ایران عزیز ما ؛ وقتی تبعیض شریک فحاشی می‌شود

تبریز/ فروغ آزادی/ سید وحید پیمان: بیانیه‌ پرسپولیس که با عبارت پرزرق‌وبرق «تنها بازنده اش ایران عزیز ماست» خاتمه می یابد، اگر قرار باشد فقط در بزنگاه‌های انتخابی صادر شود، نه دفاع از ایران‌ است و نه دفاع از اخلاق؛ بلکه پوششی‌ است برای استاندارد دوگانه.
هیچ تردیدی نیست:
کریم باقری یک اسطوره ملی است.
نه فقط برای پرسپولیس، بلکه برای فوتبال ایران. فحاشی ناموسی به او و نیز به افشین پیروانی ـ در هر زمان و هر مکان ـ عملی زشت، نفرت‌انگیز و کاملاً محکوم است. به‌ویژه اگر این اتفاق در تبریز و خطه آذربایجان رخ دهد؛ سرزمینی که مهد ادب، فرهنگ و شعور تاریخی ایران است و آوازه مهمان‌نوازی مردمش شهره عالم.
بدون هیچ اما و اگر، باید با طراحان و سازمان‌دهندگان چنین شعارهایی برخورد قاطع شود؛ چه لیدرهای خودخوانده و چه تماشاگرنماهایی که ورزشگاه را با میدان عقده‌گشایی اشتباه گرفته‌اند. این مطالبه، مطالبه‌ای روشن و غیرقابل مذاکره است.
اما پرسش اصلی اینجاست؛ پرسشی که عمداً بی‌پاسخ گذاشته می‌شود:
چرا وقتی شجاع خلیل‌زاده و علیرضا بیرانوند در ورزشگاه آزادی، در جریان بازی فصل گذشته پرسپولیس و تراکتور، هدف فحاشی‌های ناموسی قرار گرفتند، فدراسیون فوتبال به‌راحتی از کنار ماجرا گذشت؟
چرا آن روز، نه کمیته انضباطی به جوش آمد،
نه بیانیه‌های آتشین صادر شد،
نه کسی نگران «ایران عزیز» بود؟
چرا فحاشی ناموسی به بازیکنان تیم ملی و باشگاه تراکتور ـ آن هم در پایتخت و در حضور دوربین‌ها ـ کم‌اهمیت تلقی شد، اما امروز همان رفتار ناگهان به بحران ملی و تهدید هویت ایران تبدیل می‌شود؟
و سؤال صریح‌تر:
آیا فحاشی وقتی زشت است که به نام‌های خاص برسد؟
آیا اخلاق و قانون رنگ پیراهن می‌شناسد؟
در بازی ملی ایران و امارات نیز علیرضا بیرانوند با رکیک‌ترین توهین‌ها مواجه شد؛ فحاشی‌هایی که می‌توانست تمرکز تیم ملی و حتی مسیر صعود به جام جهانی را به خطر بیندازد. آنجا هم سکوت حاکم بود. سکوتی که عملاً به معنای چراغ سبز دادن به بی‌اخلاقی است.
باید صریح گفت:
مشکل امروز فوتبال ایران فحاشی نیست؛
مشکل، تبعیض در برخورد با فحاشی است.
نمی‌شود عقده‌های خفته را با ناسزا به بازیکنان تیم ملی تخلیه کرد و بعد، با خرج‌کردن نام ایران، ژست اخلاق گرفت.
نمی‌شود وقتی توهین به «ما»ست، سکوت کرد و وقتی به «دیگران» می‌رسد، فریاد وطن‌دوستی سر داد.
اگر ایران واقعاً عزیز است،
اگر کریم باقری واقعاً اسطوره ملی است،
اگر اخلاق ورزشی واقعاً خط قرمز است،
پس این خط قرمز باید برای همه، همه‌جا و همیشه یکی باشد.
در غیر این صورت، آنچه زیر سؤال می‌رود نه تبریز است، نه آزادی، نه یک بازیکن یا یک سکو؛
بلکه صداقت نهادهایی است که نام ایران را ابزار توجیه سکوت‌هایشان کرده‌اند.
ارسال یک پاسخ