یادداشت/ بحران دریاچه اورمیه، سقوط از جایگاه ملی به استانی!

عصرآزادی آنلاین/ مهناز اسلامی

متاسفانه در چند سال گذشته به دلایل مختلف از جمله تغییر رویکرد دولت‌ها، برچیده شدن ستاد احیای دریاچه اورمیه، مختصر و منحصر کردن برنامه های مربوط به  بحران خشک شدن (و یا بهتر بگویم خشکاندن) دریاچه اورمیه به یک اتاق در ادارات کل استان های آذربایجان شرقی و غربی با نام “آینده پژوهی دریاچه اورمیه”!!، حضور بیش از ۸ سال استانداران غیربومی ناآشنا به زیست بوم و اکوسیستم حوضه آبریز، سرازیر کردن مجوزهای برداشت نمک بصورت خرد و کلان، سکوت معنی دار تعدادی از نمایندگان و مخالفت با رهاسازی حقابه دریاچه از سوی تعدادی دیگر و به ویژه عدم توجه به مشارکت محلی و نقش موثر سازمان های غیردولتی مطالبه گر، عملا اجازه هیچ تلاشی برای پیگیری مهمترین مطالبه منطقه یعنی ادامه اجرای برنامه های ستاد احیای دریاچه اورمیه داده نشد. حتی از سال ۹۵ تا کنون به جز آب ناشی از سیلاب بارش‌ها هیچ حقابه ای به دریاچه رهاسازي نشده است. اگر بگوییم آخرین اقدام کمرنگ دولت برای دریاچه سال ۱۳۹۵بوده است بیراه نگفته ایم.
با آمدن آقای پزشکیان و آگاهی ایشان از وضعیت دریاچه و اثرات و عواقب خشک شدن دریاچه بر مردم و منطقه، انتظار می‌رفت بی آنکه نیاز به نامه های مکرر و پیگیری و خواهش و تمنا باشد، در مورد این بحران ملی و حتی فراملی اقدام موثر و فوری داشته باشند. با انتخاب استانداران حوضه نیز این امید قوت گرفت. بر این اساس با نوشته ها و نامه های مکرر و حتی حضور چندین باره در استانداری آذربایجان شرقی طالب رسیدگی و توجه به مطالبات مذکور را خواستار شدیم. ولی  هنوز پاسخی برای نامه دیدار با آقای استاندار داده نشده است! مع الاسف آنچه بیش از همه آزار دهنده است عدم موافقت هیات دولت و یا عدم تمایل آن  به هر دلیلی برای تشکیل دوباره یا احیای ستاد احیای دریاچه اورمیه در قالب ستاد ملی می باشد که عملا راه را بر هر گونه پیگیری می بندد!
سفارش آقای رئیس جمهور به استانداران جهت توجه به دریاچه اورمیه!!!!! خود نشان دهنده بی توجهی کامل به بحران دریاچه اورمیه است! چرا که هرگز یک و حتی دو استان صلاحیت قانونی و یا امکان احیای دریاچه را بدون بودجه های ملی با ردیف خاص دریاچه ندارند! فروکاستن چنین امر مهمی از سطح ملی به سطح یکی دو استان آن هم با سفارش شفاهی و پدرمآبانه  به تنهایی نشان دهنده عمق فاجعه بی توجهی به ابر بحران زیست محیطی خشک شدن دریاچه اورمیه است! قطعا در چنین وضعیت و رویکردی، منافع سوپر کلان مافیاهای اقتصادی بر منافع ملی و منطقه ای ارجحیت یافته است.! اما در هر صورت آقای پزشکیان و هیات دولت باید بپذیرند که مردم منطقه با هیچ توجیهی بی توجهی به احیای دریاچه اورمیه و مدیریت مناسب عواقب خشک شدن آن را نخواهند پذیرفت. گرچه امید بر این بود که اقدامات جدی مناسبی در این زمینه صورت گیرد و بی صبرانه منتظر تشکیل هیات دوات و معرفی استانداران منطقه بودیم که در همین دوره انتظار دو تایم مهم رهاسازی حقابه دریاچه را از دست دادیم! با وجود این همه تاخیر و بی برنامگی و عدم وجود یک نهاد متولی اصلی هنوز هم در بر همان پاشنه ای می‌چرخد که سال ۱۳۹۵ می‌چرخید!
سخن آخر اینکه اگر همین روند فعلی ادامه یابد و هیچ اقدام عملی برای دریاچه اورمیه صورت نگیرد و مفهوم دریاچه با یک معدن روباز میلیاردها دلاری برای بخش خصوصی جایگزین شود؛ مطمئنا معنای آن کشتن دریاچه اورمیه و سرزمین و مردم ساکن است!

ارسال یک پاسخ