عصرآزادی آنلاین/ دکتر قدیر گلکاریان، مدرس روابط بین الملل Near East University
سفر دکتر پزشکیان، رئیس جمهور ایران به عراق به عنوان نخستین سفر خارجی وی بازتاب و معانی زیادی دارد. همان طور که در میان سایر کشورها نیز شاهد هستیم، غالباً رؤسای جمهور تازه انتخاب شده در کشورها، نخستین سفرشان را به مهم ترین و نزدیک ترین متحد خود محقق می سازند. سفر رؤسای جمهور ایالات متحده به بریتانیا، سفر رئیس جمهور ترکیه به قبرس شمالی و یا جمهوری آذربایجان و بالعکس و نمونه هایی از این قبیل، وجود عینی دارند. از این رو، سفر هشتمین رئیس جمهور ایران بعد از انتخاب شدن به عراق پیام های ویژه ای برای جامعه سیاسی بین المللی دارد.
البته باید گفته شود که رابطه ایران و حوزه بین النهرین که حالا به نام عراق شناخته می شود، دارای قدمت تاریخی است و به قرن ها قبل برمی گردد و نمی توان آن را محدود به جمهوری اسلامی ایران کرد. با مروری در صفحات تاریخی شاهد هستیم که ساسانیان اولین پایتخت خود را در بین النهرین یعنی تیسفون در فاصله 30 کیلومتری بغداد امروزی تأسیس کردند. به عبارت دیگر، از آن زمان به بعد بین النهرین منطقه فعالیت ژئوپلیتیک ساسانیان برشمرده می شده است. حالا نیز سفر سه روزه دکتر مسعود پزشکیان به عراق را باید ریشه در روابط تاریخی دانست.
البته پردازش به این مباحث خارج از حوصله و محدودیت این یادداشت است. ولی آنچه مسلم است اینکه، رابطه میان ایران و عراق چنان قوی و دارای پشتوانه های تاریخی- اجتماعی- سیاسی است که نمی توان از کنار آن به راحتی عبور کرد. با نگاهی به روندی که از دوران گذشته تا به امروز میان ایران و عراق وجود دارد، در می یابیم که علی رغم تنش های پیش آمده در دوران صدام حسین (چه در زمان محمد رضا شاه پهلوی و چه در زمان جمهوری اسلامی ایران)، دولت های ایران به هیچ وجه عراق را دشمن و یا کشوری جدا از مام میهن ندانسته و همیشه آنجا را از نظر مذهبی، فرهنگی، اجتماعی و حتی سیاسی جزو لاینفک سیاست های خارجی خود دانسته اند. به عبارتی روشن تر، عراق برای ایران همیشه میراث دوران گذشته تاریخی است و هم اینک نیز به عنوان قلمرو بین النهرین قدیمی با اهمیت نوین خود است.
یادمان است زمانی که صدام حسین در اوت 1990 به کویت حمله کرد، همه کشورهای عربی حوزه خلیج فارس که از آغاز جنگ تحمیلی به سال 1980 با صدام هم پیمان بودند و از وی حمایت می کردند، به یکباره با وی از در خصومت بر آمدند. بدین ترتیب صدام حسین همه متحدان خود را از دست داد. در کنار این بزرگترین حامی صدام که عربستان سعودی و ایالات مدحده بودند، آنها نیز به صدام پشت کردند. این تحولات باعث شد که دریچه بزرگی به روی همه احزاب شیعه و کردی که مخالف صدام حسین بودند، باز شود. این در حالی اتفاق افتاد که همه احزاب یاد شده مورد حمایت جمهوری اسلامی ایران بودند. همین روند، زمینه گشایش درهای تأثیر گذاری ایران بر نظام سیاسی عراق را فراهم ساخت و احزاب شیعه و کرد نیز به طور غیرمستقیم بر نقش جمهوری اسلامی در عراق پس از صدام افزودند. به طوری که به اعتراف تحلیل گران سیاسی در عراق، هیچ حزب شیعه و کردی نمی تواند بدون مشورت با ایران با کشورهای اروپایی یا ایالات متحده ارتباط مستقیم برقرار کند.
