شراره عطاری در گفت و گوی اختصاصی با عصرآزادی آنلاین:

مستند اجتماعی برای من نوعی مواجهه با واقعیت است

– وقتی درباره اعتیاد صحبت می‌کنیم، فقط درباره مصرف یک ماده حرف نمی‌زنیم. درباره فروپاشی رؤیاها، خانواده‌ها، استعدادها و گاهی تمام یک زندگی حرف می‌زنیم این دغدغه برای من تازه نیست.

– آسیب‌های اجتماعی چهره نمی‌شناسند و اگر بخواهیم با آنها مقابله کنیم، قبل از هر چیز باید واقعیت آنها را بپذیریم.

عصرآزادی آنلاین/ سرویس فرهنگی:

شراره عطاری، مستندساز و فارغ‌التحصیل سینما، از سال ۱۳۸۲ در زمینه ساخت فیلم‌های مستند فعالیت می‌کند. بخش عمده آثار او به مسائل اجتماعی و انسان معاصر اختصاص داشته است. مستند «گاهی اتفاق می‌افتد» درباره ترنسکشوالیتی در ایران از شناخته‌شده‌ترین آثار اوست. تازه‌ترین فیلم او، «پهلوانان نمی‌میرند»، نیز در ادامه همین دغدغه‌های اجتماعی شکل گرفته است.

