روان شناسی به زبانِ امروزِ من

چرا نباید با کودکان درددل نابجا کرد؟

پریسا معین نمین، کارشناس ارشد مشاوره و راهنمایی

زخم‌های دوران کودکی، خصوصا زخم‌های هیجانی و روان‌شناختی، می‌توانند آثاری داشته باشند به درازای طول عمر ما. آن‌ها می‌توانند زندگی روزمره‌‌ی ما، روابط‌ و انتخاب‌های ما را تحت‌تاثیر خود قرار دهند.
یکی‌ از‌ این عمیق‌ترین زخم‌ها وقتی ایجاد می‌شود که در خانواده‌، نقش‌هایی به جز نقش فرزندی به کودکان تحمیل شود. این نقش‌ها بار زیادی بر دوش آن‌ها می‌گذارد که موجب می‌شود بیش از حد در موقعیت‌ها و مسائل مربوط به بزرگسالان درگیر شوند؛ و این درگیر شدن خارج از ظرفیت روانی‌ آن‌هاست و آسیب‌های زیادی برایشان به همراه دارد.
فرزندان شما کسانی نیستند که مشکلات زناشویی یا مسائل ارتباطی خود را با آن‌ها در میان بگذارید.
فرزندان شما نباید آن کسانی باشند که در هنگام سختی‌ها و ناراحتی‌ها برای پاک‌ کردن اشک‌هایتان روی آن‌ها حساب کنید.
فرزند شما درمانگر فردی‌ شما و یا مسئول حمایت عاطفی‌تان نیست.
فرزند شما نباید کسی باشد که رازهایتان را نگه دارد.
فرزند شما نباید میان‌ شما و همسرتان میانجی‌گری کند و واسطه‌ی انتقال پیام‌هایتان به یکدیگر باشد.
کودکان و نوجوانان در خانواده هنوز به لحاظ روانی و هیجانی برای پذیرفتن چنین نقش‌هایی آماده نیستند. در نتیجه وادار می‌شوند که زودتر از موعد از دنیای کودکی خود بیرون بیایند و از هم‌سالانی که به طور طبیعی در حال رشد کردن و بزرگ شدن هستند، فاصله بگیرند.
درد و دل کردن والدین با کودکان و نوجوانان می‌تواند بچه‌ها را افسرده، پرخاشگر، عصبی، مضطرب و منزوی کند و آنها را به یک نوع از بلوغ زودرس برساند که متناسب با سن آنها نیست و در نهایت این بچه ها در بزرگسالی نیز نشانه‌های بسیار پررنگی از افسردگی و اضطراب را از خود نشان می‌دهند.
شکل‌گیری مثلث سازی در رابطه کودک و والدین
همونطور که در بالاتر هم اشاره کردیم با درد و دل کردن، کودک در دام رابطه مثلثی میفته. توی مثلث سازی این اتفاق می‌افته که یکی از والدین که قدرت کمتری داره کودک رو وارد دعواها و گفتگوهای بین خودشون می‌کنه و از کودک انتظار حمایت داره. در حالی که ممکنه کودک ادراکی نداشته باشه که الان داره چه اتفاقی می‌افته چون بر حسب سن رشدیش هنوز به بلوغ عقلی نرسیده. علاوه بر اون ممکنه که احساس اضطراب در کودک شکل بگیره و با توضیحاتی که والد علیه والد دیگه نزد کودک بازگو می‌کنه، رابطه کودک رو با والدی که واقعاً بهش نیاز داره بد بکنه.
وقتی که والدین با کودکشون در سنین کودکی و در حالی که هنوز به بلوغ عقلی نرسیدند درد و دل می‌کنند، نمی‌تونن راهنمایی خوبی ازشون بگیرن که هیچ (چون قوه ادراکشون هنوز کامل نشده)، بلکه می‌تونه تصویر دنیا رو برای کودکشون مخدوش بکنن. چون کودک ممکنه که بعضاً درکی از اون مسائل نداشته باشه و براش قابل هضم نباشه. و این میتونه زمینه رو برای شکلگیری طرحواره آماده بکنه.
همچنین اگه درد ودل کردن با کودک مکررا رخ بده ممکنه که کودک در آینده دچار بلوغ زودرس بشه و و این مورد زمینه رو برای افسردگی و احتمال خودکشی بالا ببره.
وقتی که مادر یا پدر از والد دیگه نزد کودکش بدگویی یا درد و دل می‌کنه یا گاهاً درباره اتفاقایی که تو زندگیش افتاده به فرزندش میگه، کودک اضطراب زیادی رو متحمل می‌شه و احساس ناامنی می‌کنه؛ احساس می‌کنه که دیگه شاید نتونه به اون والدش اعتماد بکنه و تکیه‌گاه باشه براش و در نتیجه شاید دنیا رو جای امنی نبینه و دلبستگیش مخدوش بشه. به همین جهت ممکنه که شاهد شب ادراری‌ها، دندون قرونچه و موارد دیگه باشیم. همچنین این کار زمینه رو برای سایر اختلال‌های اضطرابی مثل اختلال اضطراب فراگیر در آینده فراهم می‌کنه.
‌‌والدین باید نسبت به رفتار‌هایی از قبیل اندوه، گریه مداوم، ناامیدی، کاهش انگیزه انجام فعالیت‌ها، خستگی مداوم، انزوای اجتماعی، احساس گناه، صحبت کردن و تلاش کردن برای ترک خانه، افکار و رفتار دال بر خودکشی در کودک و نوجوان خود حساس باشند و تکنیک‌های فرزندپروری را بیاموزند و از آن‌ها برای تربیت کودک خود بهره ببرند و در صورت بروز مشکلات رفتاری حتماً از مشاور و روانشناس کمک بگیرند.اینکه والدین رفتار دوستانه‌ای با فرزندان داشته باشند، متفاوت است با این‌که به عنوان دوست صمیمی روی آن‌ها حساب کنند. اولی شفابخش و دومی آسیب‌زاست. صرفا هرچه نزدیک بودن در روابط و گفتن رازهای مگو، کیفیت آن روابط را مشخص نمی‌کند. این مهم است که با حفظ فاصله‌ی امن، هر کدام مسیر رشد خود را طی کرده و در این مسیر همدلانه به یک دیگر کمک کنیم.

ارسال یک پاسخ