عصرآزادی آنلاین/ دکتر قدیر گلکاریان، مدرس روابط بین الملل Near East University
همانطور که همگان مطلع هستیم، امروز یکی از روزهای حساسی است که همه دوستان و دشمنان این سرزمین به دلایلی چشم به نتایج برآمده از دیدار دو جانبه وزیر امور خارجه کشورمان با نماینده ایالات متحده آمریکا در عمان دوختهاند. بیش از هر جبهه و جناحی، همانا ملت فخیم و صبور و عزت مند ایران است که در تب و تاب نتایج اولیه برآمده از دیدار یاد شده هستند. نکتهای که نباید از کنار آن به راحتی گذشت این است که، نئوکان های آمریکایی همسو با برخی نئو ایدئولوژیست های تندروی داخلی به هر نحوی است، تلاش دارند تا این دیدارها به نتیجه نرسد و یا دچار خلل گردد. از این روست که تامی بروس، سخنگوی وزارت خارجه آمریکا در نشست خبری در روز چهارشنبه اعلام کرد که “این دیدار به منزله مذاکره نیست و آنچه روز شنبه برگزار میشود، یک نشست برای بررسی امکانپذیری ادامه گفت و گوهاست. یک نوع بازنگری و ارزیابی است و در همین حد خواهد بود.” در همین حال، طرف ایرانی نیز به دفعات اعلام کرده است که این به منزله مذاکره مستقیم نیست.
به هر حال معلوم است که بعد از اعلام نشست روز شنبه در اوایل هفته گذشته از سوی دونالد ترامپ و تأیید طرف ایرانی، فشارهای سیاسی جناح های مختلف در هر دو کشور چنان بوده است که اظهار نظرهای اخیر مطرح گردیده است. اما ناگفته پیداست که دیدار برنامه ریزی شده بین ایران و ایالات متحده در عمان در روز شنبه (امروز)، 1۲ آوریل ۲۰۲۵، لحظه ای مهم و بالقوه دگرگون کننده در ژئوپلیتیک خاورمیانه می باشد. این ابتکار دیپلماتیک، اولین تعامل سطح بالا از زمان بازگشت رئیس جمهور دونالد ترامپ به ریاست جمهوری، از پس زمینه خصومت شدید و بیاعتمادی طولانی مدت پدید میآید و وقوع آن را قابل توجه کرده است.
از نظر تاریخی، روابط ایالات متحده و ایران بین تعاملات دیپلماتیک تیره و خصومت آشکار در نوسان بوده است. سالهای اخیر شاهد افزایش تنشها بودهایم که عمدتا ناشی از فعالیت های برحق هستهای ایران به صورت فزاینده است که به زعم ایالات متحده و سایر متحدان غربی آن، گویا ایران در صدد تولید سلاح هستهای است. ایالات متحده با اینکه به خوبی میداند که ایران دنبال چنین چیزی نیست و حتی گروسی باز در چند روز پیش به صراحت اعلام کرد که ایران سلاح هستهای ندارد. اما آمریکا تحریمهای سخت گیرانهای علیه کشورمان اعمال میکند که بر دامنه تنش ها میافزاید.
قابل ذکر است که ایران به جهت وجود تهدیدات متعدد و عدم اعتماد به آمریکا و سایر هم پیمانان او و همچنین خلاف وعده طرف های درگیر در توافق 1+5 به تعهدات خود، مجبور به غنی سازی اورانیوم به سطح بالایی شده است که باز به زعم غربی ها احتمال تولید سلاح هستهای توسط ایران به چند هفته کاهش یافته است. با اینکه ایران اعلام کرده که فعلاً قصد تولید ندارد ولی اگر آمریکا تهدید به اقدام نظامی کند، طبیعتاً ایران برای بالا بردن سطح بازدارندگی خود شاید دست به تولید سلاح اتمی بزند. این امر در نوع خود باعث شده است که ترس از رویارویی نظامی، به ویژه ایالات متحده و متحد آن، یعنی اسرائیل را برانگیخته است.
انتخاب عمان به عنوان محل برگزاری با توجه به نقش تاریخی آن به عنوان یک میانجی بی طرف در درگیریهای منطقهای و اعتماد ایران به آن کشور در نوع خود دارای اهمیت نمادین است. عمان پیش از این تلاشهای دیپلماتیک موفق، از جمله مذاکرات محرمانه اولیه که منجر به برجام در سال ۲۰۱۵ شد و معمولا به عنوان توافق هستهای ایران شناخته میشود، تسهیل کرده بود.