عصرآزادی آنلاین – گفت و گو از علیرضا نیاکان؛ گفت‌وگوی اختصاصی با خانم شراره عطاری نویسنده تهیه کننده و کارگردان فیلم مستند «پهلوانان نمی‌میرند» انجام شده است که به نظرتان می رسد:
سؤال ۱: در روزگاری که مخاطبان با حجم عظیمی از محتوا روبه‌رو هستند، مستند اجتماعی چه جایگاهی دارد و چرا هنوز ساختن آن را ضروری می‌دانید؟
مستند اجتماعی برای من صرفاً یک گونه سینمایی نیست؛ نوعی مواجهه با واقعیت است.
ما در دورانی زندگی می‌کنیم که هر روز با انبوهی از خبرها، تصاویر و روایت‌ها روبه‌رو هستیم. اتفاقات مهم خیلی سریع به تیتر تبدیل می‌شوند و خیلی سریع‌تر فراموش می‌شوند. اما واقعیت‌های اجتماعی با فراموش شدن از بین نمی‌روند. آنها همچنان در زندگی آدم‌ها جریان دارند.
به همین دلیل معتقدم مستند وظیفه‌ای فراتر از ثبت وقایع دارد. مستند باید پشت خبر بایستد و به سراغ پرسش‌هایی برود که معمولاً در هیاهوی روزمره گم می‌شوند. اگر قرار باشد سینما فقط سرگرم کند، بخشی از رسالت خود را فراموش کرده است. مستند اجتماعی این امکان را فراهم می‌کند که لحظه‌ای در برابر واقعیت مکث کنیم؛ حتی اگر آن واقعیت تلخ، ناراحت‌کننده یا آزاردهنده باشد.
سؤال ۲: به نظر شما یک مستندساز اجتماعی وظیفه دارد پاسخ ارائه کند یا پرسش‌های مهم را پیش روی جامعه قرار دهد؟
من هیچ‌وقت تصور نکرده‌ام که وظیفه مستندساز ارائه راه‌حل‌های قطعی باشد. مسائل اجتماعی پیچیده‌تر از آن هستند که بتوان برای آنها نسخه‌های ساده پیچید.
اما مستندساز یک وظیفه مهم دارد؛ اینکه پرسش‌های درست را مطرح کند.
بسیاری از تغییرات مهم اجتماعی از پاسخ‌ها آغاز نمی‌شوند، از پرسش‌ها آغاز می‌شوند. از لحظه‌ای که جامعه درباره موضوعی حساس می‌شود و دیگر حاضر نیست به سادگی از کنار آن عبور کند.
برای من مستند بیش از آنکه محلی برای صدور حکم باشد، بستری برای گفت‌وگو است. فیلم باید مخاطب را به فکر کردن وادار کند. اگر پس از پایان فیلم همه چیز تمام شده باشد، شاید مستند به مهم‌ترین وظیفه خود عمل نکرده است.
سؤال ۳: دغدغه پرداختن به اعتیاد و آسیب‌های اجتماعی ناشی از آن از کجا در شما شکل گرفت و چگونه به ساخت «پهلوانان نمی‌میرند» رسید؟
سال‌هاست که موضوع اعتیاد ذهن مرا درگیر کرده است. من اعتیاد، به‌ویژه اعتیاد به مواد صنعتی را یکی از تاریک‌ترین پدیده‌های جهان معاصر می‌دانم. پدیده‌ای که در بسیاری از موارد شبیه یک سیاهچاله عمل می‌کند؛ انسان‌ها را به درون خود می‌کشد و هرچه زمان می‌گذرد، فاصله گرفتن از آن دشوارتر می‌شود.
وقتی درباره اعتیاد صحبت می‌کنیم، فقط درباره مصرف یک ماده حرف نمی‌زنیم. درباره فروپاشی رؤیاها، خانواده‌ها، استعدادها و گاهی تمام یک زندگی حرف می‌زنیم.
این دغدغه برای من تازه نیست. سال‌ها پیش قصد داشتم مستندی درباره پیامدهای اجتماعی و جرایم مرتبط با سوءمصرف مواد مخدر بسازم. قرار بود با افرادی گفت‌وگو کنم که زندگی‌شان تحت تأثیر این مسئله قرار گرفته بود، اما آن پروژه به دلیل فراهم نشدن مجوزهای لازم به نتیجه نرسید.
با این حال، آن پرسش‌ها همچنان با من ماندند.
تا اینکه روزی خبر مربوط به محسن قاسمی را خواندم. احساس کردم با یک خبر معمولی روبه‌رو نیستم. در دل آن ماجرا، بسیاری از پرسش‌هایی را دیدم که سال‌ها ذهن مرا درگیر کرده بودند؛ اعتیاد، درمان، قانون، مسئولیت اجتماعی و سرنوشت انسانی که روزی قهرمان بوده است.
شاید تلخ‌ترین بخش ماجرا همین باشد. محسن قاسمی برای بسیاری از مردم نماد قدرت، اراده و موفقیت بود. اما این اتفاق بار دیگر یادآوری می‌کند که اعتیاد نه ضعیف و قوی می‌شناسد، نه مشهور و گمنام. هیچ‌کس از آسیب‌های اجتماعی مصونیت مطلق ندارد.
در همان لحظه احساس کردم این فقط یک سوژه برای ساخت فیلم نیست؛ ادامه مسیری است که سال‌ها پیش جست‌وجوی آن را آغاز کرده بودم.
سؤال ۴: در این فیلم با زندگی یک قهرمان ورزشی روبه‌رو هستیم.
آیا انتخاب این شخصیت، تلاشی برای به چالش کشیدن تصور رایج ما درباره اعتیاد بوده است؟
قطعاً. یکی از بزرگ‌ترین سوءتفاهم‌ها درباره اعتیاد این است که تصور کنیم فقط برای دیگران اتفاق می‌افتد. انگار همیشه قربانی این آسیب کسی است که از ما فاصله دارد.
اما واقعیت چنین نیست.
محسن قاسمی برای من فقط یک ورزشکار نبود. او نماینده تصویری بود که جامعه از موفقیت، اراده و قهرمانی در ذهن خود ساخته است. وقتی چنین فردی درگیر این چرخه می‌شود، بسیاری از پیش‌فرض‌های ما فرو می‌ریزند.
به همین دلیل این روایت اهمیت پیدا می‌کند. چون به ما یادآوری می‌کند که آسیب‌های اجتماعی چهره نمی‌شناسند و اگر بخواهیم با آنها مقابله کنیم، قبل از هر چیز باید واقعیت آنها را بپذیریم.

