گزارش/ تراکتور در محاصره بی‌عدالتی؛ وقتی فوتبال ایران از عدالت داوری تا مدیریت ورزشی سقوط می‌کند

عصرآزادی آنلاین/ سید وحید پیمان

بازی تراکتور و استقلال خوزستان دیروز تنها یک تساویِ فوتبالی نبود؛ پرده‌ای دیگر از سلسله بی‌عدالتی‌ها، اشتباهات مشکوک و تصمیمات غیرقابل دفاع داوری بود که بار دیگر ریشه بی‌اعتمادی هواداران تراکتور به ساختار فوتبال ایران را عریان کرد. پنالتی مسلم روی هاشم‌زاده، و نادیده‌گرفتن آشکار آن توسط داور و VAR، نه یک «اشتباه انسانی»، که نقطه‌ای از یک الگوی تکرارشونده است؛ الگویی که نتیجه مسابقه را تغییر داد و مانع از رسیدن تراکتور به سه امتیاز خانگی شد.

این «اولین بار» نیست. تراکتور سال‌هاست تاوان تصمیمات داوران و کمیته داوری را می‌دهد، و همین تکرارهاست که کنایه تند اسکوچیچ را تبدیل به یک حقیقت تلخ کرد؛ «تیم من قوی‌تر از تیم داوری است.» این جمله یعنی مربی یک تیم مدعی قهرمانی، باید علاوه بر تاکتیک و آمادگی تیمی، نگران عملکرد داورانی باشد که ظاهراً توان یا اراده مدیریت یک بازی حساس را ندارند.

از طرف دیگر امیرحسین حسین‌زاده پرده را کنار می‌زند و حرفی می‌زند که در ذهن بسیاری از هواداران تراکتور سال‌هاست می‌چرخد:

«همه پست به دست هم داده اند که امسال نتیجه نگیریم، اشتباه کردیم که سال قبل قهرمان شدیم.»

آیا این حرف بزرگ است؟ بله. اما آیا بی‌دلیل است؟ وقتی الگوی اشتباهات، همه در یک جهت و علیه یک تیم مدعی تکرار می‌شود، حرف‌های بازیکن تیم قهرمان دیگر تنها یک احساس نیست؛ یک هشدار است.

بیانیه تند باشگاه تراکتور نیز کاملاً طبیعی و حتی دیرهنگام است. باشگاهی که هزاران میلیارد برای ایجاد نشاط اجتماعی سرمایه‌گذاری کرده، حق دارد بپرسد چرا باید هزینه بی‌عدالتی را بدهد؟ چرا باید هر هفته با تصمیماتی مواجه شود که شائبه‌ آنها از «اشتباه» گذشته و به «جانبداری ساختاری» شباهت بیشتری دارد؟

اما این فقط داوری نیست. ماجرای خرابی عجیب چمن تازه‌نصب‌شده یادگار امام ــ با هزینه‌ای بیش از صد میلیارد تومان ــ پرسش‌های سنگینی را ایجاد کرده است:

چگونه ممکن است چمنی که قرار است بهترین چمن کشور باشد، چند هفته دوام نیاورد؟

مسئول کیست؟

کدام نهاد یا فرد از پاسخگویی فرار می‌کند؟

و مهم‌تر از آن: آیا این خرابی اتفاقی بوده یا تلاش برای دور نگه‌داشتن تراکتور از ورزشگاه خانگی‌اش؟

وقتی این نشانه‌ها کنار هم قرار می‌گیرند ــ از اشتباهات داوری و رفتارهای کمیته داوران، تا بحران چمن، تا دوقطبی‌های قومیتی که برخی عامدانه دامن می‌زنند، تا ماجرای جنجالی مصاحبه زنوزی و فردوسی‌پور ــ یک پرسش بزرگ در ذهن مردم شکل می‌گیرد:

«چرا چنین دشمنی گسترده با تراکتور وجود دارد؟»

پاسخ روشن است: تراکتور تنها یک تیم فوتبال نیست. تراکتور یک قدرت اجتماعی، سیاسی، اقتصادی و فرهنگی است. تراکتور باشگاهی است که توانسته هویت مردم آذربایجان را در فوتبال ایران و جهان برجسته کند، صدای میلیون‌ها نفر شود و هر جا پای حق‌خواهی و مطالبه‌گری باشد، پیش‌قراول باشد. این «قدرت» برای برخی خوشایند نیست؛ به‌ویژه برای ساختارهایی که از تغییر می‌ترسند و از محبوبیت یک تیم خارج از مرکز وحشت دارند.

راه‌حل چیست؟

  1. شکایت رسمی به AFC و فیفا

هر تصمیم داوری که بر نتیجه بازی اثر گذاشته است، باید با مستندات ویدئویی و کارشناسی به‌صورت رسمی به کمیته داوری AFC و دبیرخانه فیفا ارسال شود. این کار باید حقوقی، مستند و فوری انجام شود.

فیفا بارها به‌خاطر سیستم داوری فاسد یا ناکارآمد به فدراسیون‌ها هشدار داده یا حتی آنها را جریمه کرده است.

  1. مطالبه شفافیت از فدراسیون و کمیته داوران

مردم حق دارند بدانند چرا VAR وجود دارد اما کار نمی‌کند. چرا برخی صحنه‌ها بررسی می‌شود و برخی نه؟ چرا یک پنالتی آشکار نادیده گرفته می‌شود؟

  1. تشکیل یک تیم حقوقی بین‌المللی

باشگاه باید با وکلای متخصص ورزشی همکاری کند؛ کسانی که روند شکایت به فیفا، CAS و کمیته‌های داوری بین‌المللی را می‌شناسند.

  1. پیگیری بحران چمن یادگار امام

باید مشخص شود:

پیمانکار چه کسی بوده؟

نظارت با چه نهادی بوده؟

چرا یک پروژه صد میلیاردی ظرف چند هفته از هم پاشید؟

اگر تخلف و حیف‌ومیل رخ داده، پرونده باید به سازمان بازرسی کشور و دیوان محاسبات ارجاع شود.

  1. مقابله با اتهامات قومیتی

این نوع اظهارات فقط بازی با آتش است. تراکتور تیمی ملی است که هوادارانش در سراسر جهان حضور دارند. اغراق نیست اگر بگوییم تراکتور قابل مقایسه با هیچیک از باشگاه های ایران نبوده و آوازه آن سراسر دنیا طنین افکن شده است. سکوت در برابر این توهین‌ها یعنی پذیرش آن؛ باشگاه باید با رسانه‌ها، خبرنگاران و اشخاصی که عمداً این خط را دنبال می‌کنند، برخورد حقوقی کند.

سخن پایانی

اگر امروز تراکتور این بی‌عدالتی‌ها را تحمل کند، فردا هیچ تیمی در ایران از ظلم داوری و مدیریت در امان نخواهد بود.

فوتبال ایران به نقطه‌ای رسیده که سکوت در برابر تخلفات، آن را از یک «ورزش مردمی» به یک «بازی قدرت» تبدیل کرده است.

تراکتور باید با صدای بلند بایستد، اعتراض کند، شکایت کند و اجازه ندهد حق میلیون‌ها هوادار پایمال شود.

زیرا حق‌خواهی تراکتور، حق‌خواهی فوتبال ایران است.

ارسال یک پاسخ