ضرورت توجه به زبانهای اقوام در استانهای دو زبانه کشور به بهانه روز جهانی زبان مادری از نگاه "عصرآزادی"
با افتخار به زبان مادری صحبت کنیم
عصرآزادی آنلاین/ شهرام صادق زاده
حتماً شما هم تایید میکنید که بسیار دردآور است وقتی می بینیم در برخی از خانوادههای تُرک زبان یا عرب زبان و یا کُرد زبان، همه با هم به زبان مادری صحبت می کنند اما وقتی پای کودکان به میان می آید والدین با آن ها به زبان فارسی صحبت می کنند!
این در حالی است که تکریم و حفظ زبان اقوام مختلف ایران به معنای تقبیح زبان فارسی نیست و بدون شک وجود زبانی واحد و رسمی که همه ساکنان یک کشور بتوانند به آن تکلم کنند اهمیت دارد اما زبان های دیگر این جغرافیا بخشی از فرهنگ جامعه بوده و از بین رفتن آنها به معنای از بین رفتن بخشی از کلیت فرهنگ منحصربفرد یک جامعه غیرفارسیزبان دارد.
روز ۲۱ فوریه مصادف با ۲ اسفند ماه از طرف یونسکو به عنوان روز جهانی زبان مادری نامگذاری شده است که در کنفرانس عمومی یونسکو در سال ۱۹۹۹ به منظور کمک به تنوع زبانی و فرهنگی انجام گرفته است اما متاسفانه ما در کشوری زندگی میکنیم که وزیر آموزش و پرورش آن در سال ۱۳۹۷ گفته بود که در برخی مناطق مشاهده شده است که با زبان محلی به دانشآموزان آموزش داده میشود که این موضوع بسیار خطرناک است زیرا بچهها زبان مادری خود را در خانواده فرا میگیرند پس باید زبان رسمی کشور را در مدرسه بیاموزند!
با این اوصاف مگر میتوان به آینده زبانهای مادری اقوام تُرک، کرد، عرب، بلوچ و ترکمن امیدوار بود؟ مگر اینکه طرز فکر مسئولان عالیرتبه، وزرا و نمایندگان مجلس تغییر کند وگرنه فقط با دست رئیسجمهور پزشکیان صدایی درنمیآید…
زبان مادری عشق فرد است و تنها زبان سخن گفتن نیست
زبان مادری، تنها یک ابزار برای ارتباط نیست بلکه قلب تپنده هویت، فرهنگ و تاریخ هر جامعه است. زبان، حامل اندیشهها، باورها، داستانها و تجربههای نسلهای گذشته است. وقتی زبانی از بین میرود، تنها واژهها نیستند که فراموش میشوند، بلکه بخشی از هویت جمعی یک جامعه نیز برای همیشه ناپدید میشود!
در استانهای دوزبانه کشور این خطر به وضوح احساس میشود. زبانهای قدرتمندی همچون تُرکی، عربی، بلوچی، ترکمنی و غیره که هر یک بخشی از تاریخ و فرهنگ مناطق کشور را در خود حفظ کردهاند اما امروزه، این زبانها در سایه زبان رسمی و تغییر سبک زندگی، در حال تنزل و بیتوجهی هستند در حالی که اگر زبان مادری یک منطقه افول کند معلوم نیست چه بر سر هویت مردم آنجا خواهد آمد!
هویت، مانند درختی است که ریشههای آن در زبان و فرهنگ نهفته است. اگر این ریشهها خشک شوند، درخت هویت ما نیز به تدریج پژمرده خواهد شد. نسلهای آینده ممکن است دیگر ندانند که اجدادشان چگونه زندگی میکردند، چه داستانهایی میگفتند و چه آوازهایی میخواندند. آنها ممکن است بخشی از خود را گم کنند، بخشی که تنها با زبان مادری قابل انتقال است.
اما هنوز دیر نشده است، با تلاش جمعی، میتوانیم زبانهای مادری را زنده نگه داریم و هویت خود را به نسلهای بعدی منتقل کنیم. این، نه تنها یک وظیفه فرهنگی، بلکه یک ضرورت انسانی است زیرا اگر زبان مادری بمیرد، هویت ما نیز به همراه آن رو به مرگ خواهد شد!
به اعتقاد مادران ما، متاسفانه توجه نکردهایم که زبان مادری، تنها زبان سخن گفتن نیست بلکه زبان عاطفه، زبان احساس و زبان زندگی فرد است، زبان مادری زبان درونی انسانهاست و فرآیند تفکر نخست به زبان درونی هر فرد رخ می دهد و سپس به زبان گفتاری او ترجمه می شود.
با آموزش زبان مادری به کودکان از شبیخون محفوظ میمانند
بر اساس برآوردهای غیررسمی، جمعیت اقوام غیرفارسی زبان ایران بین ۴۲ تا ۴۹ درصد جمعیت کشور را تشکیل میدهند.
