عصرآزادی آنلاین/ دکتر میلاد محقق
آموزش و پرورش یا تعلیم و تربیت؛ در سنین مختلف دارای ویژگیهایی است که دانستن آنها لازم و ضروری به نظر میرسد.
دنیای کودکان و نوجوانان پر از هیجان است و شناخت آنها برای هر پدر و مادری لازم و ضروری است.
خنده، گریه، خشم، نفرت عشق وانواع و اقسام دیگری از هیجانات در زندگی هر کودک و نوجوانی جریان دارد و کسانی که مسئولیت آموزش و پرورش را بر عهده دارند بهتر است درباره این مباحث مهم مطالعه داشته باشند.
بدیهی است که قبل ازمدیرها و معلمهای مدرسه؛ پدرها و مادرها نقش اساسی در آموزش و پرورش کودکان ونوجوانان را بر عهده دارند و هر اندازه توانمندیهای آنها در شناخت فرزندانشان بیشتر باشد، بهتر میتوانند نقش یک آموزش دهنده و پرورش دهنده خوب و مفید را ایفا کنند.
شناخت هیجانات کودکان و نوجوانان یکی از مباحث مهمی است که در آموزش و پرورش فرزندان نقش با اهمیتی دارد و کنترل و مدیریت آنها باید بر اساس اصول استاندارد علمی صورت گیرد.
در ابتدای بحث لازم است شش عنوان را به یاد داشته باشیم: حمایتگری، هدایتگری، نظارتگری، حمایتپذیری،هدایتپذیری و نظارتپذیری.
کسانی که مسئولیت آموزش و پرورش فرزندان را در دوران کودکی و نوجوانی بر عهده دارند بهتر است علوم و فنون حمایتگری، هدایتگری ونظارتگری را به درستی بدانند تا به کودکان و نوجوانان؛ علوم و فنون حمایتپذیری، هدایتپذیری و نظارتپذیری را بیاموزند و اگر چنین نکات آموزشی و پرورشی به خوبی انجام شود، کودکان و نوجوانان علاوه بر حمایتپذیری؛ هدایتپذیر و نظارتپذیر نیز خواهند شد.
به خوبی میدانیم که داشتن حس حمایتپذیری، یک موضوع عادی در زندگی افراد به ویژه در کودکان و نوجوانان است ولی آیا به همان اندازه که افراد حمایتپذیرند، هدایتپذیر و نظارتپذیر نیزهستند؟
پاسخ این پرسش کاملاً روشن است و میتوانیم بدون چشم پوشی بگوییم خیر اینچنین نیست و به ندرت افراد، نیاز به هدایتپذیری و نظارتپذیری را در خود احساس میکنند.
در موارد بسیاری دیده شده است که کودکان و نوجوانان در مقابل هدایتگری و نظارتگری پدرها، مادرها، مدیرها و معلمها، عکس العمل منفی و حتی پرخاشگرانه از خود نشان دادهاند و فقط انتظار دارند ازآنها حمایت شود؛ نه هدایت و نظارت! البته یادآوری این نکته بسیار مهم است که هدایتگری و نظارتگری حتماً بایستی پس از حمایتگری انجام شود و حتی نظارتگری نیز باید پس از حمایتگری و هدایتگری صورت گیرد، چون در شرایطی یک فرد هدایتپذیر و نظارتپذیرمیشود که قبل از آن، مورد حمایت قرار گرفته باشد. پیشنهاد میکنم کمی در این باره بیشتر بیندیشید.
پس حمایتگری یکی از نخستین قدمها برای ایجاد وبرقراری احساس نیاز به هدایتپذیری و نظارتپذیری در افراد است که البته باید علوم و فنون آن را به خوبی فرا گرفت و زوایای پیدا و پنهان آن را دانست.
