌پذیر شد؛ در مواردی دیگر، مانند صلح مصر و اسراییل، مذاکرات به توافقی گسترده‌تر و برقراری روابط رسمی انجامید. در نمونه اکوادور و پرو نیز گفتگوهای سیاسی توانست اختلاف مرزی دیرپایی را که به درگیری نظامی منجر شده بود، وارد مسیر حل‌وفصل کند.
از این منظر، مذاکره را نباید نقطه مقابل قدرت نظامی به معنی عقب‌نشینی دانست زیرا قدرت می‌تواند موقعیت طرف‌ها را در میز مذاکره تغییر و هزینه ادامه جنگ را افزایش دهد؛ مذاکره نیز می‌تواند دستاوردهای حاصل‌شده را در قالب توافق، تعهد و سازوکار اجرایی تثبیت کند. البته هیچ تضمینی وجود ندارد که هر مذاکره‌ای به صلحی پایدار برسد؛ همان‌طور که آتش‌بس بدون حل اختلافات اساسی ممکن است موقت بماند.
تاریخ نگار و کارشناس ارشد روابط بین الملل با اشاره به اینکه راه دیپلماسی علیرغم اینکه بسته است، قفل نیست گفت: با توجه به وضعیت و موقعیتی که قرار داریم، ایران تاکنون بد عمل نکرده است اما اینکه ایران می خواهد فقط مذاکرات روی تنگه باشد ولاغیر، به نظرم این یک خواسته بسیار مهم و احتمالاً دست نیافتنی است، یعنی آمریکایی‌ها به احتمال بیشتر زیر بار این موضوع نمی‌روند، نه به خاطر اینکه علاقه ندارند بلکه شاید علاقه هم داشته باشند اما موضوع این است که ترامپ از لحاظ حیثیتی لطمه خواهد خورد به این خاطر بعید می‌دانم مگر اینکه این گفتگوها به سمت گفتگو با شخص ترامپ برود که آن می‌تواند عاملی باشد که خیلی از معادلات را تحت تاثیر قرار می‌دهد.
مجید تفرشی با اشاره به اینکه تنگه هرمز از معدود عناصری است که وضع حقارت بار ترامپ را در تجمیع قدرت های غربی علیه ایران به نمایش گذاشت و سبب شد کشورهای متحد امریکا و غرب او را تحریم کنند و پاسخ منفی بدهند افزود: اما این نکته وجود دارد که طولانی شدن بستن تنگه باعث می شود که تبعات آن دنیای غرب را علیه کشورمان متحد کند که ایران باید مواظب این خطر بالقوه باشد.
بدین ترتیب، جنگ ممکن است در میدان نبرد متوقف شود اما توقف درگیری و بازگشت به وضعیت قبل از جنگ – نه لزوماً دستیابی به صلح با طرف جنگ – بلکه در بسیاری از موارد به توافق سیاسی نیاز دارد؛ همان نقطه‌ای که بحث درباره مذاکره را از یک ابزار دیپلماتیک به مسئله‌ای راهبردی در پایان جنگ تبدیل می‌کند و مردم را به این ذهنیت سوق می‌دهد که مذاکره از طریق تقویت دیپلماسی بهترین گزینه ممکن است.

ارسال یک پاسخ