شانس ایران برای بازگشت قوی به جغرافیای تاریخی بین النهرین از سال 2003 آغاز شد. در آن سال ایالات متحده برای سرنگونی صدام حسین به عراق حمله کرد و حتی کشورهایی مانند ترکیه، مصر و شیخ نشین های حوزه خلیج فارس به عنوان دوستان تاریخی واشنگتن، تصمیم گرفتند پس از صدام حسین راه استراتژی جدایی از عراق را دنبال کنند. این استراتژی جدید نه تنها شروع به ایجاد مشکلات مهم در روند مناسبات با دولت های بعد از صدام حسین کرد، بلکه تا به امروز همین کشورها در ایجاد ارتباط صمیمی و قاطع با سیستم جدید عراق نیز دچار چالش های جدی هستند.
دولت جورج دبلیو بوش، برای بازسازی عراق بعد از صدام و بازگرداندن ثبات و امنیت به عراق تصمیم گرفت که با تفکر خونسردانه و پراگماتیک با ایران به تعامل برسد. هر چند در آن زمان هم ایران در زمره سه کشور شرور از نگاه ایالات متحده بر شمرده می شد. تا به امروز نیز دولت های ایالات متحده همیشه با ایران سر خصومت داشته و با وجود زدن چنین برچسب هایی باز در مقاطعی از تاریخ سیاسی درمانده و مستأصل دست همکاری به سوی ایران دراز می کنند که این هم برخاسته از درایت سیاست های استراتژیکی ایران می باشد.
زمانی که ایالات متحده در کنترل تمامی عراق – آن طور که برنامه ریزی کرده بود- ناکارآمد شد، رئیس جمهور وقت آن کشور در دسامبر 2011 اعلام کرد که سربازان آمریکایی از عراق عقب نشینی می کنند. همین فرصت در نوع خود توانست ایران را برای پر کردن خلاء ایجاد شده در عراق ترغیب کند. از سال 2011، هیچ قدرتی در نظام بینالملل، از جمله کشورهای شرقی هم نتوانسته اند به عنوان وزنه ای مهم در سیاست عراق جلوه کنند و بتوانند ایران را مجاب به عقبنشینی کرده و هژمونی خود در عراق را پایدار سازند. علاوه بر این، زمانی که داعش در ژوئن 2014 بخش های عمده از خاک سوریه و عراق را تحت تسلط خود قرار داد و “خلافت اسلامی عراق و شام” را اعلام کرد، – با وجود اینکه به اظهار هیلاری کلینتون، داعش ساخته و پرداخته آمریکا برای مقابله با ایران و ایجاد شرایط اسلام هراسی بود.– جامعه جهانی به دلیل گستاخی ها و جنایات غیر قابل باور داعشی ها شروع به برخورد با تروریست های داعش کرد. در این میان جمهوری اسلامی ایران برای دور ساختن خطرات قابل درک از مرزهای خود، اقدام به حمایت از دولت های سوریه و عراق نموده و به جدیت در کنترل نفوذ داعشی ها آستین ها را بالا زد. در این حقانیت سیاسی با درک شرایط بین المللی، بار دیگر جمهوری اسلامی ایران به عنوان یک شریک کلیدی از سوی ائتلاف بینالمللی علیه داعش جلب توجه نمود و همکاری های غیر مستقیم کشورهای غربی با ایران در دفع شرارتهای داعشی ها آغاز شد. اگر اغراق نشود باید گفت که حتی توافق 1+5 در رابطه با بحران هسته ای نیز در ژوئیه 2015 در وین حاصل همین نگرش مثبت بود.
