هنرمند دغدغه مند است و مردم را خوب می شناسد و زیسته است نمی تواند بر پایه ملاحظات رسالت هنری اش را به سرانجام برساند و تاثیر گذار باشد.
عصرآزادی آنلاین/ سرویس فرهنگی – علیرضا نیاکان:
سارا خسروی هنرمند و از هنرجویان زنده یاد امین تارخ می باشد. گفت و گویی با این هنرمند داشتیم که نظرتان را به آن جلب می کنیم:
– از خودتان بگویید؟
-سارا خسروی هستم از هنرجویان کارگاه مرحوم امین تارخ در سال ۹۰ و تحصیلاتم کارشناسی بازیگری است اولین کار حرفه ای من فیلم سینمایی سر به مهر بود در مقابل دوربین آقای هادی مقدم دوست و چندین کار دیگر به تهیه کنندگی آقای شفیعی و کارگردانی جواد افشار. در اولین ساخته شهاب حسینی حضور داشتم بسیار بسیار دوست داشتم زمانی که مقابل دوربین رضا میر کریمی رفتم برای فیلم دختر..
بازی در سریال هایی با کارگردان های خوب مانند احمد کاوری، سعید سلطانی و محمدرضا آهنج و اکنون هم مشغول به کار در یک سریال مناسبتی هستم برای ماه مبارک رمضان به کارگردانی آقای محمدرضا آهنج که پیش از این هم در کار در شهر با ایشان همکاری داشتم و در سریال اپیزودی دیگری که گروهی جدید و جوان هستند مشغول به کارم برای شبکه ۳ و سریال های نمایش خانگی و کارهایی که الان مشغول به آن هستم در حوزه تئاتر با کارگردان هایی مثل دکتر مسعود دلخواه کار کرده ام در نمایش شاه لیر و اخیرا ًخانم و آقای آدلر را به پایان رساندیم. در سالن ۳ شهرزاد که با تیمی جوان و پویا همکاری داشتم به تهیه کنندگی آقای حسین عابدین..
اولین تئاتر من چشم آهو دختر سبز بود به نویسندگی و کارگردانی محمدصادق تحسینی که در سالن دراما اجرا رفت که بسیار آموختم که بی پروا و رها باشم و در صحنه تئاتر به برون ریزی بپردازم و خودم را در خدمت صحنه و فضا قرار دهم و چندین تئاتر دیگر.
هنرجوی کارگاه امین تارخ سال ۹۰ ۹۱
کارشناسی بازیگری
بازی در فیلم سینمایی دختر ساخته رضا میرکریمی
سینمایی شعله ور کارگردان حمید نعمت الله
سینمایی سر به مهر کارگردان هادی مقدم دوست
سینمایی ساکن طبقه وسط کارگردان شهاب حسینی
سینمایی صدای منو می شنوید کارگردان صادق پروین آشتیانی
سریال روزهای بهتر (نامه آخر) کارگردان دانش اقبا شاوی
سریال مادرانه جواد افشار
سریال کیمیا کارگردان جواد افشار
ماه تی تی کارگردان داوود میرباقری
سریال چرخ و فلک عزیزالله حمیدنژاد
سریال محکومین کارگردان سیدجمال سیدحاتمی
سریال هاتف کارگردان داریوش یاری
سریال درجستجوی آرامش کارگردان سعید سلطانی
سریال ستایش ۳ کارگردان سعید سلطانی
سریال پدر کارگردان بهرنگ توفیقی
سریال وارش کارگردان احمد کاوری
سریال شرم کارگردان احمد کاوری
سریال بچه مهندس ۴ احمد کاوری
سریال آنتن کارگردان ابراهیم عامریان
سریال داستان یک شهر کارگردان محمدرضا آهنج
سریال محرمانه کارگردام محمود معظمی
سریال تازه وارد کارگردان میلاد محمدی
سریال آکتور کارگردان نیما جاویدی
سریال بازنده کارگردان امین حسین پور
سریال پردیسان کارگردان محمدرضا آهنج
تئاتر نمایش شاه لیر کارگردان مسعود دلخواه سالن اصلی تاتر شهر
نمایش چشم آهو دختر سبز کارگردان محمدصادق تحسینی
نمایش چندروایت مجهول روزانه کارگردان سروش طاهری
نمایش هفت هشتم کارگردان علی برجی
نمایش کمی از من را ببینید کارگردان عبادی
نمایش خانم و آقای آدلر سالن ۳ شهرزاد

– چرا فرهنگ و هنر ما هنوز اقتصادی نشده است؟
ـبه نظر من هنوز هیچ گونه تمهیدات درست و اصولی برای اقتصادی شدن هنر هنوز در نظر گرفته نشده و بخش فرهنگ وهنر دچار بحران رها شده ای است و نابسامانی و بی عدالتی موج میزند هر کسی که شانس و اقبالی داشت یا برگ برنده و پارتی به درآمد بالا رسیده و پیش کسوتان و بقیه هنرمندانی که دغدغه مند هستند نادیده گرفته شدند و تامین مالی نیستند.