سؤال ۵: «پهلوانان نمی‌میرند» فقط به مسئله اعتیاد نمی‌پردازد و به موضوع مراکز ترک اعتیاد نیز نزدیک می‌شود. هنگام پرداختن به چنین موضوع حساسی، مهم‌ترین دغدغه شما چه بود؟
بزرگ‌ترین دغدغه من، حفظ پیچیدگی واقعیت بود.
در جامعه‌ای که با بحران اعتیاد روبه‌رو است، طبیعی است که مراکز مختلفی برای درمان و بازتوانی شکل بگیرند. اما هر جا که با جان انسان‌ها سروکار داریم، مسئولیت نیز باید در بالاترین سطح ممکن وجود داشته باشد.
مسئله فقط نیت خوب نیست. تاریخ نشان داده که نیت خوب، بدون تخصص، بدون نظارت و بدون پاسخگویی، همیشه نتیجه خوب به همراه نمی‌آورد.
یکی از پرسش‌های مهمی که این فیلم با آن مواجه است، همین موضوع است؛ اینکه چگونه می‌توان میان ضرورت درمان، حفظ کرامت انسانی و ضرورت نظارت و پاسخگویی تعادل برقرار کرد.
به باور من، هرچه موضوع حساس‌تر باشد، نیاز ما به قانون، نظارت و مسئولیت‌پذیری بیشتر خواهد بود.
سؤال ۶: در بخشی از فضای فیلم، موضوع قانون، پاسخگویی و عدالت نیز مطرح می‌شود. آیا معتقدید سینمای مستند می‌تواند در شکل‌گیری توجه عمومی نسبت به این مسائل نقش داشته باشد؟
من فکر نمی‌کنم یک فیلم بتواند به تنهایی قانون را تغییر دهد. اما می‌تواند جامعه را نسبت به موضوعی حساس‌تر کند و این اتفاق کمی نیست.
گاهی یک پرونده در حد یک خبر باقی می‌ماند و بعد به فراموشی سپرده می‌شود. اما مستند می‌تواند آن را به بخشی از حافظه جمعی تبدیل کند.
از نظر من، عدالت فقط به رسیدگی به یک پرونده محدود نمی‌شود. عدالت زمانی معنای کامل‌تری پیدا می‌کند که بتواند از تکرار یک اتفاق جلوگیری کند.
اگر این فیلم بتواند سهم کوچکی در شکل‌گیری گفت‌وگویی جدی‌تر درباره مسئولیت، نظارت، پاسخگویی و حفاظت از جان انسان‌ها داشته باشد، احساس می‌کنم به بخشی از هدف خود نزدیک شده است.
سؤال ۷: آیا «پهلوانان نمی‌میرند» درباره یک فرد است یا درباره ما؟
اگر مخاطب پس از تماشای فیلم تصور کند که این فقط داستان یک نفر بوده است، احتمالاً فیلم را آن‌گونه که من می‌خواستم ندیده است.
این فیلم درباره یک انسان است، اما فقط درباره یک انسان نیست.
درباره جامعه‌ای است که با آسیب اعتیاد روبه‌رو است. درباره ضرورت قانون و مسئولیت‌پذیری است. درباره این پرسش است که آیا از تجربه‌های تلخ درس می‌گیریم یا محکوم به تکرار آنها هستیم.
ارزش جان انسان‌ها فقط زمانی معنا پیدا نمی‌کند که پس از وقوع یک فاجعه درباره آنها صحبت کنیم. ارزش واقعی جان انسان‌ها زمانی آشکار می‌شود که پیش از وقوع فاجعه، سازوکارهایی برای حفاظت از آنها وجود داشته باشد.
دوست دارم مخاطب پس از پایان فیلم با این پرسش سالن را ترک کند:
«آیا آنچه دیدم فقط سرنوشت یک فرد بود، یا هشداری درباره واقعیتی که ممکن است بارها و بارها تکرار شود؟»
اگر این فیلم بتواند حتی برای لحظه‌ای ما را وادار کند که درباره مسئولیت خود در برابر چنین واقعیت‌هایی بیشتر فکر کنیم، احساس می‌کنم به هدفش نزدیک شده است. برای من، ارزش واقعی مستند دقیقاً در همین نقطه شکل می‌گیرد؛ جایی که فیلم به پایان می‌رسد، اما گفت‌وگو تازه آغاز می‌شود.

ارسال یک پاسخ