خلاصه کلام اینکه، سفر دکتر پزشکیان به سرزمین هایی که رابطه اش با ایران دارای قدمت تاریخی تقریباً 1800 ساله است، باید از تصور همبستگی تاریخی- سیاسی- فرهنگی و دینی ارزیابی کرد. این تصور، می تواند ما را به این حقیقت برساند که تصویر عراق شبیه هیچ کشور دیگری در جهان نیست. ایران در طول سال های گذشته عراق را بخشی از ژئوپلیتیک خود میداند و با آن رفتار روشن بینانه ای دارد. عراق برای ایران همیشه جزئی جدایی ناپذیر از سرزمین های تاریخی است که در طول تاریخ تحت سلطه قدرت های وقت بوده اند. البته تصور نشود که ایران چشم طمع به سرزمین های عراق دارد و یا آن را استانی از استان های خود می شمارد. منظور این است که عراق در نگاه سیاسی ایران جزیی از پیکر تاریخ سیاسی ایران است. چرا که وقتی تشیع امامیه رسماً در ایران به مذهب دولتی تبدیل شد، داستان ایران نسبت به عراق بعد مذهبی هم به خود گرفت و اماکن مقدس عراق، از جمله نجف و کربلا، بخشی از فرهنگ مذهبی ایران شدند. اهمیت پیاده روی اربعین که هر ساله برگزار می شود نه تنها جنبه مذهبی دارد، بلکه از اهمیت سیاسی و تاریخی مهمی برخوردار است.
بنابراین، ایران مکانیسم قدرتمند و مهم دیگری را در این زمینه به دست آورده است و دیگران را متقاعد کرده که جدایی عراق از ایران غیر ممکن می باشد. اما سوای چنین ایده ای و فراتر از ابعاد تاریخی، ژئوپلیتیکی و مذهبی، کشور عراق پس از سرنگونی صدام حسین یکی از مهمترین مناطقی است که ایران می تواند برای گذر از فشار تحریمهای اقتصادی نفس راحتی بکشد. بنابه اظهار نظر یکی از کارشناسان و فعالان اقتصادی عراق، کل ساختار اقتصادی آن کشور در راستای اهداف جمهوری اسلامی ایران هستند. این همکاری علاوه از طرق مشروع و قانونی، در برخی موارد برای دور زدن تحریم ها نیز ادامه دارد. به طوری که از فروش گاز ایران- با درآمد نه میلیارد دلاری در سال- گرفته تا صادرات مواد غذایی و بهداشتی و غیره.
نتیجه اینکه، سفر رئیس جمهور ایران به عراق و به ویژه به اقلیم کردستان دارای بار مثبت بسیاری است. اگر توافقات به عمل آمده در سال گذشته در زمینه همکاری امنیتی – سیاسی را در نظر بگیریم و همچنین دقیقاً یک سال پیش سفر هیئت بلندپایه امنیتی عراق به ریاست قاسم العراچی مشاور امنیت ملی عراق با دستور کار اجرای توافقنامه امنیت مرزی امضا شده بین ایران و عراق به اربیل را مد نظر قرار دهیم و پیرو آن دستگیری تعدادی از رهبران جدایی طلب کردستان و تحویل به ایران، همراه با دور کردن پایگاه های کومله از مرزهای ایران را درک کنیم، آن زمان اهمیت حضور پزشکیان در عراق و سپس اقلیم کردستان قابل فهم تر می شود.
در چنین وضعیت عینی، همه بازیگران عراقی که معتقدند می توانند به طور مستقل خارج از هژمونی ایران وجود داشته باشند، اشتباه می کنند. به همین ترتیب، همه کشورهای شرقی و اروپایی که فکر می کنند بدون عبور از فیلتر ایران می توانند با عراق قراردادهای چند میلیارد دلاری امضا کنند، در خطای فاحشی هستند. به همین ترتیب، اگر اقلیم کردستان معتقد است که می تواند امنیت، ثبات و رشد اقتصادی خود را بدون عادی سازی روابط خود با جمهوری اسلامی ایران حفظ کند، سخت در اشتباه است. عادی سازی روابط با جمهوری اسلامی ایران همیشه بر تثبیت موازنه ظریف اهداف استراتژیک برای عراق و حتی اقلیم کردستان امری انکار ناپذیر می باشد.