عصرآزادی آنلاین– احد نقش شور/ روزنامه نگار در آذربایجان شرقی
قرار گرفتن آذربایجان شرقی در نازل ترین رتبه های ملی در ارزیابی های مختلف، به ویژه از منظر “امنیت سرمایه گذاری” و “مدیریت و برنامه ریزی” که طی ساعات گذشته رسانه ای شده است، گویای فاجعه ای به نام ضعف، قصور و البته برخی “تَرک فعل”های مدیریتی فاحشی است که نیازمند بررسی و کالبد شکافی هستند!
گزارش های منتشر شده جدید در خصوص رتبه بندی استانها دست کم در دو حوزه امنیت سرمایه گذاری و شاخص های مدیریت و برنامه ریزی به عینه نشان می دهد که طی دو سال گذشته و برخلاف ادعاهای یک سویه دستگاه های اجرائی استان، هیچ تحول و توفیقی در رشد و پیشرفت محسوس و زیربنائی در این دو بخش به دست نیامده است!
چندی پیش نیز “علیرضا نوین”، رئیس مجمع نمایندگان استان از عقب ماندگی آذربایجان شرقی در اغلب شاخص های توسعه و تحول طی سال های اخیر خبر داده و تاکید کرده بود که”آذربایجان شرقی در برخی شاخصها از هم ترازان خود عقب مانده و در بحث توسعه نیز از جمله استانهای میانی کشور است”.
آذربایجان شرقی درحالی در رتبه ۲۱ کشوری از منظر امنیت سرمایه گذاری و رغبت سرمایه گذاران برای ورود به حوزه مشارکت قرار گرفته است که زمانی نه چندان دور و در اواسط دهه ۸۰، تبریز و استان از لحاظ جذب و ورود سرمایه گذاران بخش خصوصی برای سرمایه گذاری، سال ها رتبه اول و یکی از امن ترین مقاصد سرمایه گذاری را در اختیار داشت!
در همین حال، رتبه ۲۷ کشوری آذربایجان شرقی در ارزیابی عملکرد سازمان های مدیریت و برنامه ریزی استانها که حکایت از فاجعه ای دیگر در عملکردهای درآمدی، اجرائی و حتی نظارتی استان دارد به خودی خود، نشان دهنده رسوب ناکارآمدی مفرط در مرکز ثقل برنامه ریزی، تخصیص اعتبارات ملی و نظارت بر این حوزه هاست.
سوال اساسی اما این است که به راستی، مدیران ارشد و سیاست گذاران توسعه و پیشرفت آذربایجان شرقی در سال های گذشته، استان و الزامات توسعه و پیشرفت آن را چگونه مدیریت و صیانت کرده اند که امروز، استانی که زمانی سرآمد سرمایه گذاری و تولید و اقتصاد بود، به پایین ترین سطح از رتبه های ملی نزول کرده است؟!
آیا زمان آن نرسیده است که نهاد، سازمان یا دپارتمانی فنی، علمی و تخصصی، آستین همت بالا بزند و با انجام بررسی ها و کالبدشکافی های دقیق پیرامون ریشه ها و دلایل این سطح از فلاکت مدیریتی در آذربایجان شرقی، ضمن یقه گیری از مدیران دخیل در ثبت چنین فاجعه ای، زمینه را برای بازگرداندن “آب رفته به جوی” فراهم کند؟!