کودکان و نوجوانان؛ به دلیل آنکه در مراحل رشد هستند، بسیار حمایتپذیرند و هر اندازه تحت رفتارهای حمایتگرانه قرار گیرند، خشنودتر میشوند و هیچگاه نیاز به حمایت شدن را از دست نمیدهند اما آیا فقط رفتارهای حمایتگرانه در زندگی آنها به تنهایی میتواند مفید و سودمند باشد؟ آیا اگر کودکان و نوجوانان فقط حمایت شوند ولی به سمت اهداف و مسیرهای درست زندگی هدایت و نظارت نشوند، شخصیت آنها به درستی شکل میگیرد؟ در اینجا و در پاسخ به این پرسش ها باید گفت که حمایتگری بدون هدایتگری و نظارتگری میتواند باعث تخریب شخصیت افراد شود و از سوی دیگر بهتر است بدانیم که اگر دو مقوله هدایت و نظارت به طور علمی و بر اساس معیارهای درست به انجام برسد، به خودی خود نوعی حمایت نیزمحسوب میشود.
دلیل این ادعا این است که اگر شما از کودکان و نوجوانان حمایت کنید ولی آنها در مسیر درست و به سمت اهداف مفید و سودمند زندگی قرار نگیرند، زحمات شما به هدر میرود و اقدامات حمایتگرانه شما، هیچ اثر مثبتی در زندگی آنها نخواهد داشت و حتی حمایتهای شما باعث وارد ساختن آسیبهای جدی به آنها خواهد شد.
یکی از دلایلی که برخی مدیران و مسئولان؛ هدایتپذیر و نظارتپذیر نیستند و در مقابل رفتارهای هدایتگرانه ونظارتگری افراد و سازمانهای ذیربط، عکسالعملهایی انجام میدهند که نشان دهنده هدایتپذیرو نظارتپذیر نبودن آنان است، همین نکاتی است که بیان کردیم.
وقتی افراد از دوران کودکی و نوجوانی فقط حمایتپذیر میشوند و هدایتپذیری و نظارتپذیری را بطور علمی و عملی نمیآموزند، در سنین بالاتر نیز نمیتوانند هدایتپذیر و نظارتپذیر باشند و فقط انتظار دارند از آنها حمایت شود.
در این شرایط نمیتوان از اینگونه افراد انتظار داشت تا رفتارهایی از خود نشان دهند که هدایتپذیری ونظارتپذیری آنها را به اثبات برساند.
به همین دلیل است که هیچگاه انتقادپذیر و پاسخگو نیستند و اگر در جایگاههای مدیریتی بکار گمارده شوند، در مقابل هدایتگری و نظارتگری شخصیتهای حقیقی و حقوقی ذیربط، رفتارهای نامطلوب و پرخاشگرانه از خود نشان میدهند.
بسیاری از منازعات و درگیریها در جوامع بشری نیز از همینجا ریشه میگیرد و افراد به دلیل نداشتن روحیه هدایتپذیری و نظارتپذیری، بجای پذیرش منطق؛ ناسازگاری غیرمنطقی را از خود بروزمیدهند.
اگر به دنبال آن هستیم که در جای جای کره زمین صلح برقرار شود، بایستی به این نکات مهم در آموزش و پرورش کودکان و نوجوانان، بیش از پیش توجه کنیم و در کنار حمایتپذیر کردن آنان، هدایتپذیری و نظارتپذیری را نیز به آنان بیاموزیم تا در مجموع؛ جامعهای حمایتپذیر، هدایتپذیر و نظارتپذیر داشته باشیم.
در این راه؛ خانه ومدرسه نقش ارزندهای را میتواند داشته باشد تا استانداردهای پنداری، گفتاری وکرداری فردی و اجتماعی را در جامعه بنا نهاده و شاهد بهترین رفتارهای فردی واجتماعی از سوی افراد در جوامع بشری باشیم.
باید به این باور مهم برسیم که ایجاد، برقراری وحفظ صلح در جهان؛ تنها از این راه امکانپذیر است.