واکاوی صریح سخنان سید وحید پیمان مدیر مسئول فروغ آزادی در حضور الیاس حضرتی رئیس شورای اطلاع رسانی دولت؛ از لزوم جراحی قانون مطبوعات تا رویای احیای مرجعیت رسانهای آذربایجان
تبریز/ عصرآزادی آنلاین:
نشست اخیر شورای اطلاعرسانی استان آذربایجان شرقی با حضور الیاس حضرتی، رئیس شورای اطلاعرسانی دولت، بستر طرح مباحثی فراتر از گزارشهای روتین اداری بود. در حالی که فرستاده دولت از راهبرد پساجنگ و «روایت سازندگی و امید» سخن میگفت، سخنان صریح، انتقادی و واقعگرایانه سید وحید پیمان، عضو این شورا و مدیرمسئول روزنامه فروغ آزادی، پنجرهای رو به واقعیتهای تلخ و فرسایشی رسانههای محلی و ملی گشود. فرسایشی که نهتنها سرمایه اجتماعی را نشانه رفته، بلکه جایگاه تاریخی تبریز را به عنوان پیشران تحولات فرهنگی و سیاسی کشور، به حاشیه رانده است.
۱. پارادوکس «قانون کنترلگر» و «مخاطب هوشمند»
نقطه عطف تحلیل پیمان، دست گذاشتن بر پاشنه آشیل رسانههای امروز بود: قانون مطبوعات فعلی. در ساختاری که قانون به جای ایفای نقش تسهیلگر و دیدهبان حقوق عامه، به عنوان ابزاری هدایتگر و کنترلگر عمل میکند، رسانهها عملاً به سمتی سوق داده میشوند که نقد کانونهای قدرت را با مدح عملکرد دولتها تاخت بزنند.
اما این رویکرد یک بازنده بزرگ دارد و آن «اعتماد مخاطب» است. به تعبیر دقیق مدیرمسئول فروغ آزادی، مخاطب تبریزی که از پیشینه و هوش سیاسی بالایی برخوردار است، تفاوت میان گزارش واقعی و مدح سفارشی را به خوبی میفهمد. وقتی قانون، دست و پای رسانه را برای اقناع افکار عمومی میبندد، مخاطب نیز سبد مصرف رسانهای خود را تغییر میدهد. رسانهای که اعتماد مخاطب را ندارد، فاقد سرمایه است و رسانه بدون سرمایه، توانایی دفاع از هیچ روایتی را — چه جنگ و چه پساجنگ — نخواهد داشت.
۲. تعارف بزرگ: «تبریز، شهر اولینها» در کما
بخش دیگری از این سخنان، یک خودانتقادی شجاعانه و فراتر از شعارهای مرسوم مدیریتی بود. سالهاست که عنوان «شهر اولینها» در تئاتر، سینما، سیاست و مطبوعات، به ترجیعبند سخنرانیها در آذربایجان تبدیل شده است؛ اما پیمان با صراحت این عنوان را در شرایط فعلی «یک تعارف» خواند. واقعیت عینی جامعه امروز تبریز، فاصله معناداری با دوران درخشان مشروطه و تحولات پیش از آن دارد. نمود عینی این افول، نبود حتی یک موسسه رسانهای مرجع، قدرتمند و تاثیرگذار در سطح ملی و بینالمللی در این خطه است. تبریز که روزگاری مهد جراید جریانساز بود، امروز در محاصره بروکراسی و محدودیتها، قافیه را به مرکزگرایی شدید رسانهای باخته است.
۳. ظرفیت بینالمللی تبریز؛ تجربه موفق کنگره استاد شهریار
با این حال، این نگاه انتقادی به معنای بنبست نیست. ظرفیتهای تبریز کماکان زندهاند، به شرط آنکه اراده و حمایت حاکمیتی پشتوانه آنها باشد. الگو و نمونه بارز این مدعا، برگزاری شکوهمند کنگره بینالمللی استاد شهریار در سال گذشته بود. رخدادی که با درایت دکتر علی اصغر شعردوست دبیر کل کنگره و در سایه حمایتهای بیدریغ دکتر سرمست، استاندار آذربایجان شرقی و معاون ایشان دکتر محمدزاده و مساعدت های شهرداری تبریز پتانسیل واقعی این دیار را آزاد کرد.
وقتی بستر فراهم شد، بازتاب این رویداد از مرزها فراتر رفت و رسانههای معتبر بینالمللی از TRT ترکیه تا شبکههای تلویزیونی چین، لبنان، عراق، مصر و جمهوری آذربایجان به انعکاس آن پرداختند. این تجربه نشان داد که تبریز اگر بخواهد و بگذارند، میتواند نام ایران را در پهنه بینالمللی پرآوازه کند و قدرت دیپلماسی فرهنگی کشور را ارتقا دهد.
۴. دو گام اساسی برای عبور از بحران: توپ در زمین تهران و تبریز
پایانبندی این سخنان، ارائه دو پیشنهاد عملیاتی و کلیدی بود که مستقیماً مسئولیت را متوجه دو کانون تصمیمگیری میکند:
• در تهران (توسط الیاس حضرتی): جراحی و اصلاح ساختاری قانون مطبوعات. قانونی که باید تضمینکننده «آزادی در قبال مسئولیت» باشد، نه لزوماً ناظر بر کرنش در برابر قدرت. تا زمانی که این ساختار اصلاح نشود، روایتهای پساجنگ و توسعه، خریدار چندانی در افکار عمومی نخواهد داشت.
• در تبریز (توسط استاندار): پایهگذاری و ایجاد یک موسسه رسانهای قدرتمند، مدرن و بینالمللی در تبریز تا دیپلماسی رسانهای شمالغرب ایران پس از سالها انزوا، احیا شود.
نتیجهگیری:
دولت اگر به دنبال «روایت زندگی و سازندگی» در دوران پساجنگ است، باید بداند که این روایت با روابطعمومیهای توجیهگر و مطبوعات ثناگو ساخته نمیشود.
سخنان سید وحید پیمان در شورای اطلاعرسانی، زنگ خطری بود برای سیاستگذاران کلان تا بدانند بدون آزادی مسئولانه رسانهها و بدون احیای قطبهای رسانهای منطقهای مانند تبریز، هرگونه تلاش برای اقناع افکار عمومی، آب در هاون کوبیدن است.