تحلیل عینی نتایج احتمالی مذاکرات مستلزم در نظر گرفتن سناریوهای مختلف است. الف) طرفین میتوانند با اقدامات تدریجی اعتمادسازی موافقت کنند. چنین اقداماتی ممکن است شامل ژستهای متقابل باشد. به طوری که ایران ممکن است با کاهش یا محدود کردن برخی فعالیتهای هستهای موافقت کند و از طریق بازرسیهای آژانس بینالمللی انرژی اتمی – اعلام سفر گروسی به تهران در روزهای آتی از این زاویه قابل تحلیل است.- شفافیت بیشتری را فراهم کند. در عوض، ایالات متحده ممکن است تخفیفهای محدودی را برای تحریمها، به ویژه در بخش های بشردوستانه، به عنوان یک ژست حسن نیت با هدف کاهش تنشها و همچنین دستور برای آزادسازی پول های بلوکه شده ایران ارائه دهد.
ب) از طرف دیگر، عدم پیشرفت ملموس میتواند منجر به حفظ وضع موجود شود که با تداوم تحریمها، توسعه پایدار هستهای ایران و تهدید مداوم تشدید نظامی رو به فزونی خواهد گذاشت. چنین نتیجهای مشکلات اقتصادی را در داخل ایران طولانیتر خواهد کرد و علاوه بر بیثباتی در کشور، به بیثباتی منطقهای نیز خواهد افزود. این وضعیت از منظر دو کشور باعث پویایی سیاست تک و پاتک طرفین در رقابت های ژئوپلیتیکی گستردهتر نیز تأثیر خواهد گذاشت.
ج) سناریوی سوم شامل بدتر شدن مذاکرات است که منجر به تشدید خصومت میشود. اگر هر یک از طرفین نسبت به صداقت یا درستکاری طرف دیگر تردید کند، کانالهای دیپلماتیک میتوانند به سرعت بسته شوند و به طور بالقوه باعث تشدید بیشتر لفاظیها و آمادگی نظامی شوند. با توجه به بیانیههای اخیر آمریکا و اسرائیل مبنی بر آمادگی برای اقدام نظامی در صورت شکست دیپلماسی، این سناریو یادآور تعادل ظریف بین دیپلماسی و درگیری است.
پیامدهای این مذاکرات، صرف نظر از نتیجه، بسیار فراتر از روابط دوجانبه ایالات متحده و ایران است. اما اگر دوراندیشانه به موضوع نگریسته شود و طرفین از آرمان گرایی به سمت واقع گرایی حرکت کنند، آن گاه درک درست و نگاه منطقی باعث خواهد شد که این نشست سرآغاز نشست های سازنده آینده باشد و هر دو طرف باید این فرصت را غنمیت بشمارند. در چنین صورتی، مذاکرات موفقیتآمیز میتواند از نظر بعد منطقهای چندین درگیری را که به طور قابل توجهی تحت تأثیر اقدامات ایران و آمریکاست، تثبیت کند. در یمن، درگیری میان حوثی ها با ائتلاف به رهبری عربستان سعودی کاهش مییابد و کم شدن تنشها میتواند مذاکرات صلح و کمک های بشردوستانه را تسهیل کند. به همین ترتیب، سوریه زمانی نقطه اصلی امنیت منطقه خاورمیانه و مدیترانه شرقی محسوب میگردید ولی با سقوط حکومت اسد، به کشوری تبدیل شده است که آینده مبهمی دارد. کشوری که از سوی ترکیه سعی میشود مدیریت شده و از سوی دیگر سرزمینی است که اسرائیل مدام آنجا را با بمبهای خود شخم میزند تا امنیت آتی خود را حفظ کند. این سرزمین نیز دیگر از شرایط بن بست امنیتی خارج خواهد شد. کاهش خصومت آمریکا و ایران ممکن است شرایطی را برای حل و فصلهای مذاکره و همکاری بینالمللی در بازسازی کشورهای منطقهای و توسعه و ترقی ایران ایجاد کند.
