یارانه‌هایی که مطبوعات را نحیف‌تر کردند؛ نه توانمندتر و مجوزهایی که رسانه را تکثیر کردند؛ نه تقویت

عصرآزادی آنلاین/ سید وحید پیمان

انتشار فهرست یارانه‌های تخصیصی به مطبوعات بار دیگر خطای مزمنی را آشکار کرد که سال‌هاست گریبان رسانه‌های کشور را گرفته است: اتلاف منابع مالی عمومی در قالب حمایت‌های بی‌هدف، بدون شفافیت و بدون نظارت مؤثر. از سوی دیگر، شیوه‌نامه توزیع آگهی‌های دولتی که از دولت روحانی پایه‌گذاری شد، به‌جای آن‌که موتور تقویت مطبوعات—به‌ویژه رسانه‌های محلی—باشد، عملاً به رانت‌سازی، تمرکزگرایی و بی‌عدالتی آشکار منجر شده است.
اما این‌ها تنها ریشه‌های بحران رسانه‌ای کشور نیستند؛ صدور بی‌رویه و بی‌برنامه امتیاز روزنامه، مجله و رسانه‌های دیجیتال، ضربه‌ای کاری بر پیکره مطبوعات محلی زده است.
رسانه‌هایی که بیش از نیاز تکثیر شدند؛ نه بر اساس ضرورت حرفه‌ای
در بسیاری از استان‌ها، تعداد رسانه‌ها هیچ نسبتی با ظرفیت بازار، حجم مخاطب یا نیاز اطلاع‌رسانی ندارد.
نمونه روشن آن تبریز است:
• بیش از ۱۹ روزنامه در یک شهر
• درمجموع حدود ۶۰۰ رسانه مکتوب و دیجیتال در آذربایجان شرقی
واقعیت این است که نه تبریز و نه استان آذربایجان شرقی برای چنین حجم سرسام‌آوری از رسانه‌ها ظرفیت واقعی ندارد. چنین تکثیری نه حاصل توسعه رسانه‌ای است، نه گسترش آزادی بیان؛ بلکه نتیجه ساده‌شدن صدور مجوز، نبود نظام ارزیابی حرفه‌ای، و تبدیل مجوز رسانه به ابزاری اداری و شغلی است.
بخش بزرگی از صاحبان امتیاز نیز شغل دولتی دارند؛ یعنی در ساختاری فعالیت می‌کنند که اساساً باید زیر ذره‌بین رسانه‌ها باشد، نه پشت میز صدور یا مالکیت رسانه.
این چرخه معیوب موجب شده:
• منابع محدود تبلیغات میان صدها رسانه پراکنده شود و به هیچ‌کس نرسد؛
• رسانه‌ها از رقابت سالم محروم شوند؛
• کیفیت محتوا پایین بماند؛
• و در نهایت، رسانه‌های واقعی و حرفه‌ای قربانی تکثیر رسانه‌های بدون مأموریت و بدون مخاطب شوند.
این وضعیت یکی از دلایل اصلی عقب‌ماندگی رسانه‌ای تبریز و استان است؛ چراکه انرژی و منابعی که باید صرف توسعه چند رسانه حرفه‌ای شود، میان ده‌ها و صدها رسانه غیرحرفه‌ای تقسیم می‌شود.
آگهی‌های دولتی؛ خونِ حیاتی که از تن رسانه‌های محلی بیرون می‌رود
در کنار بحران تکثیر مجوزها، سیستم توزیع آگهی‌های دولتی نیز ضربه‌ای دیگر است.
به‌طور رسمی، این آگهی‌ها «باید» برای تقویت رسانه‌های محلی هزینه شوند.
اما تجربه نشان می‌دهد که:
بیش از ۶۰٪ آگهی‌های استان آذربایجان شرقی به رسانه‌های خارج از استان—عمدتاً تهران—سرازیر می‌شود.
این یعنی رسانه‌های محلی نه از ظرفیت بومی بهره‌مند می‌شوند، نه از منابع استانی، و نه از حمایت ملی.
آگهی‌هایی که باید موتور توسعه رسانه‌ای شهر و استان باشند، عملاً از تبریز خارج شده و به بنگاه‌های رسانه‌ای پایتخت می‌رسند.
نتیجه روشن است:
• ضعف اقتصادی رسانه‌های محلی
• وابستگی آن‌ها به یارانه‌های حداقلی
• کاهش کیفیت
• فقدان سرمایه‌گذاری در زیرساخت و نیروی انسانی
یارانه‌ها؛ نسخه‌ای کمونیستی برای بیماری سرمایه‌گذاری رسانه‌ای
سیستم فعلی یارانه مطبوعات، به‌جای اینکه رقابت ایجاد کند، مدل اقتصاد دستوری و غیررقابتی را بازتولید کرده است:
• رسانه‌ای که محتوا ندارد یارانه می‌گیرد
• رسانه‌ای که تیراژ ندارد یارانه می‌گیرد
• رسانه‌ای که خبرنگار ندارد یارانه می‌گیرد
• و رسانه‌ای که عملاً وجود خارجی ندارد نیز یارانه می‌گیرد
این مدل بیمار، انگیزه را می‌کُشد و رسانه را نه به سمت مخاطب، بلکه به سمت سفره یارانه هدایت می‌کند.
راهکارهای واقعی برای اصلاح، توانمندسازی و توسعه رسانه‌های محلی
۱. توقف صدور بی‌رویه مجوز و ایجاد نظام اعتبارسنجی رسانه‌ای
• ارزیابی واقعی توان مالی، کادر تحریریه، برنامه انتشار
• جلوگیری از صدور مجوز برای افراد دارای شغل دولتی
• تعیین سقف تعداد رسانه بر اساس ظرفیت هر استان
• لغو مجوز رسانه‌های غیرفعال
۲. بازنگری کامل در شیوه‌نامه آگهی‌های دولتی
• آگهی هر استان فقط در رسانه‌های همان استان توزیع شود
• انتشار عمومی لحظه‌ای تمام آگهی‌ها و مبالغ آن
• تعیین سقف سهم رسانه‌های پایتخت
• جریمه انتقال آگهی از استان به تهران
۳. تخصیص یارانه بر مبنای عملکرد واقعی، نه صرفاً داشتن مجوز
معیارهای قابل راستی‌آزمایی:
• تیراژ واقعی
• بازدید واقعی در رسانه‌های دیجیتال
• تعداد خبرنگاران بیمه‌شده
• کیفیت محتوا
• اثرگذاری اجتماعی
• سابقه فعالیت منظم
۴. ایجاد «سامانه ملی شفافیت رسانه»
تمام موارد زیر باید به‌طور عمومی قابل مشاهده باشد:
• میزان یارانه
• میزان آگهی دریافتی
• تیراژ و گزارش‌های چاپ
• اطلاعات مالکیت و مدیرمسؤول
این شفافیت خودبه‌خود رسانه‌های صوری را حذف می‌کند.
۵. تشکیل «صندوق ملی توسعه رسانه‌های محلی»
با مأموریت:
• آموزش و تربیت خبرنگار

