روان شناسی به زبان امروز من

《 نگاهی نو به چالش پنهان روزهای اول مدرسه، اضطراب جدایی》

عصرآزادی آنلاین / مینا دکترنژاد 
روانشناس بالینی 
روان درمانگر کودک و نوجوان و
مشاوره فردی
  مرکز مشاوره امروز من در تبریز
اضطراب جدایی (Separation anxiety disorder یا SAD) یکی از شایع‌ترین اختلالات اضطرابی در کودکان است که با نگرانی بیش از حد، وحشت و ترس از جدایی یا انتظار جدایی از افرادی که به آنها وابستگی عاطفی دارند، مشخص می‌شود. این اختلال می‌تواند در بزرگسالان نیز دیده شود، اما معمولاً از دوران کودکی آغاز می‌شود.
علائم اضطراب جدایی در کودکان بر اساس‌( DSM5_TR):
ناراحتی شدید هنگام جدایی یا انتظار جدایی
نگرانی مداوم در مورد از دست دادن افرادی که به آنها وابسته است یا آسیب دیدن آنها
ترس از اتفاقاتی که ممکن است منجر به جدایی شود
خودداری از رفتن به مکان‌هایی که نیاز به جدایی دارد، مانند مدرسه
امتناع از خوابیدن به تنهایی یا دور از خانه
کابوس‌های مکرر درباره جدایی
نشانه‌های جسمی هنگام جدایی یا انتظار جدایی مانند درد شکم یا سردرد
علل ایجاد اختلال اضطراب جدایی می‌تواند شامل عوامل مختلفی باشد که ترکیبی از عوامل ژنتیکی، محیطی و روانشناختی هستند.
عوامل ژنتیکی: تحقیقات نشان داده‌اند که اختلالات اضطرابی ممکن است در خانواده‌ها موروثی باشند، به این معنی که افرادی که والدین یا خویشاوندان نزدیکی دارند که از اضطراب رنج می‌برند، خود نیز ممکن است بیشتر در معرض خطر ابتلا به این اختلالات باشند.
عوامل محیطی و تجربیات زندگی: تجربیات منفی یا تروماتیک در دوران کودکی، مانند جدایی طولانی مدت از والدین یا مراقبان، می‌تواند زمینه‌ساز اختلال اضطراب جدایی شود. همچنین، برخی شرایط محیطی مانند تغییرات بزرگ زندگی یا محیط‌های پراسترس نیز می‌توانند نقش داشته باشند.
شخصیت و ساختار روانشناختی: افرادی که طبیعتاً مضطرب‌تر هستند یا دارای حساسیت بیشتری به استرس و فشارهای روانی هستند، ممکن است بیشتر مستعد ابتلا به اختلال اضطراب جدایی باشند.
سبک های دلبستگی نا ایمن: دلبستگی اضطرابی(Anxios Attachment)
کودکانی که مراقبانی متناقض یا بیش‌ازحد کنترل‌کننده دارند، معمولاً دچار دلبستگی اضطرابی می‌شوند. آن‌ها همواره نگران از دست دادن حمایت عاطفی هستند و در مواجهه با جدایی، اضطراب شدیدی را تجربه می‌کنند.دلبستگی اجتنابی (Avoidant Attachment)
این سبک در کودکانی دیده می‌شود که مراقبانشان بی‌توجه یا نادیده‌گیرنده بوده‌اند. این کودکان یاد گرفته‌اند که برای جلوگیری از آسیب، احساسات خود را سرکوب کنند و از صمیمیت دوری کنند.
دلبستگی آشفته
(DisorganisedAttachment)
این سبک دلبستگی در کودکانی دیده می‌شود که در محیطی پرمخاطره، پرتنش یا همراه با سوءاستفاده رشد کرده‌اند. مراقبان این کودکان رفتارهای غیرقابل‌پیش‌بینی دارند، گاهی محبت می‌کنند و گاهی باعث ترس کودک می‌شوند.(جان بالبی)
(Edward John Mostyn Bowlby1950)
ارسال یک پاسخ