عصرآزادی آنلاین/ دکتر قدیر گلکاریان، مدرس روابط بین الملل Near East University
سه کشور اروپایی موسوم به تروئیکا (فرانسه، آلمان و بریتانیا) طی هفتههای اخیر ایران را تهدید کردند که در صورت عدم همکاری کامل با آژانس بینالمللی انرژی اتمی، مکانیسم ماشه را فعال خواهند کرد؛ سازوکاری که میتواند تمامی تحریمهای شورای امنیت علیه ایران را بازگرداند. هم زمان، تهران و آژانس در قاهره به توافقی رسیدند که به گفته عباس عراقچی، وزیر امور خارجه ایران، حقوق مسلم ایران را تضمین کرده و چارچوبی برای همکاریهای فنی و پادمانی فراهم میسازد. این توافق از نگاه ایران تلاشی است برای حفظ حاکمیت ملی و امنیت در عین ادامه همکاری با نهادهای بینالمللی. پرسش اساسی اینجاست: آیا چنین توافقی ایران را از مسیر تهدید خارج خواهد کرد یا همچنان خطر برخورد و فشار باقی است؟
مفاد توافق نامه و زمینههای آن پس از ماهها تنش به دست آمد. در پی حملات اسرائیل و ایالات متحده به برخی تأسیسات هستهای ایران، همکاری ایران با آژانس تا حد زیادی متوقف شده و تنها نیروگاه بوشهر تحت نظارت باقی مانده بود. اروپا این توقف همکاری را نشانه عدم پایبندی ایران به تعهدات دانست و روند مکانیسم ماشه را فعال کرد. در چنین فضایی، توافق قاهره شکل گرفت تا بنبست موجود را بشکند.
لازم است در اینجا برای آگاهی بیشتر به ویژگیهای کلیدی توافق اشاره شود:
- ایجاد چارچوب مشخص برای همکاری پادمانی و ادامه بازرسیها؛
- رعایت نگرانیهای امنیتی ایران و احترام به حاکمیت ملی؛
- انطباق کامل با قانون مجلس شورای اسلامی درباره حفظ حقوق هستهای؛
- تأکید بر این نکته که در صورت اقدام خصمانه، ایران همکاری را پایانیافته تلقی خواهد کرد.
به بیان دیگر، توافق اخیر تلاش کرده است همزمان دو خواسته متضاد را جمع کند: حفظ حقوق ایران و جلب اعتماد آژانس و اروپا.
حال با این اوضاع گمان میکنم که شما خواننده گرامی به این میاندیشید که فرصت های پیشرو چه خواهند بود؟ در پاسخ باید گفته شود که این توافق میتواند پیامدهای مثبت و فرصتهای تازهای برای ایران در عرصه بینالمللی داشته باشد. نخست آنکه، فشار فوری ناشی از تهدید ماشه تا حدی کاهش یافته است. اروپاییها همواره به دنبال نشانهای از حسننیت ایران بودهاند تا بتوانند در برابر افکار عمومی داخلی خود توجیه کنند که مسیر دیپلماتیک همچنان باز است. توافق اخیر چنین نشانهای را فراهم میآورد.
دوم آنکه، ایران با تأکید بر حاکمیت ملی و امنیت خود نشان داده است که حاضر به تسلیم یکجانبه نیست و در عین حال میتواند چارچوبی حقوقی و فنی برای تعامل بسازد. این امر وجهه ایران را بهعنوان کشوری مذاکرهپذیر اما مقاوم تقویت میکند.
سوم اینکه، توافق قاهره ابزار دیپلماتیک تازهای به دست ایران میدهد. اگر اروپاییها همچنان بخواهند ماشه را فعال کنند، ایران میتواند استدلال کند که به تعهدات خود عمل کرده و فشار بیشتر نقض اصول حقوق بینالملل خواهد بود. افزون بر آن، نقش مصر بهعنوان میزبان این توافق، نشاندهنده ورود بازیگران منطقهای به میانجی گری است؛ امری که میتواند توازن مذاکرات را به سود ایران تغییر دهد.
و اما در کنار این فرصتها، نباید از خطرات و ریسکهای احتمالی غافل شد. نخستین تهدید، ابهام در اجرای توافق است. اگر روند بازرسیها با تأخیر یا محدودیت همراه شود، اروپا میتواند مدعی شود ایران به تعهدات خود پایبند نبوده است و دوباره پرونده ماشه را فعال کند. به طوری که وزیر امور خارجه آلمان نیز بر روی این مسأله تأکید ورزیده است.
تهدید دوم، واکنش احتمالی اسرائیل است. اسرائیل بهطور سنتی هرگونه پیشرفت هستهای ایران را تهدیدی مستقیم علیه خود میداند و ممکن است حتی در شرایط همکاری ایران با آژانس نیز به عملیات خرابکارانه یا حملات محدود دست بزند. به طوری که انفعال کشورهای جهانی علیه اقدامات تجاوزکارانه اسرائیل و حمایت دولت ترامپ از رژیم صهیونیستی او را جسورتر و غیرقابل کنترل کرده است. البته بیعملی کشورهای مسلمان جهان به ویژه منطقه و عدم استفاده از سازوکارهای تجاری- سیاسی باعث شده که اسرائیل به این اطمینان برسد که هیچ کشوری در تبعیت از ایالات متحده قادر به مقابله و برخورد با تل آویو نیست.