یک فعال فرهنگی معتقد است: در طول ۷۰ سال گذشته فرزندان نزدیک به نیمی از جمعیت کشور، یعنی اقوام غیرفارسی زبان ایران را مجبور کردهایم که از سال اول دبستان زبان فارسی بیاموزند و به زبان فارسی آموزش ببینند، در حالی که فاز صفر توسعه در هر کشور در مقاطع دبستان و پیش دبستان شکل میگیرد لذا با تحمیل آموزش زبان فارسی به کودکانی که زبان مادریشان فارسی نیست، آنان را با یک توقف چند ساله در حساسترین سالهای عمر در فرآیند اجتماعی شدنشان روبرو میکنیم.
علی رستمی افزود: این که ۶۷ درصد مردودی دانشآموزان پایه اول و دوم دبستان متعلق به ۹ استان دو زبانه کشور است، موید چنین مشکلی است لذا کودکان غیرفارسی زبان وقتی سرانجام با زبان فارسی کنار آمده و آن را یاد میگیرند که سنین کودکی را از دست داده اند؛ سنینی که سرنوشت ساز ترین دوره برای یادگیری و تمرین ویژگیهایی است که بعداً برای حضور موثر و مستمر در فرآیند آفرینش توسعه، مورد نیاز است.
وی اضافه کرد: مطالعات نشان داده است که در گروههای جمعیتی دو زبانهها اگر زبان مادری را خوب یاد گرفته باشند، مغز آنان در پردازش اطلاعات هیجانی و حوزه دریافت معنایی توانایی بیشتری دارد.
رستمی تاکید کرد: با عدم آموزش زبان مادری و تحمیل زبان فارسی به کودکانی که زبان مادری آنها فارسی نیست، در همان سنین کودکی، تکامل زبان درونی و زبان تفکر آنان را متوقف میکنیم و آنان با تحمل فشارهای روانی و روحی زیادی و با چند سال تاخیر، سرانجام میتوانند به زبان تحمیلی جدید، تفکر کنند و سخن بگویند، اما آنچه در این میان از دست رفته است فرصت های تکامل ابعاد پرورشی و وجودی آنهاست که توانایی های ارتباطی و توسعه آفرینانه آنها را شکل می دهد!
آموزش زبانهای مادری یک امتیاز ویژه برای وفاق ملی است
زبان فارسی به عنوان زبان رسمی کشور، در آموزش، رسانهها و ارتباطات روزمره نقش پررنگی دارد و این موضوع باعث شده تا نسل جوان کمتر به زبان مادری خود صحبت کند و نمونههای آن در زبانهای عربی و ترکمنی مشاهده میگردد!
تدریس زبان مادری در مدارس کشور نهتنها یک مطالبه فرهنگی، بلکه یک حق بنیادین است که در اسناد حقوق بشری و قوانین داخلی ایران به رسمیت شناخته شده است زیرا زبانهای مادری نخستین ابزار شکلگیری تفکر، هویت و ارتباط اجتماعی کودک بوده و نادیده گرفتن آنها در نظام آموزشی میتواند پیامدهای عمیقی بر عملکرد تحصیلی، انسجام اجتماعی و توسعه پایدار کشور داشته باشد.
برخی از استانهای ایران با تنوع زبانی و فرهنگی خود، گنجینهای ارزشمند است که باید از آن محافظت کرد اما این گنجینه در معرض خطر فراموشی قرار دارد و متاسفانه نفوذ زبان فارسی، کمتوجهی به آموزش زبانهای محلی، مهاجرت و نبود برنامههای فرهنگی، همگی عواملی هستند که زبانهای بومی استانهای دو یا چند زبانه را تهدید میکنند.
بررسیهای علمی نشان دادهاند که آموزش به زبان مادری در سالهای نخست تحصیل، نهتنها به درک بهتر مفاهیم علمی توسط کودکان کمک میکند بلکه زمینهساز تقویت اعتماد به نفس، مشارکت اجتماعی و تعامل مؤثر میان گروههای زبانی مختلف است.
بدین ترتیب، کشورهایی که سیاستهای آموزشی دو زبانه را اتخاذ نمودهاند، توانستهاند به موفقیتهای چشمگیری در بهبود کیفیت آموزشی، کاهش نرخ تَرک تحصیل و افزایش احساس تعلق اجتماعی دست یابند لذا بر این اساس، برخلاف تصور برخی سیاستگذاران، آموزش زبانهای مادری نهتنها تهدیدی برای وحدت ملی محسوب نمیشود بلکه اتفاقاً میتواند به عنوان ابزاری برای تقویت هویت ملی و افزایش همبستگی اجتماعی مورد استفاده قرار گیرد.