• حمایت از نشر دیجیتال
• وام کم‌بهره برای توسعه دفاتر استانی
• کمک به تجهیز تحریریه‌ها
۶. ادغام داوطلبانه رسانه‌های کوچک برای تشکیل رسانه‌های قدرتمند
تجربه جهانی نشان داده کمتر بودن تعداد رسانه‌ها، اما قوی‌تر، حرفه‌ای‌تر و اقتصادی‌تر بودن آن‌ها نتیجه بهتری دارد.
سخن پایانی
تا وقتی مجوز مهم‌تر از محتوا باشد، تبریز صاحب رسانه واقعی نخواهد شد.
تبریز و آذربایجان شرقی نه به ۱۹ روزنامه نیاز دارند، نه به ۶۰۰ رسانه پراکنده.
آنچه لازم است «چند رسانه قدرتمند، حرفه‌ای، مستقل و دارای سرمایه انسانی» است.
اما این هدف در شرایطی محقق نمی‌شود که:
• آگهی‌های استان به خارج از استان برود،
• یارانه‌ها کور و بی‌هدف توزیع شود،
• و مجوز رسانه به سهولت صادر شود و در اختیار افراد غیررسانه‌ای قرار گیرد.
زمان آن رسیده است که نظام یارانه، آگهی و مجوز مطبوعات از نو طراحی شود تا رسانه‌های محلی نه در حاشیه، بلکه در مرکز توسعه فرهنگی و اجتماعی استان قرار بگیرند.
ارسال یک پاسخ