برعکس، اگر تلاشهای دیپلماتیک متزلزل شود، درگیریهای نیابتی منطقهای خطر تشدید به همراه دارد. افزایش شرایط رقابتی موجب تقابل ایران شده و احتمال می رود بار دیگر شبه نظامیان و گروههای ضد آمریکایی جسورتر شوند. در این میان گروه های افراطی نیز از این فرصت و فضا بهره برده، دوباره جان خواهند گرفت و شاید با حمایت های آمریکا علیه اقدامات ایران، بار دیگر عاملان وقوع درگیریها در عراق، سوریه، لبنان و یمن شوند. چنین بیثباتی همچنین میتواند سرریز کند و جریان پناهندگان و بحرانهای انسانی را افزایش دهد که کشورهای همسایه و اروپا را تحت تأثیر قرار دهد. در این میان ایران نیز به دلیل فشارهای موجود اقتصادی شاید تابلویی خیلی ناشایست را تجربه کند و چه بسا ناملایماتی که هیچ آرزوی آن را نمیکنیم گریبان گیر همه ما بشود.
از منظر بینالمللی، موفقیت یا شکست این مذاکرات میتواند به طور قابل توجهی بر تلاشهای جهانی منع گسترش سلاحهای هستهای تأثیر بگذارد. یقیناً نتایج مثبت ممکن است رویکردهای دیپلماتیک را نسبت به گسترش سلاحهای هستهای تقویت کند و اعتماد بینالمللی به گفت و گوی چندجانبه را تقویت نماید. تعامل موفقیتآمیز همچنین میتواند اعتبار و اثربخشی نهادهای جهانی مانند سازمان ملل متحد و آژانس بینالمللی انرژی اتمی را تقویت کند و چارچوبهای گسترده تر حاکمیت امنیت بینالمللی را تقویت کند.
در مقابل، شکست دیپلماتیک میتواند مکانیسمهای بینالمللی منع گسترش سلاح های هستهای را به شدت تضعیف کند و به طور بالقوه باعث ایجاد یک مسابقه تسلیحاتی منطقهای شود. کشورهای شورای همکاری خلیج فارس، به ویژه عربستان سعودی و امارات متحده عربی، قبلا اشاره کرده بودند که در صورت دستیابی ایران به وضعیت تسلیحات هستهای، ممکن است تواناییهای هستهای را دنبال کنند. چنین سناریویی ساختارهای امنیتی منطقهای و جهانی را عمیقاً بیثبات کرده و تعاملات دیپلماتیک بینالمللی را به طور قابل توجهی پیچیده میسازد.
نتیجه اصلی مربوط به پیامدهای اقتصادی است. دیپلماسی موفق که منجر به کاهش تحریمها شود، به طور قابل توجهی بر بازارهای جهانی انرژی تأثیر خواهد گذاشت. زیرا نفت ایران با قدرت بیشتری به بازار باز خواهد گشت و به طور بالقوه قیمتهای جهانی انرژی کاهش خواهند یافت. این توسعه میتواند با کاهش هزینههای انرژی، به ویژه در میان عدم اطمینان مداوم بازار ناشی از تنشهای ژئوپلیتیکی در جاهای دیگر، مانند درگیری مداوم اوکراین و روسیه، به نفع اقتصادهای جهانی باشد. در داخل کشور، فشار قابل توجهی از نظر معیشتی و اقتصادی محسوس است. مشکلات اقتصادی ناشی از تحریمها به طور قابل توجهی بر رفاه عمومی تأثیر گذاشته و باعث نارضایتی گسترده شده است. با رفع تحریم ها، فضای اشتغال و توسعه اقتصادی و تجاری فزونی خواهد گرفت.
خلاصه کلام اینکه، نشست عمان نمادی از تلاشی محتاطانه و در عین حال قابل توجه برای دیپلماسی در میان واقعیتهای ژئوپلیتیکی پیچیده است. هر سناریوی بالقوه پیامدهای منطقهای و بینالمللی متمایزی را به همراه دارد که ثبات خاورمیانه، تلاشهای جهانی برای منع گسترش سلاح های هستهای، پویایی اقتصادی و سیاست داخلی در هر دو کشور را شکل میدهد. در پایان، در حالی که گفت و گوهای آتی در عمان نشان دهنده یک ابتکار دیپلماتیک دلگرم کننده است، لیکن خوشبینی باید محتاطانه باقی بماند. زمینه تاریخی، تنشهای ژئوپلیتیکی فعلی، چشم اندازهای سیاسی داخلی و پیامدهای گسترده تر بینالمللی، در مجموع بر پیچیدگی دستیابی به پیشرفت ملموس تأکید میکند. علاوه از مردم ایران، جامعه بینالمللی نیز همچنان امیدوار و در عین حال هوشیار و کاملا آگاه است که این مذاکرات ممکن است پویایی ژئوپلیتیکی خاورمیانه را برای سالها، اگر نگوییم دهههای آینده تعریف خواهد کرد.