– آیا وظیفه حمایت از هنر و هنرمندان بر عهده دولت میباشد یا بخش خصوصی و هریک چه میزان نقش دارند؟
-هنرمند نبض زننده جامعه است که خون سرخ را به بدنه کشور و قلب مردم هدایت میکند هنرمندان سهم عظیمی در پویایی و ارتقا فرهنگ مردم را دارند. آنها مردم را زیست میکنند پس در قلب مردم هستند. رسالتشان اثر هنری و تاثیرگذاری آن است به همین لحاظ هم باید هم از سمت ارگان های دولتی حمایت شوند و هم بخشی خصوصی و بودجه و تمهیداتی در خور هنرشان در نظر گرفته شود تا هنرمند بدون دغدغه و سانسور به کار خود بپردازد. اما این گونه نیست زیرا اگر از بخش دولتی حمایت شوند دچار تحمیل سلیقه یا ملاحظاتی می شوند که شاید پر و بال هنرمند زده شود چون جنس هنر و هنرمند برپایه خلاقیت و بداهه و خلق در زمان است و ذهن و نوآوری هنرمند اورا به چالش می کشد.
هنرمند دغدغه مند است و مردم را خوب می شناسد و زیسته است نمی تواند بر پایه ملاحظات رسالت هنری اش را به سرانجام برساند و تاثیر گذار باشد. ولی حمایت درست دولت از هنرمندان پویایی و سرزندگی به جامعه هنری تزریق می کند و در بطن جامعه هنرمندانی نوپا و بااستعداد پرورش می دهد و فرهنگ جامعه ارتقا پیدا می کند. یک بازوی قوی و محکم هنر باید بخش دولتی باشد و به هنرمند و مراکز هنری پویایی و ارتقا ببخشد.
بخش خصوصی هم لازم و مکمل حمایت دولتی است.
همواره در این سال ها شاهد بودیم که بخش خصوصی سهم بیشتری در رسالت هنرمندان داشته است زیرا بدون در نظر گرفتن ترجیهاتی رهاتر و خلاقانه تر به کار پرداخته است. ولی باید کنترلی بر عملکرد آن و امنیت عملی آن باشد.
ـ به جوانانی که علاقه مند به کارهای هنری هستند چه توصیه ای دارید؟
-توصیه من به جوانان علاقه مند به کارهای هنری این است که بدانند تنها عشق و علاقه لازمه کار نیست در کنار علاقه، شناخت درست و صحیح استعداد و توان مندی و قابلیت های فکری – فیزیکی خود و رفتن به کلاس های آموزشی و بازخورد و نظر گرفتن از اساتید و خود را در معرض و مواجهه قرار دادن با کار هنر هر چند کوچک را ببینند که واقعا جایگاه درستی انتخاب کردند و همواره دغدغه مند بودن و زیست کردن در فضای هنری و بودن و صبوری و پایداری. چون این راه تو را از زندگی روزمره و مردمی دور می کند و از نظر مالی تامین نمی کند و باید پایگاه مالی دیگری داشته باشی و با علم بر اینکه شاید بتوانم در مسیر هنر باشم ولی رسیدن به سرانجام امن را نداشته باشم. چون ذات هنر اینگونه است که ذوق می خواد و خلاقیت.. به رشد فردی و خلاقه خود بپردازند هنر انسان خاص می خواهد با تفکری فراتر از بطن جامعه.
– از مسئولین فرهنگی کشور چه تقاضائی دارید؟
-مسئولین فرهنگی کشور سمتی دارند و نامی را به دوش می کشند که سنگین است و رسالت بزرگی دارند باید به پروژه سازی بپردازند و هنرمند را در معرض انجام کار قرار دهند فکر می کنم فقط بر مسند این سمت نشسته اند و دغدغه هنر را ندارند چون هنر ما الان آشفته است. پایگاه امن کاری ندارد هنرمند در انزواست به جز تعداد محدودی که شاید بخش تجاری هنر را بر عهده دارند بخش های دیگر خفته است.
– آیا مردم، شاعر، نویسنده، نقاش، خطاط، بازیگر و کارگردان های دغدغه مند خود را می بینند آیا می شناسند؟ آیا شما به استانداردسازی فعالیت های هنری اعتقاد دارید؟
-نمی دانم استانداردسازی فعالیت های هنری یعنی چه… مگر هنر که زاییده مغز و تفکر و روح صاحبش است می توان محدودیت و استانداردی برای آن تعیین کرد روح هنر در بی پروا بودن و خلاقه است زیرا به تعداد تمام انسانهای کره زمین سلایق مختلف وجود دارد چه چارچوب و قانونی می توان به پای هنرمند بست که از حد خود تجاوز نکند. مگرامکان پذیر است که در رشته فیلم سازی قانونی بر کاشت دوربین و دکوپاژ گذاشت و به بازیگر گفت تو فقط حس خودت را در چارچوب این استاندارد بیان کن. پس کشف استعداد و نواندیشی و رسیدن به کار و فضای تازه چه می شود. به نظر من اگر کاری بد ساخته شود ربطی به نداشتن استاندارد ندارد آن کار بد است. چه بسا کارهایی که تمامی استانداردهای لازم رادارند ولی به دل نمی شینند در هنر صحبت از روح اثر است نه جسم و بدنه فلزی.
