پول بهتر است یا ثروت؟!

به قلم: دکتر میلاد محقق

به یاد داریم که در دوران تحصیلی از ما می‌خواستند در باره این موضوع: “علم بهتر است یا ثروت؟” انشاء بنویسیم و اغلب دانش‌آموزان با نوشتن مطالبی، علم را بهتر از ثروت می‌دانستند.
حال با اندکی اندیشیدن در این باره ببینیم که آیا طرح موضوع اینچنینی برای درس انشاء درست بوده است یا خیر؟
برای رسیدن به واقعیت ابتدا لازم است هر یک از این واژه‌ها را بشناسیم.
علم چیست و ثروت کدام است؟
علم؛ مخزن دانایی است و هرآنچه را که بخواهیم آموزش دهیم بایستی از منابعی بهره ببریم که به آن علم می‌گویند.
آموزش یعنی انتقال بسته‌های مفهومی از سوی آموزش‌دهنده به سمت آموزش‌گیرنده یا فراگیر و
اما آنچه که باعث می‌شود مخازن و منابع علمی همیشه برای بخش آموزش، محصولات تازه و قابل بهره‌برداری داشته باشند، پژوهش است.
فرآورده‌های پژوهشی در مخازن و منابع علمی نگهداری می‌شوند و با تبدیل آنها به بسته‌های مفهومی، توسط آموزش، به اهداف آموزشی رسانده می‌شود.
ثروت چیست؟
ثروت یعنی دارایی که به دو بخش مادی و غیر مادی تقسیم‌بندی می‌شود.
هر چیزی که برای انسان مفید باشد و در جهت بهبود کمی و کیفی زندگی او اثر بگذارد، ثروت و دارایی او محسوب می‌شود.
علاوه بر دارایی‌های مادی؛ دارایی‌های غیرمادی و معنوی نیز ثروت یک انسان به حساب می‌آیند.
دوست خوب، پدر، مادر، برادر، خواهر، فرزند، همسایه خوب و… دارایی‌هایی هستند که ثروت انسان بشمار می‌روند.
حال یک پرسش: آیا علم؛ ثروت نیست؟
وقتی استاد، معلم و آموزگار درس می‌دهد و در مقابل ارائه خدمات آموزشی، پول و دستمزد دریافت می‌کند، آیا نمی‌توان علم را ثروت دانست؟
وقتی کسی تحت آموزش علمی قرار می‌گیرد و بر معلوماتش افزوده می‌شود و این روند باعث تغییر رفتار درست و منطقی در او می‌گردد، آیا نمی‌توان علم را ثروت قلمداد کرد؟
یا اینکه بسیاری از اختراعات در جهان که منشا آن علم بوده و باعث بهبود وضعیت و شرایط زندگی جوامع بشری شده و می‌شود، ثروت نیست؟
پس می‌توان چنین نتیجه گرفت که همه دارایی‌های مادی و غیرمادی انسان ثروت نامیده می‌شود که حتی می‌توان سلامت جسمی و روحی او را نیز ثروت دانست زیرا بدون آن نمی‌تواند موجودیت داشته باشد.
اما پول چیست؟
پول ابزار جابجایی و انتقال دارایی و ثروت است.
همانگونه می‌دانیم روش معامله در گذشته به صورت پایاپای یا تهاتری بود و مردم در معاملات، کالا و خدمات در اختیار خود را با کالا و خدمات مورد نیاز مبادله می‌کردند و به مرور زمان چون امکان دادوستد با این روش امکان‌پذیر نبود، پول را وسیله‌ای برای به‌دست آوردن کالاها و خدمات مورد نیاز در نظر گرفتند.
پس زمانی می‌توان پول را ثروت دانست که بتوان بوسیله آن نیازمندی‌ها را تامین کرد که در این صورت نیز منبع ثروت به حساب نمی‌آید زیرا برای جابجایی، انتقال و بدست آوردن ثروت و دارایی بکار می‌رود.
یکی از موضوعات مهم در جهان امروز؛ خلق پول و همچنین مدیریت و کنترل آن است که برای این منظور هم بایستی به علم متوسل شویم.
حال با این توضیحات بیندیشیم که چرا “علم بهتر است یا ثروت” به‌عنوان موضوع انشاء ما تعیین می‌شد؟
وقتی علم به خودی خود ثروت است؛ چرا باید در مقابل ثروت قرار داده شود؟
آیا این اقدام؛ دانسته انجام می‌شد یا نادانسته؟
در ابتدای تحصیلات به ما اینگونه فهماندند که ثروت دگر است و علم چیز دگر است!
اما اکنون دانستیم که می‌بایستی اینگونه موضوع را مطرح می‌کردند: پول بهتر است یا ثروت؟
در میان انواع فقر و نیازمندی می‌توان فقر فرهنگی را خطرناک‌تر دانست زیرا برخورداری و بهره‌مندی از ثروت و دارایی فرهنگی می‌تواند توانمندی اجتماعی، اقتصادی و سیاسی را ایجاد و برقرار سازد اما اگر فرد و یا جماعتی به فقر فرهنگی دچار شده باشند هرگز به رشد اجتماعی، اقتصادی و سیاسی نخواهند رسید و به همین دلیل است که ستمگران جهان همیشه با مبتلا ساختن اجتماعات بشری به فقر فرهنگی، آنان را به فقر اجتماعی، اقتصادی و سیاسی دچار می‌سازند.
یکی از راههای ایجاد ابتلاء به فقر فرهنگی، معیوب ساختن صورت مسئله است که در اینجا به آن اشاره داشته‌ایم.
معیوب ساختن و یا معیوب نشان دادن صورت مسئله‌های آموزشی و پرورشی؛ یکی از راه‌های به انحراف کشاندن مسیر رشد فرهنگی، اجتماعی، اقتصادی و سیاسی جوامع بشری است که نظام سلطه و استکبار جهانی با بکارگیری منابع و ابزارهای قدرت، به آن مشغول است.
جامعه‌ای که علم را ثروت و یا بالاتر از آن؛ منبع ثروت بداند، هیچگاه به فقر و نیازمندی دچار نخواهد شد زیرا برخورداری و بهره‌مندی از علم و دانش باعث خواهد شد که افراد و اقشار مختلف در قالب صنوف و مشاغل، از راه‌های درست و منطقی به دنبال کسب سایر دارایی‌ها بروند اما اگر از علم و دانش برخوردار نباشند، دچار فقر فرهنگی شده و به دارایی‌های یکدیگر دست‌اندازی می‌کنند و غارت و چپاول شایع می‌شود.
جامعه‌ای که علم راثروت نداند، محکوم به فقر فرهنگی خواهد بود و در آن؛ پرونده‌ها و جرائم امنیتی، انتظامی و قضایی افزایش خواهد یافت.
در چنین جامعه‌ای؛ فقر اجتماعی، اقتصادی و سیاسی گسترده و فراگیر خواهد شد و همه مصادیق ثروت و دارایی، یکی پس از دیگری نابود خواهند شد.
اکنون به این نتیجه‌گیری می‌رسیم که اگر سنگ بنای آموزش و پرورش کج نهاده شود، بنای تعلیمی و تربیتی جامعه نیز تا ثریا کج خواهد رفت.
در انتهای بحث می‌توانیم بپرسیم که پول بهتر است یا ثروت؟

ارسال یک پاسخ