تهدید سوم، وابستگی توافق به رفتار طرف مقابل است. ایران تصریح کرده است که همکاری تنها زمانی ادامه خواهد یافت که آژانس استقلال و بیطرفی خود را حفظ کند. هرگونه جانبداری یا اقدام مغایر با توافق میتواند تهران را به سمت توقف همکاری سوق دهد.
در نهایت، خطر برخورد نظامی کامل هرچند در شرایط فعلی پایین است، اما نمیتوان احتمال حملات محدود یا اقدامات غیرمستقیم مانند جنگ سایبری را نادیده گرفت. از این رو، ایران بایستی همیشه دست به ماشه باشد که بتواند از حقوق خود در چنین میدانی هم دفاع نماید.
با این توصیف سناریوهای محتملی برای آینده متصور است که در ادامه به آن ها اشاره خواهم کرد. باید گفت که با توجه به وضعیت موجود، چند مسیر محتمل پیش روی ایران قرار دارد. سناریوی نخست و خوشبینانه این است که توافق بهطور کامل اجرا شود، بازرسیها از سر گرفته شود و اروپا نیز روند ماشه را متوقف کند. در این صورت، ایران از فشارهای فوری رهایی مییابد و فرصت بازسازی روابط بینالمللی و حتی گشایش محدود اقتصادی پیدا میکند.
سناریوی دوم آن است که اجرای توافق با مشکلات و تأخیر روبهرو شود. چنین وضعی میتواند اروپاییها را به فعالسازی دوباره ماشه ترغیب کند و تحریمهای جدیدی را بر ایران تحمیل نماید. نتیجه چنین روندی افزایش فشار اقتصادی و سیاسی داخلی خواهد بود.
سناریوی سوم، حالتی میانه است که اروپا به دلایل سیاسی یا حقوقی نتواند ماشه را بهطور کامل فعال کند، اما همچنان سطحی از فشار و تحریم را حفظ نماید. در این شرایط، ایران در وضعیتی بینابینی قرار خواهد گرفت: نه از خطر برخورد نظامی بزرگ رهایی کامل دارد و نه از فشارهای اقتصادی.
سناریوی چهارم، احتمال بروز برخورد محدود نظامی یا خرابکاری است. اسرائیل یا متحدان غربی ممکن است با عملیات سایبری یا حملات محدود، تلاش کنند برنامه هستهای ایران را متوقف یا کند سازند. هرچند احتمال وقوع چنین سناریویی نسبت به گذشته کمتر است، اما همچنان باید بهعنوان تهدیدی جدی در نظر گرفته شود.
و در نهایت، سناریوی پنجم که احتمال کمتری دارد، خروج ایران از معاهده منع گسترش سلاحهای هستهای (NPT) یا تعهدات بینالمللی است. این گزینه اگرچه میتواند در کوتاهمدت بازدارندگی ایران را افزایش دهد، اما در بلندمدت به انزوای شدیدتر و تحریمهای سنگینتر منجر خواهد شد و حتی میتواند دستاویزی برای اقدام نظامی گستردهتر فراهم آورد.
مخلص کلام اینکه، در مجموع، توافق اخیر ایران و آژانس در قاهره بیش از هر چیز یک فرصت استراتژیک برای کاهش فشار و باز کردن مسیر دیپلماتیک است. این توافق به ایران اجازه میدهد از اتهام پنهانکاری فاصله بگیرد، مشروعیت بینالمللی خود را ترمیم کند و همزمان بر حقوق و حاکمیت ملی خود پافشاری نماید.
با این حال، آینده به شدت به رفتار طرف مقابل وابسته است. اگر اروپا و آژانس با بیطرفی و استقلال عمل کنند، ایران میتواند از این فرصت برای تثبیت موقعیت خود استفاده کند. اما اگر سوءظنها و فشارهای یکجانبه ادامه یابد، احتمال لغزش به سمت تنش بیشتر و حتی برخورد نظامی وجود دارد.
ایران امروز در نقطهای حساس قرار گرفته است؛ نقطهای که هر حرکت دیپلماتیک یا فنی میتواند پیامدهای بزرگی برای امنیت ملی و آینده سیاسی کشور داشته باشد. در این میان، حفظ تعادل میان حقوق مسلم، امنیت ملی و تعامل سازنده با جامعه بینالمللی، کلید اصلی عبور از بحران کنونی خواهد بود.
گفتنی است که حضور رئیس جمهور ایران در مجمع عمومی سازمان ملل در هفته پیش رو خود می تواند زمینهساز ارتباطات و گفتمان مستقیم میان ایران و ایالات متحده شود که اگر چنین اتفاقی بتواند طرفین را متقاعد به کسب نتیجه نماید، باید گفت بعد از مهرماه تحریم ها بازگشتی نخواهند داشت و این پیروزی مهمی برای ایران است.