اهمیت توجه به مشکلات صندوقهای بازنشستگی کشور به بهانه روز جهانی سالمندان از نگاه "عصرآزادی"
سالمند، نیازمند نیست!
عصرآزادی آنلاین/ شهرام صادق زاده
وقتی هر سال اول ماه اکتبر به عنوان روز سالمند فرا میرسد جهان درمییابد که باید خدمت جدیدی برای تکریم قشر بازنشسته و سالمند خود درنظر بگیرد اما ما هنوز اندرخم یک خدمتیم و در تامین مستمری مرتب آنها ماندهایم چه برسد که به آپشنهای متنوعی برای تامین زندگی او بیاندیشیم!
هر وقت که تورهای گردشگران خارجی و عمدتاً اروپایی را در داخل ایران مشاهده میکنم غبطه میخورم؛ زنان و مردانی شاد و خندهرو با رِنج سنی ۷۰ الی ۸۵ ساله به سفر آمدهاند، آنگاه پدر بزرگها و مادربزرگهای دیارم پس از ۳۰ سال کار و کسب افتخار بازنشستگی، به جای لذت بردن از عُمر باقیمانده، در دوران سالمندی دائم در استرس ناشی از نحوه تامین هزینههای زندگی هستند.
در حقیقت، مسئولان ما باید به این دَرک از نگرش برسند که بازنشسته خانواده ما در دوران سالمندی خود، نیازمند نیست بلکه خواهان توجه به اصل معیشت است زیرا صاحب عروس، داماد و نوه شده و نیازمند بیشترین مزایایی است که در دوران شاغل بودنش، شاید مهم نبود اما اکنون کُلی هزینه در دست دارد ولی متاسفانه در دوران بازنشستگی، کمترین دریافتی را دارد و چگونه باید شاد باشد!؟
آنطور که رئیس دبیرخانه شورای سالمندان میگوید الگوی توزیع سنی نشان میدهد گویا گیلان و مازندران بارها به عنوان استانهایی با بالاترین سهم جمعیت سالمند گزارش شدهاند اما استانهایی همچون آذربایجان شرقی، اصفهان و تهران نیز روند پیری روشنتری دارند و همانند سایر مسائل و مشکلاتی که مسئولانمان فقط در نقش تماشاچی هستند گویا در این مورد هم دست روی دست گذاشتهاند…

◾️چالش اول
روند افزایش تعداد سالمندان در جامعه و شمار رو به رشد بازنشستگان و مستمریبگیران این ناترازی را در منابع و مصارف صندوقهای بازنشستگی ایجاد کرده است زیرا با توجه به افزایش میزان افراد سالمند در جامعه تعداد افراد بازنشسته روند صعودی را شاهد است که همین موضوع باعث افزایش مصارف صندوقهایی همچون صندوق بازنشستگی کشوری میشود.
طبق آمارهای جهانی به ازای هر ۶ یا ۷ نفر بیمه شده باید یک نفر بازنشسته از هر صندوق بازنشستگی مستمری دریافت کند اما بر اساس آمارهای موجود در صندوق بازنشستگی کشوری، این موضوع روند معکوسی دارد به گونهای که اکنون یک نفر شاغل و بیش از ۶ نفر بازنشسته از منابع این سازمان حقوق و مستمری دریافت میکنند.
به واسطه ناترازی که در منابع و مصارف صندوق بازنشستگی کشوری ایجاد شده اکنون ۹۰ درصد منابع این صندوق را دولت تامین میکند تا برای تأمین هزینههای مربوط به بازنشستگان که حدود یک میلیون و ۸۰۰ هزار نفر هستند، مشکلی ایجاد نشود لذا باید در بودجه سال آینده منابع مناسبی برای کمک به رفع ناترازی منابع و مصارف این صندوقها در نظر گرفته شود!
حقیقت این است که روند رو به رشد سالمندی در کشور و افزایش شمار بازنشستگان و مستمری بگیران، صندوقهای بازنشستگی را با چالش جدی مواجه کرده است زیرا اکنون ۱۰ درصد جامعه ایران را سالمندان تشکیل میدهند و احتمالاً تا سال ۱۴۳۰ این روند به حدود ۳۰ درصد برسد!
جامعه شناسان معتقدند رشد تعداد سالمندان در سالهای آینده ممکن است برخی از صندوقهای بازنشستگی که در تامین منابع خود با مشکل مواجه هستند را دچار چالش کند بنابراین باید برای افزایش سرمایهها و تأمین به موقع منابع اقدام شود تا در راستای پرداخت هزینهها و مصارف صندوق مشکلی رخ ندهد.