ـ از نظر شما آیا نام کشورمان می تواند در جایگاه کسب مهم ترین جوایز جهانی قرار بگیرد؟
-کشور ما می تواند در جایگاه کسب جوایز جهانی قرار بگیرد. زیرا ما مردمی هستیم از جنس هنر و روح و ذهن پویا و احساسی که لازمه هنر و درک آن است ما با ذهن خود به بالاترین فراز آسمان ها پرواز می کنیم و در آن واحد به عمق اقیانوس ها شنا می کنیم بنابراین می توانیم ژرف بیاندیشیم و با قابلیت ذهن کوه را جا به جا کنیم باید حمایت شویم باید دیده شویم. بودجه می خواهیم تشویق شویم فضا و امکانات داشته باشیم همیشه در بدترین دوران تاریخی مان بهترین آثار هنری خلق شده است سرمان خم شد ولی در این طوفان حوادث نشکستیم دوباره سر بلند کردیم ما دشت گندم و نیزاری هستیم که با طوفان دست رفاقت داده ایم باید دیده شویم تا جوایز جهانی را هم داشته باشیم.
ـ نظر شما در ارتباط با اتفاقات این روزهای دنیای هنر چگونه است؟
-اتفاق های اخیر دنیای هنر بر گونه ای بوده که سینما و هنر هفتم به شکل سینما نداریم انگار سینما مرده است. فقط به زور یک چراغی سوسو میزند که در کنار گیشه تجاری آن نشسته است که به سلیقه و ذائقه ملت ایران احترام نمیگذارد و سلیقه تجاری اش را تحمیل می کند چون می داند این مردم سرگرمی ندارند و بی رحمانه از آن سو استفاده می شود. تلویزیون که پایگاه امن جامعه است و در دسترس ترین تفریح مردم بود را از آنان گرفته اند. عملا و به طور واضح هیچ حرکتی برای جذب کارگردان های خوب و خلاق و حتی جوان خوش فکر نمی کنند تا سریال های خوب ساخته شود و دوباره خیابان ها خلوت شوند. شاید دیگر نمی خواهند به صورت رایگان به مردم فرهنگ و سرگرمی را ارائه دهند آنان وظیفه و دین خود را از یاد برده اند و بیرحم اند اما این را می دانم که هنر هفتم نمی میرد. تلویزیون سرپا می شود دغدغه مندان زیادی هستند و در راه هستند و راه خود را به صورت خلاقه ادامه می دهند و آثار درخشان می آورند.
ـ این روزها ایام را چگونه میگذرانید؟
-این روزها سرکار هستم پروژه تلویزیونی که فیلمبرداری آن رو به پایان است و شروع پروژه دیگری که بسیار علاقمند به همکاری هستم و لذت می برم و علاقمند هستم به دیدن فیلم های جدید در زمینه شعر و ادبیات. به لحاظ معاشرتم با دوستان شاعر و خوش ذوقم مطالعه دارم و با افراد فرهیخته بیشتری آشنا شدم.
چه چارچوب و قانونی می توان به پای هنرمند بست که از حد خود تجاوز نکند. مگرامکان پذیر است که در رشته فیلم سازی قانونی بر کاشت دوربین و دکوپاژ گذاشت و به بازیگر گفت تو فقط حس خودت را در چارچوب این استاندارد بیان کن.


ـ درخاتمه چنانچه ناگفته ای دارید بیان کنید؟
-ناگفته های من در زمینه دغدغه های خودم هست در زمینه نقصانی که حس میکنم در این وادی هنر هفتم وجود دارد ما چیزی به معنای درست کشف استعداد و تقسیم وظایف بر اساس توانمندی های فردی نداریم. انتخاب بازیگر براساس ملاحظات، مصلحت ها، میزان فروش یا رفاقت هاست که همیشه هم موفق نبوده چرا من که سالهاست در این زمینه پرکار بوده ام به لحاظ داشتن رزومه بیشتر و کسب اعتبار با کارگردان های زیادی همکاری داشته ام و دارم تبدیل می شوم به یک کاست پر کن و چهره شناخته شده که حتی مناسب حال و هوای آن نقش هم نیست. فقط به دلیل ملاحظه و رضایت او جور دیگری کار کند. لطفا مناسب حال و هوای هر شخص نقش را به بازیگر بدهید، اگر شخصی صورتش برای گریم های مختلف مناسب است دلیل نمی شود، جوانی نقش سالخورده را برای شما بازی کند و زیبایی اش پنهان شود و متاسفانه کارگردان های به نام و بزرگی با من این کار را انجام دادهاند.
تلویزیون که پایگاه امن جامعه است و در دسترس ترین تفریح مردم بود را از آنان گرفته اند. عملا و به طور واضح هیچ حرکتی برای جذب کارگردان های خوب و خلاق و حتی جوان خوش فکر نمی کنند تا سریال های خوب ساخته شود و دوباره خیابان ها خلوت شوند.