روشنک آرامش در گفت‌وگوی اختصاصی با عصرآزادی آنلاین:

آخماتووا،صدای یک قرن پر از درد، مقاومت و زیبایی است

عصرآزادی آنلاین/ سرویس فرهنگی – علیرضا نیاکان:
روشنک آرامش، متولد دهه شصت، شاعر، نویسنده و مترجم است. این شاعره، شاعر و مترجم مجموعه آثار آنا آخماتووا است. او تاکنون سه مجموعه شعر آزاد منتشر کرده است:
• هیچ اعتمادی به ساعت شماطه‌دار نیست (نشر کوله‌پشتی)
• آخرین اجرای دلتنگی (نشر کوله‌پشتی)
• اشک‌هایم دریا را خیس می‌کنند (نشر الف)
همچنین مجموعه داستان کوتاه «این داستان ادامه دارد» را با نشر کوله‌پشتی منتشر کرده و ترجمه رمان «دوقلوی مرز و روزنه» را با نشر شالگردن در کارنامه دارد. در حال حاضر، سه اثر دیگرش در انتظار مجوز چاپ هستند؛ از جمله چند رمان و ترجمه‌های تازه.

از مهم‌ترین آثار ترجمه‌شده او، می‌توان به مجموعه کامل اشعار آنا آخماتووا شاعر بزرگ روس اشاره کرد که با همکاری احمد پوری و توسط نشر چشمه منتشر شده است. علاوه بر این، ترجمه کامل اشعار ویسواوا شیمبورسکا نیز به پایان رسیده و در انتظار مجوز چاپ است.

این روزها روشنک آرامش روی ترجمه کلیات آثار یک شاعر مطرح و محبوب آمریکایی کار می‌کند که هنوز نام آن را فاش نکرده است؛ اما می‌گوید کار تا نیمه پیش رفته و امیدوار است دی‌ماه نسخه نهایی را تحویل ناشر دهد. هم‌زمان، مشغول ترجمه یکی از رمان‌های فرانسواز ساگان هم هست.

متن گفت و گو:

۱. چرا تصمیم گرفتید آثار آنا آخماتووا را ترجمه کنید؟

آخماتووا برای من فقط یک شاعر نیست؛ او صدای یک قرن پر از درد، مقاومت و زیبایی است. شعرهای او هم لطافت زنانه دارند و هم استحکام تاریخی. وقتی دیدم ترجمه کامل اشعارش به فارسی وجود ندارد، احساس کردم باید این خلأ را پر کنم. از طرفی، با توجه به اینکه استاد احمد پوری نخستین کسی بودند که آخماتووا را به خواننده فارسی‌زبان معرفی کردند، این مسیر برایم دست‌یافتنی‌تر شد.

۲. همکاری با احمد پوری چطور شکل گرفت؟

من همیشه ایشان را استاد ترجمه شعر خودم می‌دانم. در ابتدا قرار بود ترجمه آخماتووا یک پروژه باشد، اما هرچه جلوتر رفتم، علاقه‌ام بیشتر شد. بعد از ترجمه هر شعر، بی‌درنگ سراغ شعر بعدی می‌رفتم. همین علاقه باعث شد به استاد پوری پیشنهاد دهم که کلیات اشعار آخماتووا را به فارسی برگردانیم. ایشان با فروتنی پذیرفتند و کار را آغاز کردیم.
دو سال تمام، هر روز حدود هشت ساعت روی این مجموعه کار کردم؛ هفته‌ای یک یا دو بار با استاد پوری جلسات آنلاین داشتیم و متن بارها و بارها ویرایش شد تا در نهایت، اثری شایسته نام آخماتووا آماده انتشار شود.

۳. ترجمه آخماتووا چه چالش‌هایی داشت؟

زبان او بسیار فشرده، مؤجز و سرشار از ارجاعات تاریخی و فرهنگی است. باید بین وفاداری به متن و انتقال موسیقی و تصویرهای شعر تعادل برقرار می‌کردم. این کار، شبیه راه رفتن روی لبه تیغ بود.

۴. کدام شعرهای آخماتووا برای شما شخصی‌تر یا مهم‌تر بودند؟

دو شعر برایم جایگاه ویژه‌ای دارند: «رکوییم» و «شعر بدون قهرمان».
اولی، زاییده دردهای جمعی و شخصی اوست و دومی سفری ذهنی و شاعرانه که گذشته، حال و آینده را در هم می‌تند.

۵. «رکوییم» چه ویژگی‌ای داشت که آن را برایتان خاص می‌کرد؟

«رکوییم» از دل سال‌های وحشت و سرکوب در شوروی زاده شد؛ زمانی که پسر آخماتووا دستگیر شده بود و هزاران مادر روسی در رنج فرزندان خود می‌سوختند. شرایط آن‌قدر سخت بود که او شعر را روی کاغذ نمی‌نوشت و تنها در ذهن نزدیکان خود حفظ می‌کردند.
برای من، ترجمه «رکوییم» صرفاً یک کار ادبی نبود؛ تجربه‌ای عمیق و انسانی بود که مرا به قلب تاریخ برد.

۶. «شعر بدون قهرمان» را چطور می‌بینید؟

این شعر ۲۵ سال طول کشید تا کامل شود و مملو از ارجاعات تاریخی و شخصی است. ماجرا در شب سال نو آغاز می‌شود؛ در خانه‌ای با شمع‌های روشن، مهمانی‌ای شکل می‌گیرد اما مهمانان، ارواح سال‌های دورند.
گذشته، حال و آینده در این شعر به‌طور موازی جریان دارند. نقطه‌چین‌های موجود در متن، نشانه نسخه‌های مخدوش اصلی هستند. آخماتووا هیچ توضیحی برای این ارجاعات اضافه نکرد و تنها گفت:

«نه تغییر می‌دهم و نه توضیح بیشتر. نوشته‌ام آنچه را که نوشته‌ام.»
برای من، ترجمه این شعر مثل ورود به ذهن شاعری بود که حافظه‌اش با تاریخ جهان گره خورده است.

۷. فکر می‌کنید شعر آخماتووا امروز چه پیامی دارد؟

آخماتووا دو جنگ جهانی و یک جنگ داخلی را پشت سر گذاشت. بسیاری از عزیزان خود را، چه به‌خاطر مرگ و چه به‌خاطر مهاجرت، از دست داد. این همه تجربه، زبان شعرش را پخته، صادق و عمیق کرده است.
پیام شعر او برای امروز این است که حتی در دل تاریکی هم می‌توان نور خود را حفظ کرد. او نشان می‌دهد شاعر می‌تواند نه با شعار، بلکه با حقیقت درونی خود زنده بماند.

۸. شب بخارا برای معرفی این ترجمه چطور گذشت؟

شبی به‌یادماندنی بود.

برنامه در خانه هنرمندان و به میزبانی آقای علی دهباشی برگزار شد.
استاد احمد پوری درباره مکتب‌های مهم شعری زمان آخماتووا سخن گفتند؛ از سمبولیسم گرفته تا آکمه‌ایسم و نقش برجسته او در این جریان‌ها.
بعد با صدای گرمشان چند شعر را خواندند.من بخش‌هایی از زندگینامه آخماتووا را روایت کردم، از روزهای جوانی تا سال‌های سکوت و بازگشت و در ادامه چند شعر خواندم.خانم فرزانه قوجلو هم داستان دیدار تاریخی آخماتووا با ایزایا برلین را تعریف کردند. همه این‌ها در کنار هم، یک تصویر کامل و زنده از او ساخت.

ارسال یک پاسخ