▪️ چالش دوم
یک کارشناس حوزه بیمه و مسائل تامین اجتماعی معتقد است اولین آجر کج در بنای صندوق ها، اداره شدن غیرتخصصی و غیرحرفه ای آنهاست که مسئولیت ها بر اساس تخصصف توانایی و تجربه واگذار نشده و با نگاه سیاسی انتخاب می شوند و با دیدگاه های جناحی و سیاسی صندوق ها را اداره می کنند.
“علی ظفرزاده” افزود: تیمهایی که در دهههای گذشته صندوق های کشور را اداره کردهاند کمتر شناختی از محاسبات بیمه ای و آینده نگری داشته اند از این رو، هر تیمی مشکلات خودش را در صندوق ها به جا گذاشته و کمتر پاسخگوی اشتباهاتشان بوده است.
وی اضافه کرد: از سوی دیگر، دهه هاست که به ماهیت شرکتها و نحوه اداره مجموعههایی که از منابع صندوقها پدید آمده بودند توجه نشده و اداره حرفه ای و تحصصی آن ها مورد نظارت قرار نگرفته است.
ظفرزاده تاکید کرد: دولت و مجلس نیز به صورت مستمر هزینه های این صندوق ها را افزایش داده اند مثلاً مصوبه ای می آید که سازمان تامین اجتماعی موظف است فلان قشر را بیمه کند یا با مصوبات لحظه ای، دولت نمی تواند این برنامه را ادامه بدهد یا بودجه آن را تامین و حق بیمه ها را پرداخت کند و برای همین، امروز دولت بزرگترین بدهکار صندوق تامین اجتماعی است زیرا نتوانسته به تعهداتش عمل کند!
وی اظهار کرد: هزینه هایی که دولت و مجلس به سازمان تامین اجتماعی تحمیل کرده از محل حق بیمه کارگران پرداخت شده و منابع مربوطه در جایی که باید موجود باشد صرف نشده است.
ظفرزاده یادآور شد: این دولت می آید و آن دولت می رود و با هر تغییر در دولت ها بدهی این مجموعه به سازمان تامین اجتماعی بیشتر و سنگین تر می شود که با اداره غیرتخصصی سازمان تامین اجتماعی، فشار شیوه های مدیریتی غلط بر دوش بیمه پرداز قرار گرفته و این وضعیت هر روز تشدید می گردد!

▪️ چالش آخر
در اغلب کشورهای جهان نظام بازنشستگی متشکل از سرمایه گذاری های چند لایه است که صندوق ها بخشی از موجودی مشارکت کنندگان را سرمایه گذاری می کند و سود عاید از این سرمایه گذاری، حقوق بازنشستگی فرد را تامین می کند.
متاسفانه صندوق های بازنشستگی کشور ما حال و روز خوبی ندارند به طوری که چند پیش مسئول بیمه های اجتماعی وزارت کار اظهار کرد که “ممکن است به جایی برسیم که مجبور شویم کیش، قشم و خوزستان را بفروشیم تا بتوانیم حقوق بازنشستگان را بدهیم…” این سخنان اگرچه ماهیتی هشدارگونه داشت و منجر به عَزل این مدیر شد ولی آنچه همچنان سر جای خود باقی است، بحران صندوق هاست در حالی که به اعتقاد کارشناسان، مشکلات پیچیده صندوق های بازنشستگی کشور مستقیماً به نحوه مدیریت آن ها در گذشته و حال بر می گردد!
نکته مهم صندوقهای بازنشستگی در راه حل سرمایهگذاری آن است که کوچک بودن و تلاطم بازار سرمایه در ایران و همچنین ریسکهای سیاسی برای سرمایهگذاری خارجی، این گزینه را هم برای صندوقها با سرمایهگذاری کامل و هم برای حسابهای انفرادی با ذخیرهسازی کامل با مشکل مواجه میکند.
از قرار معلوم، دست و دل بازی بیش از حد سیستم بازنشستگی در اجرای نظام مزایای معین، ورودی کم حق بیمه به صندوقها که ناشی از بالا بودن نرخ بیکاری در کشور است و عملکرد ضعیف اقتصادی در رابطه با رشد تولید ملی، وضعیت فعلی صندوقها را دچار تزلزل کرده است!
بدین ترتیب، طی سالهای اخیر این صندوقها نه تنها نتوانستهاند طلبهای خود را سر و سامان بدهند بلکه بخشی از طلبهای خود را به اجبار با شرکتهای ورشکسته و زیان دِه تهاتر کرده و مجبور شدهاند که به جای حضور در یک بازار رقابتی، در یک فضای تاریک و غیر شفاف به بنگاهداری بپردازند که آینده سالمندان را تحتالشعاع خود قرار خواهد داد.